گشایش خانه فرهنگ و هنر آداراب افسر بختیاری در دستگرد چغاخور؛ پاسداشت شعر و فرهنگ بختیاری

راهنمای مطالعه نمایش

گشایش خانه فرهنگ و هنر آداراب افسر بختیاری؛ وقتی یک روستا به خانه‌ای برای جاودانگی فرهنگ بدل می‌شود

گاهی یک بنا گشوده می‌شود، اما در حقیقت یک جهان فرهنگی درهای خود را به روی مردم باز می‌کند.

گاهی کلنگی بر زمین زده می‌شود، دیواری بالا می‌رود و تابلویی بر سردر جایی نصب می‌شود؛ اما پشت آن اتفاق ظاهراً ساده، آرزویی بزرگ نهفته است: آرزوی اینکه شعر، زبان، موسیقی، تاریخ، خاطره، هنر و هویت یک سرزمین، نه‌تنها در حافظه نسل امروز باقی بماند، بلکه با سربلندی به نسل‌های آینده سپرده شود.

آنچه دیروز در روستای دستگرد چغاخور در استان چهارمحال و بختیاری با آیین گشایش خانه فرهنگ و هنر آداراب افسر بختیاری رخ داد، از همین جنس است؛ رویدادی که نمی‌توان آن را تنها افتتاح یک مکان فرهنگی دانست. این رخداد را باید به‌مثابه گشوده‌شدن دری تازه به سوی فرهنگ، شعر، هنر و حافظه تاریخی مردم بختیاری دید؛ دری که اگر با عشق، خرد و همت گشوده بماند، می‌تواند سال‌ها و حتی نسل‌ها به روی دوستداران فرهنگ باز باشد.

گشایش خانه فرهنگ و هنر آداراب افسر بختیاری | دستگرد چغاخور

دستگرد چغاخور؛ جایی که فرهنگ هنوز نفس می‌کشد

روستاها در بسیاری از روایت‌های مدرن، گاه تنها به‌عنوان نقاطی جغرافیایی بر نقشه دیده می‌شوند؛ اما برای کسانی که با فرهنگ ایران و به‌ویژه فرهنگ بختیاری آشنایی دارند، روستا مفهومی بسیار عمیق‌تر دارد.

روستا حافظ بخشی از حافظه زنده یک ملت است.

در روستا، واژه‌ها هنوز بوی زندگی می‌دهند؛ ترانه‌ها هنوز از سینه‌ای به سینه دیگر منتقل می‌شوند؛ نام‌ها هنوز خاطره دارند؛ قصه‌ها هنوز راوی دارند و زبان هنوز می‌تواند پیوند میان نسل‌ها باشد.

دستگرد چغاخور نیز در چنین جغرافیای فرهنگی معنا پیدا می‌کند؛ جغرافیایی که کوه، دشت، ایل، خانواده، زبان، موسیقی، شعر و خاطره تاریخی در آن از یکدیگر جدا نیستند.

در چنین بستری، تأسیس خانه فرهنگ و هنر معنایی بسیار فراتر از ساختن یک ساختمان دارد.

یعنی ما هنوز به حافظه خود وفاداریم.

یعنی نسل امروز می‌خواهد به فرزندان خود بگوید:

آنچه از پدران و مادران، شاعران و بزرگان، پیران و راویان این سرزمین به ما رسیده است، آن‌قدر ارزشمند است که باید برایش خانه‌ای ساخت.

آداراب افسر؛ نامی که می‌تواند چراغ یک خانه فرهنگی باشد

نام‌گذاری این خانه به نام آداراب افسر بختیاری نیز خود حامل پیامی عمیق است.

شاعر، تنها کسی نیست که شعر می‌سراید.

شاعر گاهی نگهبان واژه‌هاست؛ نگهبان خاطره‌هاست؛ نگهبان احساس جمعی یک مردم است.

شاعر می‌تواند آنچه را یک نسل احساس می‌کند، به زبانی تبدیل کند که نسل‌های بعد نیز بتوانند آن را بشنوند.

در فرهنگ‌های ریشه‌دار، شاعران صرفاً صاحبان دیوان و دفتر نیستند؛ آنان بخشی از شناسنامه فرهنگی جامعه‌اند.

از این منظر، اینکه خانه‌ای فرهنگی و هنری با نام آداراب افسر بختیاری پیوند خورده است، می‌تواند ادای احترامی شایسته به جایگاه شعر و شاعری در فرهنگ بختیاری باشد؛ فرهنگی که در آن کلام، آواز، حماسه، طبیعت، عشق، رنج، دلاوری، کوچ، خانواده و سرزمین بارها در قالب شعر و موسیقی به حافظه جمعی سپرده شده‌اند.

چنین نام‌گذاری‌هایی هنگامی ارزشمندتر می‌شوند که نام یک شاعر را از یک سنگ‌نوشته یا عنوان یک خیابان فراتر ببرند و آن را به محل زندگی دوباره اندیشه و هنر تبدیل کنند.

خانه فرهنگ و هنر آداراب افسر می‌تواند دقیقاً چنین نقشی داشته باشد.

جایی که نام یک شاعر فقط بر سردر خانه نباشد؛ بلکه شعر او، اندیشه او، میراث او و جهان فرهنگی پیرامون او در آن به گفت‌وگو گذاشته شود.

خانه فرهنگ؛ خانه گفت‌وگو میان نسل‌ها

یکی از بزرگ‌ترین نیازهای فرهنگی امروز، ایجاد پل میان نسل‌هاست.

نسل‌های قدیم حامل تجربه‌اند و نسل‌های جدید حامل پرسش.

اگر این دو نسل با یکدیگر گفت‌وگو نکنند، بخشی از سرمایه فرهنگی جامعه در سکوت از میان خواهد رفت.

خانه‌های فرهنگ و هنر می‌توانند این فاصله را کم کنند.

پیرمردی که سال‌ها یک منظومه بختیاری را از حفظ خوانده است، می‌تواند در کنار نوجوانی بنشیند که شاید نخستین بار است آن را می‌شنود.

مادری که ترانه‌ای قدیمی را از مادر خود آموخته است، می‌تواند آن را برای دختر یا نوه‌اش بخواند.

شاعری جوان می‌تواند در کنار شاعری پیشکسوت بنشیند.

پژوهشگری می‌تواند روایت‌های شفاهی مردم را ثبت کند.

نوازنده‌ای می‌تواند میراث موسیقایی منطقه را به نسل جدید معرفی کند.

و کودکی می‌تواند برای نخستین بار احساس کند زبان و فرهنگ خانواده‌اش نه چیزی متعلق به گذشته، بلکه گنجی زنده و ارزشمند برای آینده است.

این همان جایی است که یک خانه فرهنگی می‌تواند از یک ساختمان فراتر رود و به یک «نهاد حافظه» تبدیل شود.

فرهنگ بختیاری؛ میراثی که باید شنیده، ثبت و زنده نگه داشته شود

فرهنگ بختیاری تنها مجموعه‌ای از لباس‌ها، آیین‌ها، موسیقی‌ها یا واژه‌های قدیمی نیست.

فرهنگ بختیاری یک منظومه زنده از زبان، ادبیات، موسیقی، تاریخ، جغرافیا، آیین، اخلاق، روایت، خاطره و شیوه زندگی است.

این فرهنگ، بخشی از تنوع شگفت‌انگیز فرهنگی ایران است.

ایران زمانی زیباتر شناخته می‌شود که هر یک از فرهنگ‌هایش فرصت داشته باشند با زبان خود سخن بگویند.

در این نگاه، پاسداشت فرهنگ بختیاری به معنای فاصله گرفتن از فرهنگ ملی نیست؛ برعکس، پاسداشت فرهنگ‌های محلی یکی از راه‌های عمیق‌تر شناختن ایران است.

کشوری که فرهنگ‌های گوناگون خود را بشناسد، در حقیقت تصویر کامل‌تری از خویش خواهد داشت.

از همین رو، هر اقدامی که به ثبت و معرفی شعر، ادبیات، موسیقی، زبان و میراث بختیاری کمک کند، تنها خدمتی به یک منطقه نیست؛ بلکه خدمتی به میراث فرهنگی ایران است.

ارزش واقعی این خانه در آینده آن است

اما شاید مهم‌ترین نکته درباره چنین رویدادی این باشد که ارزش یک خانه فرهنگ و هنر فقط به روز افتتاح آن وابسته نیست.

افتتاح، آغاز راه است؛ نه پایان راه.

ارزش واقعی این خانه در سال‌هایی آشکار خواهد شد که در آن صدای شاعران شنیده شود، کتاب‌ها معرفی شوند، نشست‌های ادبی برگزار شود، موسیقی و هنر بختیاری آموزش داده شود، روایت‌های شفاهی ثبت شوند، پژوهشگران گرد هم آیند و کودکان و نوجوانان با میراث فرهنگی خود آشنا شوند.

اگر این خانه بتواند هر سال حتی چند شاعر جوان را به نوشتن ترغیب کند، چند کودک را با زبان و ادبیات بختیاری آشنا سازد، چند روایت قدیمی را از فراموشی نجات دهد و چند پژوهشگر را به مطالعه فرهنگ منطقه علاقه‌مند کند، آنگاه می‌توان گفت چراغی روشن شده است که خاموشی آن آسان نخواهد بود.

شاعران بختیاری؛ حافظان موسیقی کلمات

برای فرهنگ بختیاری، شعر جایگاهی ویژه دارد.

شعر می‌تواند تاریخ را روایت کند، اما مانند کتاب تاریخ صرفاً اطلاعات نمی‌دهد؛ احساس تاریخ را منتقل می‌کند.

می‌تواند از کوه بگوید و عظمت کوه را به واژه تبدیل کند.

از کوچ بگوید و رنج و امید یک زندگی را در چند مصرع زنده کند.

از مادر بگوید و عاطفه‌ای را به تصویر بکشد که در هیچ جدول آماری قابل اندازه‌گیری نیست.

از سرزمین بگوید و مفهوم وطن را از یک واژه به یک تجربه عاطفی تبدیل کند.

از همین روست که شاعران بختیاری را باید بیش از صاحبان قلم دانست.

آنان در بسیاری از موارد، حافظان حافظه عاطفی یک مردم‌اند.

خانه‌ای که به نام یک شاعر بختیاری گشایش یافته است، می‌تواند محلی برای گردهمایی همین حافظان باشد؛ جایی که شعر سنتی و شعر معاصر، زبان بختیاری و زبان فارسی، تجربه پیشکسوتان و نگاه نسل جوان، در کنار یکدیگر قرار گیرند.

از یک روستا تا جهان

شاید زیباترین بخش این داستان آن باشد که یک حرکت فرهنگی الزاماً برای اثرگذاری جهانی، نباید از یک شهر بزرگ آغاز شود.

گاهی یک روستا می‌تواند آغازگر یک جریان باشد.

امروز فناوری، فاصله جغرافیایی را تا اندازه زیادی از میان برده است.

اگر شعرهای شاعران بختیاری ثبت و دیجیتال شوند، اگر پژوهش‌های فرهنگی مستندسازی شوند، اگر روایت‌های شفاهی به شکل حرفه‌ای ضبط شوند، اگر موسیقی و آیین‌ها با کیفیت مناسب ثبت شوند و اگر آثار هنرمندان به زبان‌های دیگر معرفی شوند، صدای یک خانه فرهنگی در دستگرد چغاخور می‌تواند از مرزهای جغرافیایی خود عبور کند.

در آن صورت، کودکی در گوشه‌ای از جهان می‌تواند شعری از یک شاعر بختیاری را بخواند؛ پژوهشگری در دانشگاهی دوردست می‌تواند درباره ادبیات بختیاری مطالعه کند؛ و علاقه‌مندی در کشوری دیگر می‌تواند با موسیقی و روایت‌های فرهنگی این سرزمین آشنا شود.

این همان لحظه‌ای است که فرهنگ محلی به میراث جهانی تبدیل می‌شود.

جهانی‌شدن فرهنگ، الزاماً از فراموش‌کردن ریشه‌ها آغاز نمی‌شود؛ گاهی درست برعکس، از عمیق‌تر شناختن ریشه‌ها آغاز می‌شود.

سپاس از کسانی که فرهنگ را به عمل تبدیل می‌کنند

در روزگاری که بسیاری از سخن‌ها در حد حرف باقی می‌مانند، ساختن و گشودن یک فضای فرهنگی، خود نوعی مسئولیت‌پذیری اجتماعی است.

باید از همه کسانی که در شکل‌گیری و برگزاری این آیین و ایجاد چنین فضای فرهنگی نقشی داشته‌اند، صمیمانه قدردانی کرد؛ از شاعران، هنرمندان، فرهنگ‌دوستان، بزرگان، مسئولان، خانواده‌ها، جوانان و همه کسانی که باور دارند فرهنگ برای زنده‌ماندن به عشق، حضور و عمل نیاز دارد.

چنین اقداماتی شاید در نگاه نخست کوچک به نظر برسند، اما تاریخ فرهنگ نشان داده است که بسیاری از جریان‌های بزرگ از همین حرکت‌های به‌ظاهر کوچک آغاز شده‌اند.

یک کتابخانه کوچک.

یک محفل شعر.

یک خانه فرهنگ.

یک شاعر.

یک معلم.

یک نوجوان علاقه‌مند.

و یک نفر که تصمیم می‌گیرد نگذارد یک خاطره فراموش شود.

گاهی همین‌ها آینده یک فرهنگ را تغییر می‌دهند.

و چه زیباست که این خانه، خانه فرهنگ باشد

خانه یعنی جایی برای بازگشت.

فرهنگ نیز چیزی است که انسان را به ریشه‌هایش بازمی‌گرداند.

از این رو، «خانه فرهنگ و هنر آداراب افسر بختیاری» چه نام زیبایی دارد؛ زیرا فرهنگ زمانی زنده است که مردم بتوانند در آن احساس خانه‌بودن کنند.

خانه‌ای برای شعر.

خانه‌ای برای موسیقی.

خانه‌ای برای زبان.

خانه‌ای برای پژوهش.

خانه‌ای برای گفت‌وگو.

خانه‌ای برای کودکان و جوانان.

خانه‌ای برای پیشکسوتان.

و خانه‌ای برای خاطراتی که اگر ثبت نشوند، ممکن است روزی دیگر کسی آنها را به یاد نیاورد.

سخن پایانی؛ چراغی که باید روشن بماند

دیروز در دستگرد چغاخور، تنها دری به روی یک ساختمان گشوده نشد؛ دری به روی آینده فرهنگ گشوده شد.

امید آنکه این خانه، تنها محل برگزاری چند مراسم نباشد؛ بلکه به قلبی تپنده برای فرهنگ و هنر بختیاری تبدیل شود.

امید آنکه صدای شاعران در آن طنین‌انداز باشد.

امید آنکه نوجوانان در آن رؤیای شاعرشدن، پژوهشگرشدن و هنرمندشدن را در سر بپرورانند.

امید آنکه پیران، گنجینه خاطرات خود را در آن به جوانان بسپارند.

امید آنکه زبان بختیاری در آن با افتخار شنیده شود.

امید آنکه شعر بختیاری در آن خوانده، نقد، پژوهش و ثبت شود.

امید آنکه موسیقی، هنر و روایت‌های این سرزمین در آن از نسلی به نسل دیگر منتقل شوند.

و مهم‌تر از همه، امید آنکه هیچ واژه ارزشمندی به فراموشی سپرده نشود.

به احترام آداراب افسر بختیاری، شاعر فرزانه بختیاری؛

به احترام شاعران و هنرمندان این سرزمین؛

به احترام پیرانی که حافظه تاریخی یک قوم را در سینه دارند؛

به احترام جوانانی که می‌خواهند ریشه‌های خود را بشناسند؛

و به احترام همه کسانی که باور دارند فرهنگ، میراثی برای تماشا نیست، بلکه مسئولیتی برای پاسداری است؛

باید گفت:

دستگرد چغاخور دیروز فقط شاهد یک گشایش نبود؛ شاهد روشن‌شدن چراغی بود که می‌تواند راه آینده را روشن کند.

چراغی که اگر با عشق و خرد پاس داشته شود، نور آن می‌تواند از مرزهای یک روستا، یک شهرستان و حتی یک استان عبور کند و به جهان برسد.

چه افتخارآمیز است سرزمینی که شاعرانش تنها شعر نمی‌سرایند، بلکه برای فرهنگ خود خانه می‌سازند.

و چه امیدبخش است روستایی که می‌خواهد فرهنگش را نه در موزه خاموش فراموشی، بلکه در خانه‌ای زنده، پویا و انسانی به نسل آینده بسپارد.

خانه فرهنگ و هنر آداراب افسر بختیاری، خجسته باد این آغاز.

خجسته باد هر قدمی که برای پاسداشت فرهنگ و هنر بختیاری برداشته می‌شود.

خجسته باد هر واژه‌ای که از فراموشی نجات پیدا می‌کند.

خجسته باد هر شعری که به گوش نسل آینده می‌رسد.

و خجسته باد روزی که فرزندان این سرزمین بتوانند با افتخار بگویند:

ما ریشه‌های خود را شناختیم، از آنها پاسداری کردیم و آنها را با سربلندی به آینده سپردیم.

سپاس از آنان که برای فرهنگ، چراغی روشن کردند

و در این میان، شایسته است با تمام احترام و فروتنی، لحظه‌ای درنگ کنیم و نام و یاد همه آنانی را که در شکل‌گیری این رویداد ارزشمند سهمی داشته‌اند، گرامی بداریم.

زیرا هیچ رویداد فرهنگی بزرگی تنها به دست یک نفر شکل نمی‌گیرد.

پشت هر خانه فرهنگی، پشت هر محفل شعر، پشت هر آیین هنری و پشت هر گام ماندگار در مسیر پاسداشت هویت، انسان‌هایی ایستاده‌اند که شاید نام بسیاری از آنان بر زبان‌ها نیاید، اما اثر تلاششان سال‌ها و حتی نسل‌ها باقی خواهد ماند.

از بانیان و برگزارکنندگان آیین گشایش خانه فرهنگ و هنر آداراب افسر بختیاری صمیمانه و از ژرفای دل سپاسگزاریم.

سپاس از همه کسانی که اندیشه ایجاد چنین خانه‌ای را به اراده تبدیل کردند؛

از کسانی که برای تحقق این اندیشه برنامه‌ریزی کردند؛

از کسانی که برای برگزاری این آیین وقت گذاشتند؛

از کسانی که از دور و نزدیک آمدند؛

از شاعرانی که با کلمات خود به این مراسم جان بخشیدند؛

از هنرمندانی که هنر خود را با مردم به اشتراک گذاشتند؛

از پژوهشگران و فرهیختگانی که ارزش چنین حرکت‌هایی را می‌شناسند؛

از بزرگان بختیاری که حضورشان به این آیین اعتبار و شکوه بخشید؛

از جوانانی که با حضور خود نشان دادند فرهنگ، میراثی متعلق به گذشته نیست، بلکه سرمایه‌ای برای آینده است؛

و از همه زنان و مردان فرهیخته‌ای که با حضور، همراهی، حمایت و دلگرمی خود نشان دادند هنوز قلب‌های بسیاری برای فرهنگ و هنر این سرزمین می‌تپد.

سپاس از بزرگان؛ ستون‌های استوار حافظه فرهنگی

بزرگان هر فرهنگ، فقط افراد سالخورده یک جامعه نیستند.

بزرگان، کتاب‌های زنده یک ملت‌اند.

در نگاه آنان تاریخ نفس می‌کشد.

در خاطرات آنان، نسل‌هایی زندگی می‌کنند که شاید دیگر در میان ما نباشند.

در واژه‌های آنان، نام مکان‌ها، آدم‌ها، رسم‌ها، ترانه‌ها و روایت‌هایی باقی مانده است که هیچ آرشیو رسمی نمی‌تواند به‌تنهایی جایگزین آن شود.

از همین رو، حضور بزرگان بختیاری در چنین آیینی، خود یک پیام بزرگ است:

فرهنگ هنوز میان نسل‌ها زنده است.

از تک‌تک بزرگان، پیشکسوتان، شاعران، هنرمندان، پژوهشگران، معلمان، فعالان فرهنگی و همه چهره‌هایی که با حضور ارزشمند خود به این آیین شکوه بخشیدند، صمیمانه سپاسگزاری می‌کنیم.

حضور شما تنها یک حضور فیزیکی نبود.

شما با حضور خود به یک حرکت فرهنگی مشروعیت، اعتبار و روح بخشیدید.

شما نشان دادید که هنوز می‌توان برای فرهنگ گرد هم آمد؛

می‌توان برای شعر ایستاد؛

می‌توان برای زبان مادری احترام قائل شد؛

می‌توان گذشته را شناخت، بدون آنکه در گذشته متوقف شد؛

و می‌توان ریشه‌ها را دوست داشت و هم‌زمان چشم به آینده داشت.

سپاس از شاعران؛ پاسداران سرزمین واژه‌ها

و چه باید گفت درباره شاعرانی که در چنین آیینی گرد هم می‌آیند؟

شاعر، نگهبان کلمه است.

وقتی زبان یک قوم در شعر زنده می‌شود، در حقیقت بخشی از هویت آن قوم در برابر فراموشی ایستادگی می‌کند.

شاعران بختیاری سال‌هاست که بخشی از احساس، رنج، شادی، عشق، حماسه، طبیعت و خاطرات مردم خود را در واژه‌ها ثبت کرده‌اند.

از همه شاعران بزرگواری که در این آیین حضور یافتند و با شعر، اندیشه و کلام خود به آن غنا بخشیدند، با نهایت احترام سپاسگزاریم.

امید که شعر بختیاری همچنان از کوه‌ها، دشت‌ها و روستاهای این سرزمین برخیزد و روزی صدای آن در بزرگ‌ترین محافل ادبی ایران و جهان شنیده شود.

امید که نسل تازه‌ای از شاعران، با تکیه بر میراث ارزشمند پیشینیان، شعر امروز را بیافرینند؛ شعری که هم ریشه در خاک داشته باشد و هم نگاهش به افق‌های دور باشد.

سپاس از جوانان؛ آینده‌ای که از امروز ساخته می‌شود

اما شاید یکی از زیباترین تصاویر چنین رویدادی، حضور جوانان باشد.

فرهنگ زمانی ماندگار می‌شود که نسل جوان آن را انتخاب کند.

اگر جوانان یک جامعه زبان، شعر، موسیقی، تاریخ و هنر خود را بشناسند، فرهنگ نه‌تنها حفظ خواهد شد، بلکه دوباره متولد خواهد شد.

از جوانان عزیز بختیاری که در این رویداد حضور داشتند، صمیمانه تشکر می‌کنیم.

شما مخاطبان آینده این خانه هستید.

شاید روزی در همین مکان، یکی از شما کتابی منتشر کند؛ دیگری شاعری نام‌آور شود؛ دیگری پژوهشی ارزشمند درباره فرهنگ بختیاری انجام دهد؛ دیگری موسیقی اصیل این سرزمین را به جهان معرفی کند و دیگری میراثی را که امروز در اختیار ماست، با فناوری‌های نوین برای نسل‌های آینده ثبت و حفظ کند.

این یعنی فرهنگ، آینده دارد.

سپاس از خانواده‌ها و مردم

هیچ حرکت فرهنگی بدون مردم زنده نمی‌ماند.

فرهنگ در سالن‌ها و ساختمان‌ها متولد نمی‌شود؛

فرهنگ در خانه‌ها، خانواده‌ها، گفتگوها و زندگی روزمره مردم نفس می‌کشد.

از خانواده‌هایی که فرزندان خود را با شعر و فرهنگ آشنا می‌کنند، از مادرانی که ترانه‌های قدیمی را حفظ کرده‌اند، از پدرانی که خاطرات نسل‌های پیشین را روایت می‌کنند و از مردمی که هنوز برای زبان و فرهنگ خود احترام قائل‌اند، باید قدردانی کرد.

شما حافظان خاموش فرهنگی هستید.

بسیاری از گنجینه‌های یک ملت نه در کتابخانه‌ها، بلکه در ذهن و قلب همین مردم زندگی می‌کنند.

جمعی از بزرگان که در گشایش خانه فرهنگ و هنر آداراب افسر بختیاری شرکت کردندـ

سپاس از دست‌اندرکاران و همراهان این حرکت فرهنگی

و سرانجام، با احترام فراوان، باید از تمامی دست‌اندرکاران، برنامه‌ریزان، عوامل اجرایی، همراهان، حامیان و کسانی که به هر شکل در برگزاری این آیین نقش داشته‌اند، قدردانی کرد.

ممکن است نام همه آنان در گزارش‌ها ثبت نشود.

ممکن است بسیاری ندانند چه ساعت‌هایی صرف برنامه‌ریزی و آماده‌سازی شده است.

ممکن است کسی خستگی آنان را ندیده باشد.

اما فرهنگ، حافظ تلاش‌های صادقانه انسان‌هاست.

هر قدمی که برای ساختن یک فضای فرهنگی برداشته می‌شود، هر صندلی‌ای که برای یک نشست فرهنگی آماده می‌شود، هر کتابی که در اختیار یک نوجوان قرار می‌گیرد و هر شعری که در چنین فضایی خوانده می‌شود، بخشی از آینده را می‌سازد.

از همه شما سپاسگزاریم.

دست مریزاد به شما که فرهنگ را از یک واژه به یک عمل تبدیل کردید.

این خانه، متعلق به همه دوستداران فرهنگ است

امیدواریم خانه فرهنگ و هنر آداراب افسر بختیاری، از امروز به بعد، خانه همه فرهنگ‌دوستان باشد.

خانه شاعران.

خانه هنرمندان.

خانه پژوهشگران.

خانه جوانان.

خانه کودکان.

خانه بزرگان.

خانه گفت‌وگو.

خانه خاطره.

و خانه آینده.

امیدواریم درهای آن همیشه به روی اندیشه باز باشد؛

به روی شعر باز باشد؛

به روی هنر باز باشد؛

به روی پژوهش باز باشد؛

و به روی نسل جوان باز باشد.

زیرا جامعه‌ای که برای فرهنگ خود خانه می‌سازد، در حقیقت برای آینده خود پناهگاه اندیشه می‌سازد.

از چغاخور تا جهان؛ فرهنگ وقتی می‌درخشد که ریشه و افق را با هم داشته باشد

امروز می‌توان از دستگرد چغاخور سخن گفت و فردا از این خانه به‌عنوان یکی از نشانه‌های تلاش مردم یک منطقه برای پاسداشت میراث فرهنگی خود یاد کرد.

اما آرزوی بزرگ‌تر این است که این چراغ، به چراغی برای دیگر نقاط نیز تبدیل شود.

شاید روزی خانه‌های فرهنگی دیگری در روستاها و شهرهای مختلف شکل بگیرند.

شاید روزی آرشیوی بزرگ از شعر و موسیقی بختیاری ایجاد شود.

شاید روزی پژوهشگران سراسر ایران و جهان برای شناخت ادبیات، زبان و فرهنگ بختیاری به این منابع مراجعه کنند.

شاید روزی بخشی از این میراث با فناوری‌های نوین دیجیتال ثبت و برای همیشه در دسترس نسل‌های آینده قرار گیرد.

و آن روز، خواهیم فهمید که گشایش یک خانه در یک روستا، تنها یک اتفاق محلی نبوده است؛

بلکه نقطه‌ای کوچک در نقشه بزرگ حفظ میراث انسانی بوده است.

یک پیام برای آیندگان

کاش کودکی که سال‌ها بعد وارد این خانه می‌شود، بداند که پیش از او، انسان‌هایی ایستادند و گفتند:

«نباید بگذاریم فرهنگمان فراموش شود.»

کاش نوجوانی که نخستین شعر خود را در این خانه می‌خواند، بداند که پشت آن لحظه، سال‌ها تلاش و عشق نهفته است.

کاش پژوهشگری که روزی درباره فرهنگ بختیاری تحقیق می‌کند، بداند که بخشی از منابعی که در اختیار دارد، حاصل دلسوزی کسانی است که در همین روزها تصمیم گرفتند میراث خود را ثبت کنند.

و کاش نسل‌های آینده بدانند که فرهنگ، خودبه‌خود باقی نمی‌ماند؛ انسان‌هایی باید آن را دوست بدارند، ثبت کنند، آموزش دهند و به نسل بعد بسپارند.

و اینجاست که «آینده‌نگاران مغز» با احترام سر تعظیم فرود می‌آورد

ما در «آینده‌نگاران مغز» باور داریم که انسان تنها با دانش علمی ساخته نمی‌شود.

انسان حاصل پیوند مغز، اندیشه، زبان، حافظه، فرهنگ و تجربه است.

مغز، حافظه را می‌سازد؛

اما فرهنگ، به حافظه معنا می‌دهد.

مغز، زبان را پردازش می‌کند؛

اما فرهنگ به زبان هویت می‌بخشد.

مغز، هنر را تجربه می‌کند؛

اما فرهنگ هنر را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کند.

و به همین دلیل، پاسداشت فرهنگ و هنر، از نگاه ما تنها یک فعالیت اجتماعی یا ادبی نیست؛ بلکه احترام به بخشی از میراث شناختی و انسانی جوامع است.

از همین منظر، «آینده‌نگاران مغز» با نهایت احترام، از تمام بانیان، برگزارکنندگان، شاعران، هنرمندان، بزرگان، پژوهشگران، جوانان، خانواده‌ها و مردم شریف و فرهنگ‌دوست حاضر در آیین گشایش خانه فرهنگ و هنر آداراب افسر بختیاری قدردانی می‌کند.

از شما سپاسگزاریم که نشان دادید هنوز می‌توان برای فرهنگ گرد هم آمد.

سپاسگزاریم که نشان دادید شعر هنوز می‌تواند انسان‌ها را کنار یکدیگر بنشاند.

سپاسگزاریم که نشان دادید روستا نیز می‌تواند کانون اندیشه و هنر باشد.

سپاسگزاریم که نشان دادید گذشته، اگر درست شناخته شود، می‌تواند چراغ راه آینده باشد.

و بیش از همه، سپاسگزاریم که برای فراموش‌نشدن تلاش می‌کنید.

زیرا شاید بزرگ‌ترین خدمت فرهنگی، همین باشد:

اینکه چیزی ارزشمند را ببینیم و نگذاریم از میان برود.

بدرود با یک مراسم؛ درود به یک آغاز

آیین گشایش به پایان می‌رسد؛ مهمانان بازمی‌گردند؛ چراغ مراسم خاموش می‌شود و روزی دیگر آغاز خواهد شد.

اما امید است چراغ این خانه خاموش نشود.

امید است پس از پایان مراسم، زندگی فرهنگی این خانه تازه آغاز شود.

امید است درهای آن بارها و بارها گشوده شود و هر بار، انسان‌هایی تازه با اندیشه‌هایی تازه وارد آن شوند.

زیرا افتتاح واقعی یک خانه فرهنگ، روزی نیست که روبان آن بریده می‌شود؛

افتتاح واقعی آن روزی است که نخستین کودک در آن کتاب می‌خواند، نخستین شاعر در آن شعر می‌سراید، نخستین پژوهشگر در آن پرسشی مطرح می‌کند و نخستین جوان در آن رؤیای ساختن آینده‌ای بهتر را در سر می‌پروراند.

و چه زیباست اگر سال‌ها بعد، وقتی نام خانه فرهنگ و هنر آداراب افسر بختیاری بر زبان می‌آید، مردم بگویند:

«آن خانه، فقط یک ساختمان نبود؛ خانه‌ای بود که فرهنگ را زنده نگه داشت.»

سخن پایانی؛ برای فرهنگ، برای انسان، برای آینده

در برابر همه کسانی که برای فرهنگ بختیاری قدمی برداشته‌اند، با احترام سر فرود می‌آوریم.

در برابر شاعرانی که واژه‌ها را از فراموشی نجات داده‌اند، سر فرود می‌آوریم.

در برابر بزرگانی که حافظه نسل‌ها را در سینه نگه داشته‌اند، سر فرود می‌آوریم.

در برابر جوانانی که می‌خواهند این میراث را به آینده ببرند، با امید می‌ایستیم.

و در برابر همه بانیان و برگزارکنندگان این رویداد ارزشمند، یک جمله از دل می‌گوییم:

دست مریزاد؛ شما امروز برای گذشته احترام گذاشتید و در حقیقت برای آینده سرمایه ساختید.

باشد که خانه فرهنگ و هنر آداراب افسر بختیاری، سال‌های سال پابرجا بماند؛

باشد که صدای شعر از آن بلند شود؛

باشد که موسیقی در آن طنین‌انداز شود؛

باشد که کتاب در آن ورق بخورد؛

باشد که پژوهش در آن شکل بگیرد؛

باشد که جوانان در آن رشد کنند؛

و باشد که نام فرهنگ بختیاری، با شکوهی شایسته، از دستگرد چغاخور تا دورترین نقاط جهان شنیده شود.

فرهنگ اگر ریشه باشد، آینده می‌تواند درختی تنومند شود.

و ما باور داریم:

آینده را کسانی می‌سازند که گذشته را می‌شناسند، امروز را می‌فهمند و برای فردا می‌اندیشند.

آینده‌نگاران مغز: «از ریشه‌های فرهنگ تا افق‌های آینده.»

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 1

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد