دعوت به مشارکت در یک پژوهش دانشگاهی

اطلاعات پژوهش

روان‌شناسی عصبی توجه: بررسی نگلکت، سندرم بالینت و مکانیسم‌های عصبی مغز


دعای مطالعه [ نمایش ]

بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ

خدايا مرا بيرون آور از تاريكى‏‌هاى‏ وهم،

وَ اَكْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ

و به نور فهم گرامى ‏ام بدار،

اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَيْنا اَبْوابَ رَحْمَتِكَ

خدايا درهاى رحمتت را به روى ما بگشا،

وَانْشُرْ عَلَيْنا خَزائِنَ عُلُومِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

و خزانه‏‌هاى علومت را بر ما باز كن به امید رحمتت اى مهربان‌‏ترين مهربانان.


کتاب «علوم اعصاب شناختی: زیست‌شناسی ذهن» اثر مایکل گازانیگا و همکاران، همچنان مرجع طلایی این حوزه است که با ترکیب تازه‌ترین پژوهش‌ها و کاربردهای بالینی، پلی میان دانش پایه و عمل پزشکی می‌سازد. 

تلاش علمی و تدریس ارزشمند استاد محترم آقای دکتر محمدعلی نظری الهام‌بخش نگارش و ترجمه این اثر بوده است.

ترجمه دقیق این اثر توسط برند علمی آینده‌نگاران مغز به مدیریت داریوش طاهری، دسترسی فارسی‌زبانان به مرزهای نوین علوم اعصاب را ممکن ساخته و رسالتی علمی برای شناخت عمیق‌تر مغز و ساختن آینده‌ای روشن‌تر فراهم آورده است.


» کتاب علوم اعصاب شناختی گازانیگا

»» فصل ۷: فصل توجه؛ قسمت دوم



» Cognitive Neuroscience: The Biology of the Mind

»» CHAPTER 7: Attention; part one


۲-۷ روان‌شناسی عصبیِ توجه

7.2 The Neuropsychology of Attention

بخش زیادی از آنچه دانشمندان علوم اعصاب (Neuroscientists) درباره سامانه‌های توجه در مغز (Brain attention systems) می‌دانند، از بررسی بیمارانی به‌دست آمده است که آسیب مغزی (Brain damage) آن‌ها بر رفتار مرتبط با توجه (Attentional behavior) تأثیر می‌گذارد. بسیاری از اختلالات (Disorders) موجب بروز نقایص توجهی (Deficits in attention) می‌شوند، اما تنها تعداد کمی از آن‌ها سرنخ‌هایی ارائه می‌دهند که نشان می‌دهد کدام سامانه‌های مغزی (Brain systems) تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. شناخته‌شده‌ترین اختلال توجه، یعنی اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی (Attention Deficit Hyperactivity Disorder – ADHD)، دارای عوامل خطر ژنتیکی و محیطی ناهمگون (Heterogeneous genetic and environmental risk factors) است و با اختلال در پردازش عصبی (Neural processing disturbances) مشخص می‌شود؛ اختلالاتی که احتمالاً ناشی از تغییرات آناتومیکی در ماده سفید (Anatomical variations of white matter) در سراسر شبکه توجه (Attention network) هستند. مطالعات MRI ساختاری (Structural MRI studies) در بیماران مبتلا به ADHD کاهش حجم ماده سفید (White matter volume) را در سراسر مغز و به‌ویژه در قشر پیش‌پیشانی (Prefrontal cortex) نشان داده‌اند (نگاه کنید به بوش, 2010). با این حال، بخش‌های دقیقی از شبکه‌های توجه مغز (Brain attention networks) که تحت تأثیر ADHD قرار می‌گیرند، هنوز به طور کامل شناسایی نشده‌اند.

در مقابل، دانشمندان علوم اعصاب (Neuroscientists) با مطالعه سندرم‌های کلاسیک (Classic syndromes) مانند نادیده‌انگاری فضایی یک‌طرفه (Unilateral spatial neglect) که در ادامه توضیح داده می‌شود و سندرم بالینت (Bálint’s syndrome)، اطلاعات بیشتری درباره مکانیسم‌های کنترل توجه (Attentional control mechanisms) و سامانه‌های عصبی آناتومیکی زیربنایی (Underlying neuroanatomical systems) که از آن‌ها حمایت می‌کنند، به دست آورده‌اند. از آنجا که این اختلالات (Disorders) نتیجه آسیب کانونی مغزی (Focal brain damage) مانند سکته مغزی (Stroke) هستند، می‌توان آن‌ها را در تجزیه و تحلیل‌های پس از مرگ (Postmortem analyses) نقشه‌برداری کرد و با تصویربرداری مغزی (Brain imaging) در انسان زنده مکان‌یابی (Localization) نمود. بیایید بررسی کنیم که چگونه آسیب مغزی (Brain damage) به ما در درک این مکانیسم‌ها (Mechanisms) کمک کرده است.

نادیده‌انگاری

Neglect

یک بیمار مبتلا به نادیده‌انگاری (Neglect) ممکن است وقتی در سمت راست او حضور دارید، راحت‌تر متوجه (notice) شما شود، موهای خود را تنها سمت راست شانه بزند، فقط از نیمه سمت راست بشقاب غذا (Food) بخورد و تنها صفحه سمت راست کتاب را مطالعه (Read) کند. علاوه بر این، ممکن است وجود هر گونه مشکل را انکار (Deny) نماید. بسته به وسعت و محل ضایعه مغزی (Brain Lesion)، او ممکن است تمام این علائم یا تنها بخشی از آن‌ها را نشان دهد.

نادیده‌انگاری فضایی یک‌طرفه (Unilateral Spatial Neglect) ــ که گاه به‌سادگی نادیده‌انگاری (Neglect) نامیده می‌شود ــ پدیده‌ای نسبتاً شایع است. این اختلال زمانی رخ می‌دهد که شبکهٔ توجه مغز (Attention Network) در یکی از نیمکره‌ها (Cerebral Hemispheres) آسیب ببیند؛ آسیبی که معمولاً در پی یک سکتهٔ مغزی (Stroke) ایجاد می‌شود. اثرهای شدیدتر و پایدارتر زمانی دیده می‌شوند که نیمکرهٔ راست (Right Hemisphere) دچار آسیب باشد. همان‌گونه که در بیمار فرضی پیش‌تر توصیف شد، یک ضایعهٔ نیمکرهٔ راست (Right-Hemisphere Lesion) جهت‌گیری توجه را به سمت راست متمایل می‌کند و باعث می‌شود بیمار نسبت به آنچه در میدان بینایی چپ (Left Visual Field) رخ می‌دهد غفلت کند. بیمار چنان رفتار می‌کند که گویی نواحی سمت چپ فضا و بخش‌های چپ اشیا اساساً وجود ندارند. علاوه بر این، او نسبت به ضایعهٔ مغزی (Lesion) و کمبودهای عملکردی خود (Deficit) یا کاملاً بی‌اطلاع است یا تنها آگاهی اندکی دارد.

هنرمند نامدار و فقید آلمانی آنتون رادرشایت (Anton Räderscheidt) در ۶۷ سالگی دچار سکتهٔ مغزی (Stroke) در نیمکرهٔ راست (Right Hemisphere) شد؛ رخدادی که به بروز نادیده‌انگاری سمت چپ (Left-Sided Neglect) در او انجامید. در خودنگاره‌ای که اندکی پس از سکته ترسیم کرد (شکل 7.3a)، تقریباً تمام نیمهٔ چپ بوم دست‌نخورده باقی مانده و نیمهٔ چپ چهره‌اش نیز غایب است؛ بازتابی هنری از همان نادیده‌انگاری فضایی یک‌طرفه که علوم اعصاب آن را شرح می‌دهد. در ماه‌های بعد، رادرشایت به‌تدریج بخش بیشتری از بوم را به کار گرفت و جزئیات بیشتری از چهرهٔ خود را در نقاشی‌هایش وارد کرد (شکل 7.3b و 7.3c). سرانجام، در اثر پایانی این دوره (شکل 7.3d)، او تقریباً تمام بوم را پوشش داد و چهره‌ای با تقارن دوطرفه (Bilateral Symmetry) ترسیم کرد؛ هرچند ناهمسانی‌های جزئی همچنان باقی مانده بودند، هما‌ن‌گونه که در بسیاری از بیماران دچار نادیده‌انگاری (Neglect) مشاهده می‌شود.

شکل 7.3 بهبودی از سکته مغزی بخش اولشکل 7.3 بهبودی از سکته مغزی بخش دومشکل ۷.۳ بهبودی پس از سکته مغزی (Recovering from a Stroke)

خودنگاره‌های (Self-Portraits) هنرمند فقید آلمانی آنتون رادرشایت (Anton Räderscheidt) که در زمان‌های مختلف پس از یک سکتهٔ شدیدِ نیمکرهٔ راست (Severe Right-Hemisphere Stroke) ترسیم شده‌اند؛ سکته‌ای که موجب نادیده‌انگاری نسبت به فضای مقابلِ ضایعه (Contralesional Space Neglect) در او شده بود. (© ۲۰۱۳ انجمن حقوق هنرمندان (ARS)، نیویورک / VG بیلد-کونست، بن: © 2013 Artists Rights Society (ARS), New York / VG Bild-Kunst, Bonn) 

با وجود آنکه بیماران مبتلا به نادیده‌انگاری (Neglect) از بینایی طبیعی برخوردارند، در توجه (Attention) و اقدام‌ کردن (Action) به سمت مخالفِ نیمکرهٔ آسیب‌دیده در آسیب یک‌طرفهٔ مغز (Unilateral Brain Damage) دچار نقص می‌شوند. این پدیده را می‌توان در الگوهای حرکات چشم (Eye-Movement Patterns) آنان مشاهده کرد (شکل 7.4). الگوهای حرکات چشم در حالت استراحت و هنگام جستجوی بصری دوطرفه (Bilateral Visual Search) در بیمارانی که دچار ضایعهٔ نیمکرهٔ راست (Right-Hemisphere Lesion) همراه با نادیده‌انگاریِ سمت چپ (Left-Sided Neglect) هستند (شکل 7.4a)، قابل مقایسه با الگوهای بیمارانی است که سکتهٔ نیمکرهٔ راست (right-hemisphere stroke) دارند اما نادیده‌انگاری (neglect) ندارند (شکل 7.4b). بیماران مبتلا به Neglect الگویی جانبدارانه (a pattern of eye movements biased) در حرکات چشم نشان می‌دهند؛ الگویی که به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای به سمت میدان بینایی راست (Right Visual Field) متمایل است. در مقابل، بیمارانی که دچار نادیده‌انگاری نیستند، تمام میدان دید (entire array) را جستجو می‌کنند و حرکات چشمی متوازن (moving their eyes equally) به سمت چپ و راست دارند (کوربتا و شولمن (Corbetta & Shulman)، ۲۰۱۱).

شکل 7.4 سوگیری نگاه در بیماران غفلتشکل 7.4. سوگیری نگاه (Gaze bias) در بیماران مبتلا به نادیده‌انگاری (Neglect). (a) بیماران دچار نادیده‌انگاری (Neglect Patients) هنگام جستجوی یک حرف هدف (searching for a target letter) در یک آرایهٔ حروف (Letter Array) ــ ردپای آبی ــ و نیز در حالت استراحت (Rest State) ــ ردپای سبز ــ یک سوگیری نگاه به سمت هم‌ضایعه‌ای (Ipsilesional Gaze Bias) نشان دادند. (b) بیمارانی که مبتلا به نگلکت (Neglect) نبودند (Non-Neglect Patients) هیچ‌گونه سوگیری (no bias) در نگاه از خود بروز ندادند.

آزمون‌‌های عصب روانشناختی نادیده‌انگاری

(NEUROPSYCHOLOGICAL TESTS OF NEGLECT) 

از آزمون‌های عصب‌روان‌شناختی (neuropsychological tests) برای تشخیص نادیده‌انگاری (neglect) استفاده می‌شود. در آزمون حذف خط (line cancellation test)، به بیماران برگه‌ای داده می‌شود که حاوی تعداد زیادی خطوط افقی (horizontal lines) است و از آن‌ها خواسته می‌شود این خطوط را در نقطه میانی (bisect in the middle) نصف کنند. بیماران مبتلا به نادیده‌انگاری سمت چپ (left-sided neglect) تمایل دارند خطوط را در سمتی راست‌تر از خط میانی (midline) نصف کنند. همچنین ممکن است خطوط واقع در سمت چپ صفحه را به طور کامل نادیده بگیرند (شکل ۷-۵). الگوی حاصل از حذف خط (line cancellation) شواهدی از نادیده‌انگاری (neglect) را هم در سطح بازنمایی‌های شیء (object representations) ــ یعنی هر خط به‌عنوان یک شیء مجزا ــ و هم در سطح فضای بینایی (visual space) ــ یعنی صحنه بینایی بازنمایی‌شده توسط برگه آزمون ــ نشان می‌دهد.

شکل 7.5 بیماران مبتلا به غفلت در تکلیف‌های لغو خط مغرضانه هستند

شکل ۷-۵ بیماران مبتلا به نادیده‌انگاری (neglect) در تکالیف حذف خط (line cancellation tasks) دچار سوگیری (biased) هستند.

به بیمارانی که از نادیده‌انگاری (neglect) رنج می‌برند، برگه‌ای شامل تعداد زیادی خطوط افقی (horizontal lines) داده می‌شود و از آنان خواسته می‌شود در شرایط دید آزاد (free-viewing conditions) هر خط را با رسم یک خط عمودی (vertical line) دقیقاً در نقطه میانی آن نصف کنند. این بیماران ــ در صورت وجود ضایعه نیمکره راست (right-hemisphere lesion) ــ تمایل دارند خطوط را در سمتی راست‌تر از خط میانی (midline) هر صفحه و هر خط نصف کنند. این سوگیری ناشی از غفلت نسبت به فضای مقابل ضایعه (contralesional space) و نیز نادیده‌گرفتن سمت مقابل ضایعه در هر شیء منفرد (contralesional side of individual objects) است.

یک آزمون مرتبط، کپی کردن اشیاء یا صحنه‌ها (Copying Objects or Scenes) است. شکل ۷-۶ نمونه‌ای را از یک بیمار مبتلا به سکته مغزی نیمکره راست (Right-Hemisphere Stroke) نشان می‌دهد که از او خواسته شده بود یک ساعت را کپی کند. مشابه هنرمند رادرشایت (Räderscheidt)، این بیمار ناتوانی در ترسیم کل شیء را نشان داد و گرایش داشت سمت چپ را نادیده بگیرد (Neglect the Left Side). حتی زمانی که چنین بیمارانی می‌دانند و می‌توانند بیان کنند که ساعت‌ها گرد هستند و شامل اعداد ۱ تا ۱۲ می‌شوند، قادر نیستند تصویر را به‌درستی کپی کنند. افزون بر این، آنان نمی‌توانند آن را از حافظه (Memory) ترسیم کنند.

شکل 7.6 تصویر ترسیم شده توسط یک بیمار سکته مغزی در نیمکره راست که غفلت کرده استشکل ۷-۶ تصویر ترسیم‌شده توسط یک بیمار مبتلا به سکته مغزی نیمکره راست (Right-Hemisphere Stroke) که دچار نادیده‌انگاری (Neglect) است.

توجه داشته باشید که اعداد ساعت (Hours) به سمت راست صفحه (Dial) محدود شده‌اند، طوری که گویی هیچ فضای بصری (Visual Space) در سمت چپ وجود ندارد.

نادیده‌انگاری (Neglect) می‌تواند بر تخیل (Imagination) و حافظه (Memory) نیز تأثیر بگذارد. در میلان ایتالیا، ادواردو بیسیاچ و کلودیو لوزات (Eduardo Bisiach & Claudio Luzzatti) در سال ۱۹۷۸ بیمارانی را بررسی کردند که دچار نادیده‌انگاری (Neglect) ناشی از آسیب یک‌طرفه به نیمکره راست (Unilateral Right-Hemisphere Damage) بودند. آنان از شرکت‌کنندگان خواستند خود را در حال ایستادن بر پله‌های کلیسای جامع میلان (Duomo di Milano, Milan Cathedral) تصور کنند و از آن چشم‌انداز، میدان مقابل (Piazza) را بر اساس حافظه (Memory) توصیف نمایند. به‌طرزی شگفت‌انگیز، بیماران همان‌گونه که در ادراک واقعی فضا دچار اختلال بودند، عناصر واقع در سوی میدانِ مقابلِ سمت ضایعه خود را نادیده گرفتند؛ یعنی بخش مقابلِ ضایعه (Contralateral to the lesion) را حذف کردند، درست چنان‌که گویی واقعاً در آن مکان ایستاده و در حال مشاهده مستقیم صحنه بودند.  علاوه بر این، هنگامی که از آنان خواسته شد خود را در سوی دیگر میدان، رو‌به‌سوی دوومو (Duomo)، مجسم کنند، اقلامی را از حافظه دیداری (Visual Memory) گزارش کردند که در توصیف پیشین نادیده گرفته (Neglected) بودند؛ و این بار، سوی دیگر میدان را که اندکی پیش شرح داده بودند، مورد بی‌توجهی (Neglected) قرار دادند (شکل ۷.۷).

شکل 7.7 خاطرات تصویری از دو انتهای میدان ایتالیایی توسط یک بیمار نادیده انگار بخش اولشکل 7.7 خاطرات تصویری از دو انتهای میدان ایتالیایی توسط یک بیمار نادیده انگار بخش دومشکل 7.7 باز‌یادهای دیداری (Visual Recollections) از دو انتهای یک میدان ایتالیایی توسط یک بیمار مبتلا به نادیده‌انگاری (Neglect). سمتی از میدان که در حافظه دیداری (Visual Memory) نادیده گرفته شده بود (خاکستری سایه‌دار) در سمت مقابل ضایعه قشر مغز (Contralateral to Cortical Damage) قرار داشت. مطالعه اصلی با استفاده از میدان معروف Piazza del Duomo در میلان انجام شد.

بنابراین، نادیده‌انگاری (Neglect) نه تنها در مورد آیتم‌های حافظه بصری (Visual Memory) هنگام یادآوری صحنه (Remembrance of a Scene) مشاهده می‌شود، بلکه برای آیتم‌های موجود در دنیای حسی بیرونی (External Sensory World) نیز صدق می‌کند. نکته کلیدی در آزمایش بیسیاچ و لوزات (Bisiach & Luzzatti) این است که نادیده‌انگاری بیماران (Patients’ Neglect) را نمی‌توان به اختلال حافظه (Memory Failure) نسبت داد، بلکه نشان می‌دهد که توجه (Attention) به بخش‌هایی از تصاویر یادآوری‌شده (Recalled Images) مغرضانه/جانبدارانه (Biased) بود.

خاموشی (Extinction)

آزمایش میدان بینایی (Visual Field Testing) نشان می‌دهد که بیماران مبتلا به نادیده‌انگاری (Neglect) در میدان بینایی چپ خود نابینا نیستند؛ آنها زمانی که محرک‌ها برجسته (Salient) بوده و به‌صورت تک‌محرکی و جداگانه (Presented in Isolation) ارائه شوند، می‌توانند آنها را به‌طور طبیعی تشخیص دهند. برای مثال، هنگامی که چشمک‌های ساده نور (Simple Flashes of Light) یا تکان‌دادن انگشتان (Wiggling Fingers) توسط یک متخصص مغز و اعصاب (Neurologist) در مکان‌های مختلف میدان بینایی بیمار نمایش داده می‌شود، بیمار قادر است هر محرک را ببیند (شکل 7.8a و 7.8b). این یافته به ما نشان می‌دهد که بیمار دچار نقص اولیه بینایی (Primary Visual Deficit) نیست. با این حال، نادیده‌انگاری زمانی به‌طور آشکار ظاهر می‌شود که دو محرک به‌صورت همزمان (Simultaneously) ارائه شوند، به‌گونه‌ای که هر محرک در یک نیم‌میدان بینایی (Hemifield) قرار گیرد. در چنین وضعیتی، بیمار از درک یا پاسخ‌دادن (Perceive or Act) به محرکِ واقع‌شده در نیم‌میدان مقابل ضایعه (Contralesional Stimulus) ناتوان می‌شود (شکل 7.8c). این پدیده خاموشی (Extinction) نام دارد، زیرا حضور محرکِ رقیب در نیم‌میدان همان‌سمت ضایعه (Ipsilateral Hemifield) مانع از تشخیص محرک مقابل ضایعه می‌گردد.

اگر توجه بیمار (Patient’s Attention) به مکان‌های نادیده‌گرفته‌شده (neglected locations) اقلام معطوف شود، می‌توان بر این سوگیری‌ها (biases) نسبت به طرف‌های مقابل ضایعه (contralesional sides) فضا و اشیا غلبه کرد. این یکی از دلایلی است که این وضعیت به‌عنوان یک سوگیری (bias) توصیف می‌شود، نه به‌عنوان از دست دادن توانایی تمرکز کردن توجه (focusing attention) در سمت مقابل ضایعه. نظرات یکی از بیماران به ما کمک می‌کند تا درک کنیم که این اختلالات (deficits) چگونه ممکن است به طور ذهنی احساس شوند: «به نظر من درست نیست که کلمه غفلت (neglect) برای توصیف آن استفاده شود. فکر می‌کنم تمرکز (concentration) واژه بهتری از غفلت (neglect) باشد. قطعاً موضوع، تمرکز (concentration) است. اگر جایی راه بروم و چیزی سر راهم باشد، اگر روی کاری که انجام می‌دهم تمرکز (concentrating) داشته باشم، آن را می‌بینم و اگر تمرکز نداشته باشم آن را نمی‌بینم» (هالیگان و مارشال (Halligan & Marshall)، ۱۹۹۸).

شکل 7.8 آزمایش غفلت و خاموشیشکل 7.8 آزمایش غفلت و خاموشی قسمت دومشکل 7.8 آزمایش غفلت و خاموشی قسمت سومشکل ۷.۸ آزمایش نادیده‌انگاری (neglect) و خاموشی (extinction)

به بیمار مبتلا به ضایعه نیمکره راست (right-hemisphere lesion) ناشی از سکته مغزی (stroke)، یک متخصص مغز و اعصاب (neurologist) یک محرک بینایی (visual stimulus) شامل انگشتان بالا را ابتدا در نیمه‌بینایی چپ (left hemifield) (a) و سپس در نیمه‌بینایی راست (right hemifield) (b) ارائه کرد. اگر محرک‌ها (stimuli) یکی پس از دیگری ارائه می‌شدند، بیمار به‌درستی آن‌ها را تشخیص داده و پاسخ می‌داد (با اشاره (pointing))، که نشان‌دهنده توانایی دیدن هر محرک و در نتیجه عدم وجود نقص عمده در میدان بینایی (major visual field defects) بود. با این حال، هنگامی که محرک‌ها (stimuli) به طور همزمان در میدان بینایی چپ و راست (left and right visual fields) (c) ارائه شدند، خاموشی (extinction) مشاهده شد: بیمار گزارش داد که تنها محرک (stimulus) موجود در میدان بینایی راست (right visual field) را دیده است.

مقایسه نادیده‌انگاری (Neglect) و سندرم بالینت (Bálint’s syndrome)

بیایید الگوی اختلالات (deficits) در نادیده‌انگاری (neglect) را با الگوی اختلالات در بیمار مبتلا به سندرم بالینت (Bálint’s syndrome) که در ابتدای فصل توصیف شد، مقایسه کنیم. در مقابل بیمار مبتلا به نادیده‌انگاری (neglect)، بیمار مبتلا به سندرم بالینت (Bálint’s syndrome) سه اختلال اصلی (three main deficits) را نشان می‌دهد که از ویژگی‌های شاخص این اختلال (disorder) محسوب می‌شوند:

▪️ همزمان‌ناشناسی (Simultanagnosia) عبارت است از دشواری در ادراک (perceiving) کل میدان بینایی (visual field) به‌صورت یک صحنه کامل (whole scene)؛ برای مثال، هنگامی که بیمار تنها شانه یا قاشق را می‌بیند، اما قادر به دیدن هر دو به‌طور همزمان نیست (شکل ۷.۱).

▪️ آپراکسی چشمی (Ocular apraxia) عبارت است از یک اختلال (deficit) در انجام حرکات چشمی (eye movements) به‌ویژه ساکادها (saccades) برای پویش (scan) کردن میدان بینایی (visual field) که به ناتوانی در هدایت ارادی حرکات چشم (voluntarily guide eye movements) منجر می‌شود. هنگامی که پزشک قاشق و شانه را همانند شکل 7.1c در فضا بر روی یکدیگر همپوشان کرد، بیمار مبتلا به سندرم بالینت (Bálint’s syndrome) با توجه به جهت نگاه (direction of gaze) خود، از نظر تئوریک باید قادر به دیدن هر دو شیء (objects) می‌بود، اما چنین نبود.

▪️ آتاکسی بینایی (Optic ataxia) به معنای اختلال در انجام حرکات دستی هدایت‌شده با بینایی (visually guided hand movements) است. اگر پزشک از بیمار مبتلا به سندرم بالینت (Bálint’s syndrome) می‌خواست که دست خود را دراز کند و شانه را بگیرد، بیمار در حرکت دادن دست خود در فضا به سوی آن شیء (object) با دشواری قابل توجهی مواجه می‌شد.

با این حال، الگوهای نقص‌های ادراکی (perceptual deficits) در نادیده‌انگاری (neglect) و سندرم بالینت (Bálint’s syndrome) کاملاً متفاوت‌اند، زیرا در هر یک از این اختلال‌ها، نواحی مغزی متفاوتی دچار آسیب شده‌اند. نادیده‌انگاری (neglect) حاصل ضایعات یک‌طرفه (unilateral lesions) در قشر آهیانه‌ای (parietal cortex)، قشر گیجگاهی خلفی (posterior temporal cortex) و قشر پیشانی (frontal cortex) است؛ همچنین ممکن است در اثر آسیب به نواحی زیرقشری (subcortical areas) از جمله عقده‌های قاعده‌ای (basal ganglia)، تالاموس (thalamus) و مغز میانی (midbrain) نیز ایجاد شود. در مقابل، بیماران مبتلا به سندرم بالینت (Bálint’s syndrome) دچار ضایعات دوطرفه پس‌سری–آهیانه‌ای (bilateral occipitoparietal lesions) هستند. نادیده‌انگاری (neglect) نشان می‌دهد که اختلال در یک شبکه قشری–زیرقشری (cortical and subcortical network)، به‌ویژه در نیمکره راست (right hemisphere)، به بروز اختلال در توجه فضایی (spatial attention) منجر می‌شود. در مقابل، سندرم بالینت (Bálint’s syndrome) نشان می‌دهد که آسیب به ناحیه آهیانه‌ای خلفی (posterior parietal) و ناحیه پس‌سری (occipital) در هر دو نیمکره، به ناتوانی در ادراک هم‌زمان چندین شیء در فضا می‌انجامد؛ قابلیتی که برای شکل‌گیری و سازمان‌دهی یک صحنه ادراکی (scene) ضروری است.

از بیماران مبتلا به نادیده‌انگاری (neglect) درمی‌یابیم که علائم شامل سوگیری‌های توجهی (biases in attention) بر اساس مختصات فضایی (spatial coordinates) هستند، که این سوگیری‌ها می‌توانند یا نسبت به خود بیمار (قاب مرجع خودمحور – egocentric reference frame) یا نسبت به یک شی در فضا (قاب مرجع آلوسنتریک – allocentric reference frame) باشند. این یافته نشان می‌دهد که توجه (attention) می‌تواند هم در فضا (space) و هم در درون اشیا (within objects) هدایت شود. به احتمال زیاد، این دو نوع نادیده‌انگاری (neglect) توسط فرآیندهای مغزی (brain processes) متفاوتی هدایت می‌شوند. در واقع، مکانیسم‌های مغزی (brain mechanisms) مرتبط با توجه به اشیا (attending objects) می‌توانند تحت تأثیر قرار گیرند، حتی زمانی که هیچ سوگیری فضایی (spatial biases) آشکاری مشاهده نمی‌شود. این پدیده در بیماران مبتلا به سندرم بالینت (Bálint’s syndrome) مشهود است؛ این بیماران دارای میدان‌های بینایی (visual fields) نسبتاً طبیعی هستند، اما نمی‌توانند به بیش از یک یا چند شیء در یک زمان توجه (attend) کنند، حتی زمانی که اشیا در فضا همپوشانی (overlap) دارند.

پدیده خاموشی (extinction) در بیماران مبتلا به نادیده‌انگاری (neglect) نشان می‌دهد که ورودی‌های حسی (sensory inputs) دارای ماهیت رقابتی (competitive) هستند، زیرا زمانی که دو محرک (stimuli) به طور همزمان برای جلب توجه (attention) ارائه می‌شوند، محرکی که در نیم‌فضای هم‌طرف ضایعه (ipsilesional hemifield) قرار دارد، در رقابت پیروز شده و به آگاهی بیمار (patient’s awareness) می‌رسد. خاموشی (extinction) همچنین نشان می‌دهد که پس از آسیب مغزی (brain damage)، بیماران دچار کاهش ظرفیت توجهی (reduced attentional capacity) می‌شوند؛ به این معنا که وقتی دو محرک رقابتی (competing stimuli) به طور همزمان ارائه می‌شوند، بیمار مبتلا به غفلت (neglect patient) تنها از یکی از آن‌ها آگاه (aware) است. 

این مشاهدات ناشی از آسیب مغزی (brain damage) و مشکلات توجهی (attentional problems) زمینه را برای ما فراهم می‌کند تا چندین پرسش را مورد بررسی قرار دهیم:

▪️ توجه (Attention) چگونه بر ادراک (Perception) تأثیر می‌گذارد؟

▪️ در کجای سیستم ادراکی (Perceptual system) توجه بر ادراک (Perception) تأثیر می‌گذارد؟

▪️ چه مکانیسم‌های عصبی (Neural mechanisms) چیزی را که ما توجه (Attend) می‌کنیم کنترل می‌کنند؟

برای پاسخ به این سؤالات، در ادامه به مکانیسم‌های شناختی (Cognitive mechanisms) و عصبی (Neural mechanisms) توجه نگاه خواهیم کرد.

پیام‌‌های کلیدی

TAKE-HOME MESSAGES

▪️ نادیده‌انگاری فضایی یک‌طرفه (Unilateral spatial neglect) ممکن است در نتیجه آسیب به قشر آهیانه‌ای (Parietal cortex)، قشر گیجگاهی (Temporal cortex) یا قشر فرونتال (Frontal cortex) راست و همچنین ساختارهای زیرقشری (Subcortical structures) باشد. این نوع آسیب منجر به کاهش توجه (Attention) و پردازش سمت چپ صحنه‌ها (Scenes) و اشیاء (Objects) می‌شود و این کاهش نه تنها در نیمه فضای خارجی شخص (External personal hemispace)، بلکه در حافظه داخلی (Internal memory) نیز رخ می‌دهد.

▪️ نادیده‌انگاری (Neglect) نتیجه نقص حسی (Sensory deficits) نیست، زیرا آزمایش میدان بینایی (Visual field testing) نشان می‌دهد که این بیماران بینایی (Vision) سالمی دارند. در شرایط مناسب، آنها به راحتی می‌توانند اشیایی (Objects) را ببینند که گاهی اوقات نادیده گرفته (Neglected) می‌شوند.

▪️ یکی از ویژگی‌های بارز نادیده‌انگاری (Neglect)، خاموشی (Extinction) است، یعنی عدم درک (Failure to perceive) یا عدم عمل (Failure to act) بر روی محرک‌های طرف مخالف ضایعه (Contralesional stimuli) هنگامی که همزمان با یک محرک همسو با ضایعه (Ipsilesional stimulus) ارائه می‌شوند.

▪️ بیماران مبتلا به سندرم بالینت (Bálint’s syndrome) دارای سه نقص (Deficits) اصلی این اختلال (Disorder) هستند: مشکل در درک میدان بینایی (Difficulty perceiving the visual field) به عنوان یک صحنه (Whole scene)، ناتوانی در هدایت ارادی حرکات چشم (Inability to guide eye movements voluntarily)، و مشکل در دست‌یابی و گرفتن اشیاء (Difficulty reaching to grab an object).

ادامه فصل در «قسمت بعد فصل هفتم»


«فصل هفتم کتاب علوم اعصاب شناختی گازانیگا» 

انتشار یا بازنشر هر بخش از این محتوای «آینده‌نگاران مغز» تنها با کسب مجوز کتبی از صاحب اثر مجاز است.
» کتاب علوم اعصاب شناختی گازانیگا

» کتاب علوم اعصاب شناختی گازانیگا
»» فصل بعد: فصل عمل

» کتاب علوم اعصاب شناختی گازانیگا
»» تمامی کتاب

🚀 با ما همراه شوید!

تازه‌ترین مطالب و آموزش‌های مغز و اعصاب را از دست ندهید. با فالو کردن کانال تلگرام آینده‌نگاران مغز، از ما حمایت کنید!

🔗 دنبال کردن کانال تلگرام

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 64

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر

ورود/ ثبت نام با جیمیل

ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.

ورود/ ثبت نام با جیمیل

تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

تغییر رمز با موفقیت انجام شد

ورود/ ثبت نام با جیمیل