چالش جای خالی 504 واژه کاملاً ضروری؛ دروس 7 تا 9 کتاب

فاز چهارم: چالش جای خالی ۵۰۴: انتخاب کلمه درست
به بخش جدید از دورهی چالش جای خالی ۵۰۴: انتخاب کلمه درست خوش آمدید!
این دوره توسط آیندهنگاران مغز و نگارش استاد داریوش طاهری طراحی شده تا یادگیری واژگان ضروری زبان انگلیسی را برای شما آسان، هدفمند و جذاب کند.
این مجموعه شامل ۱۴ بخش است که هر بخش شامل ۳ درس از کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری میباشد.
در هر بخش، با تمرینهای جای خالی روبهرو خواهید شد که شما را به چالش میکشند تا بهترین واژه را حدس بزنید و دایره لغات خود را تقویت کنید.
با پشتکار و تمرین مستمر، مطمئن باشید که به تسلطی بینظیر در استفاده از واژگان کاربردی زبان انگلیسی خواهید رسید.
به آیندهنگاران مغز بپیوندید و قدم به قدم با ما به سمت یادگیری عمیقتر حرکت کنید.
آغاز بخش سوم را به شما تبریک میگوییم و امیدواریم این مسیر آموزشی، مسیر موفقیت شما باشد.
چالش واژههای درس هفتم
| Word | Pronunciation | Meaning |
|---|---|---|
| postpone | /poʊstˈpoʊn/ | به تعویق انداختن |
| consent | /kənˈsent/ | موافقت کردن، رضایت دادن |
| massive | /ˈmæs.ɪv/ | غولپیکر، بزرگ، سنگین و حجیم |
| capsule | /ˈkæp.səl/ | کپسول |
| preserve | /prɪˈzɜːrv/ | حفظ کردن، محافظت کردن |
| denounce | /dɪˈnaʊns/ | محکوم کردن، تقبیح کردن |
| unique | /juːˈniːk/ | بینظیر، منحصر بهفرد |
| torrent | /ˈtɔːr.ənt/ | طغیان آب، سیلاب |
| resent | /rɪˈzent/ | رنجیدن، دلخور شدن |
| molest | /məˈlest/ | مزاحم شدن، اذیت کردن |
| gloomy | /ˈɡluː.mi/ | تیره، غمگرفته |
| unforeseen | /ˌʌn.fɔːrˈsiːn/ | غیرمنتظره، پیشبینینشده |
Place one of the following words in each of the blanks:
torrent, denounce, capsule, preserve, unforeseen, resent, postpone, gloomy, molest, massive, consent, and unique.
a. We must [Show answer] our cultural heritage for future generations.
ترجمه: ما باید میراث فرهنگیمان را برای نسلهای آینده [نمایش پاسخ].
b. The mayor was quick to [Show answer] the acts of violence.
ترجمه: شهردار بلافاصله این اعمال خشونتآمیز را [نمایش پاسخ].
c. A [Show answer] of water rushed down the mountain after the storm.
ترجمه: یک [نمایش پاسخ] از آب پس از طوفان از کوه سرازیر شد.
d. The medicine is available in liquid or [Show answer] form.
ترجمه: این دارو به صورت مایع یا [نمایش پاسخ] در دسترس است.
e. The accident was caused by an [Show answer] event.
ترجمه: این حادثه به دلیل یک اتفاق [نمایش پاسخ] رخ داد.
f. She began to [Show answer] his constant criticism.
ترجمه: او شروع به [نمایش پاسخ] از انتقادهای مداومش کرد.
g. We had to [Show answer] the meeting due to bad weather.
ترجمه: ما مجبور شدیم جلسه را به دلیل هوای بد [نمایش پاسخ].
h. The sky turned [Show answer] before the storm began.
ترجمه: آسمان پیش از آغاز طوفان [نمایش پاسخ] شد.
i. It is a crime to [Show answer] children.
ترجمه: اذیت و آزار کودکان یک [نمایش پاسخ] است.
j. The building collapsed under the weight of the [Show answer] snow.
ترجمه: ساختمان زیر فشار برف [نمایش پاسخ] فرو ریخت.
k. They finally gave their [Show answer] to the plan.
ترجمه: آنها سرانجام [نمایش پاسخ] خود را به این طرح دادند.
l. Each fingerprint is [Show answer] and cannot be duplicated.
ترجمه: هر اثر انگشت [نمایش پاسخ] است و قابل تکرار نیست.
چالش واژههای درس هشتم
| Word | Pronunciation | Meaning |
|---|---|---|
| exaggerate | /ɪɡˈzædʒəreɪt/ | مبالغه کردن، گنده گویی کردن |
| amateur | /ˈæm.ə.tʃər/ | آماتور، تازه کار، ناشی |
| mediocre | /ˌmiːdiˈoʊkər/ | معمولی، متوسط، پیش پا افتاده |
| variety | /vəˈraɪəti/ | تنوع، گوناگونی، مختلف |
| valid | /ˈvælɪd/ | معتبر، موثق، ارزشمند |
| survive | /sərˈvaɪv/ | زنده ماندن، نجات یافتن |
| weird | /wɪrd/ | عجیب و غریب، شگرف، غیر طبیعی |
| prominent | /ˈprɑːmɪnənt/ | مشهور، سرشناس، خوش نام |
| security | /sɪˈkjʊrəti/ | امنیت، ایمنی |
| bulky | /ˈbʌlki/ | بزرگ و بدقواره، حجیم، تنومند |
| reluctant | /rɪˈlʌktənt/ | بی میل، روی گردان، بیزار |
| obvious | /ˈɑːb.vi.əs/ | آشکار، واضح، بدیهی، گویا |
Place one of the following words in each of the blanks below:
Exaggerate, amateur, mediocre, variety, valid, survive, weird, prominent, security, bulky, reluctant, obvious.
a. Don’t [Show answer] the story just to make it more exciting.
ترجمه: داستان را فقط برای هیجانانگیزتر شدن [نمایش پاسخ].
b. Although he is an [Show answer], his painting is impressive.
ترجمه: گرچه او یک [نمایش پاسخ] است، اما نقاشیاش تحسینبرانگیز است.
c. The movie was just [Show answer] — not great, not terrible.
ترجمه: این فیلم فقط [نمایش پاسخ] بود—نه عالی، نه افتضاح.
d. The restaurant offers a wide [Show answer] of dishes.
ترجمه: این رستوران مجموعهی گستردهای از [نمایش پاسخ] ارائه میدهد.
e. Your passport is no longer [Show answer]; you must renew it.
ترجمه: گذرنامهات دیگر [نمایش پاسخ] نیست؛ باید آن را تمدید کنی.
f. Only the strongest animals can [Show answer] in the wild.
ترجمه: تنها حیوانات قویتر میتوانند در طبیعت [نمایش پاسخ].
g. That’s the most [Show answer] dream I’ve ever had!
ترجمه: این [نمایش پاسخ] خوابی بود که تاکنون دیدهام!
h. She is a [Show answer] scientist in the field of neuroscience.
ترجمه: او یک دانشمند [نمایش پاسخ] در حوزهی علوم اعصاب است.
i. There was tight [Show answer] at the concert entrance.
ترجمه: در ورودی کنسرت [نمایش پاسخ] برقرار بود.
j. That [Show answer] suitcase won’t fit in the overhead compartment.
ترجمه: آن چمدان [نمایش پاسخ] در محفظهی بالای سر جا نمیگیرد.
k. She was [Show answer] to speak about her experience.
ترجمه: او برای صحبت دربارهی تجربهاش [نمایش پاسخ] بود.
l. It’s [Show answer] that he is lying.
ترجمه: [نمایش پاسخ] که او دروغ میگوید.
چالش واژههای درس نهم
| Word | Pronunciation | Meaning |
|---|---|---|
| vicinity | /vəˈsɪnəti/ | اطراف، حول و هوش، مجاورت |
| century | /ˈsentʃəri/ | قرن |
| rage | /reɪdʒ/ | خشم، غضب |
| document | /ˈdɑːkjəmənt/ | مدرک، سند |
| conclude | /kənˈkluːd/ | نتیجهگیری کردن، پایان دادن |
| undeniable | /ˌʌndɪˈnaɪəbəl/ | انکارناپذیر، غیرقابلانکار |
| resist | /rɪˈzɪst/ | مقاومت کردن، مخالفت کردن |
| lack | /læk/ | کم داشتن، کمبود، فقدان |
| ignore | /ɪɡˈnɔːr/ | نادیده گرفتن، اعتنا نکردن |
| challenge | /ˈtʃæləndʒ/ | به مبارزه طلبیدن، مبارزهطلبی |
| miniature | /ˈmɪniətʃər/ | کوچک، ریز |
| source | /sɔːs/ • /sɔːrs/ | منبع، منشاء |
Place one of the following words in each of the blanks below:
vicinity, century, rage, document, conclude, undeniable, resist, lack, ignore, challenge, miniature, source.
a. There’s a library in the [Show answer] of our house.
ترجمه: در [نمایش پاسخ] خانهی ما یک کتابخانه وجود دارد.
b. The painting is believed to be from the 18th [Show answer].
ترجمه: این نقاشی متعلق به قرن هجدهم [نمایش پاسخ].
c. He was shaking with [Show answer] after hearing the news.
ترجمه: پس از شنیدن خبر، از [نمایش پاسخ] میلرزید.
d. You need to sign the [Show answer] before submitting it.
ترجمه: باید این [نمایش پاسخ] را پیش از ارسال امضا کنید.
e. We can [Show answer] that the experiment was successful.
ترجمه: میتوانیم [نمایش پاسخ] که آزمایش موفقیتآمیز بوده است.
f. It is [Show answer] that education changes lives.
ترجمه: این [نمایش پاسخ] است که آموزش زندگیها را تغییر میدهد.
g. I couldn’t [Show answer] the smell of freshly baked bread.
ترجمه: نتوانستم در برابر بوی نان تازه پختهشده [نمایش پاسخ].
h. His only problem is a [Show answer] of confidence.
ترجمه: تنها مشکل او [نمایش پاسخ] اعتماد به نفس است.
i. You shouldn’t [Show answer] the doctor’s advice.
ترجمه: نباید توصیهی پزشک را [نمایش پاسخ].
j. Learning a new language can be a fun [Show answer].
ترجمه: یادگیری یک زبان جدید میتواند یک [نمایش پاسخ] سرگرمکننده باشد.
k. She collects [Show answer] statues from around the world.
ترجمه: او مجسمههای [نمایش پاسخ] از سراسر جهان جمعآوری میکند.
l. The sun is the main [Show answer] of energy for life on Earth.
ترجمه: خورشید [نمایش پاسخ] انرژی برای حیات روی زمین است.
در ادامه بخوانید:
» یادگیری خلاقانه ۵۰۴ واژه انگلیسی با داستان
» مرور سریع واژههای ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری
