روانشناسی

هر کس برداشت خاص خود را از اتفاقات دارد

امتیازی که به این مقاله می دهید چند ستاره است؟
[کل: ۰ میانگین: ۰]

هر کس برداشت خاص خود را از اتفاقات دارد

ژورنالیست بازی بالای سر جنازه قذافی

مرتضی غرقی خبرنگار شناخته شده ای است. هر جا جنگ و بحرانی بوده دشواری ها را به جان خریده و وارد میدان شده است. این مرد میدان های سخت تجربه های جالبی هم دارد که در قالب سه کتاب منتشر کرده است. همین موضوع بهانه ای شد تا در روز خبرنگار سراغ او و تجربه هایش برویم. تجربه هایی که از جبهه های جنگ در ایران شروع می شود و به مذاکرات هسته ای ایران و جنگ های مختلف منطقه می رسد. او که این روزها در حال تلاش برای ورود به یمن است از خبر، نوشتن و خطر برایمان گفت.شما از جمله خبرنگارانی هستید که تجربه های خاصی دارد، حضور در جنگ تحمیلی، مذاکرات هسته ای و… نکته مهم تر هم این که تجربیات خود را در قالب سه کتاب منتشر کرده اید. چه شد که تصمیم به این کار گرفتید؟

هر خبرنگاری که در عرصه عملیات میدانی قرار می گیرد، باید تجربیاتش را به نسل بعد منتقل کند و اثری از خود به جا بگذارد. حال این کار می تواند در قالب نوشتاری یا صوتی و تصویری انجام شود، اما من قالب مکتوب را ترجیح می دهم چون به نظرم ماندگارتر و در دسترس تر است. ضمن این که معتقدم خبرنگاران و سیاستمداران و تمام افرادی که با بحران های سیاسی و نظامی جهان درگیر هستند، باید بنویسند و تجربیات خود را در اختیار مردمشان قرار دهند. من و هر شخص دیگری با بودجه همین کشور که در واقع متعلق به مردم است، وارد این رویدادها می شویم و باید بتوانیم اثری هم برای آینده تولید کنیم. اثری که فراتر از خبر باشد و با خود شرح و تحلیل داشته باشد و به کار نسل آینده هم بیاید.همان طور که اشاره کردید، سیاستمداران، خبرنگاران و… باید دست به قلم ببرند و بنویسند، اما چه تفاوتی میان نگارش یک خبرنگار و سیاستمدار وجود دارد؟

اول باید به این نکته اشاره کرد که هر انسانی نگاه و برداشت خاص خودش را دارد که در هر اظهار نظر ساده ای در زندگی روزمره اش هم نمود پیدا می کند. حالا وقتی دو انسان متفاوت با دو جایگاه مختلف وارد عرصه های بحران آمیز و حساس می شوند، هر کدام از جایگاه خود آن را تحلیل می کنند. وقتی یک دیپلمات مذاکرات هسته ای را می نویسد، از اتفاقات پیرامونی و بیرونی آن بی خبر است، پس او اطلاعات درون مذاکرات را دارد و می نویسد. من به عنوان خبرنگار از اتفاقات درونی تا حدی بی خبر می مانم اما اتفاقات بیرونی مذاکرات، چیزی است که من بخوبی با آن روبه رو بوده ام، چون در صحنه میدانی حضور داشتم. وقتی هر دو دست به قلم می بریم و می نویسیم، تصویر کاملی از درون و بیرون ماجرا به دست می آید. البته نکته مهم این که نگاه یک خبرنگار موشکافانه تر و مردمی تر و قلمش روان تر است. سراغ موضوعات و مطالبی می رود که می داند برای جامعه مهم بوده و ممکن است درباره اش پاسخی بخواهد.شما چند سال سابقه کاری دارید؟

۳۳ سال.پس بیش از سه دهه از عمرتان را خبرنگار بوده اید. از نگاه شما مهم ترین نکات شغلی که یک خبرنگار باید مد نظر قرار دهد، چیست؟

خبرنگاران اگر می خواهند در حرفه شان به جایی برسند، باید چند ویژگی داشته باشند. اول این که پرتلاش باشند و مدام کار کنند. دوم صداقت در اطلاع رسانی. سوم این که زیاد کتاب بخوانند. حواسشان باشد خبر با همه اهمیتش پر از اطلاعات سطحی و زودگذر است. این کتاب و مقاله است که خبرنگار را عمیق می کند و به او تحلیل و نگاه می دهد. به شما و همه خبرنگاران توصیه می کنم حتما کتاب بخوانید. و اما نکته خیلی مهم دیگری که باید هر خبرنگاری در کار خود مد نظر قرار دهد… گذشت دورانی که خبرنگار داخل مرزهای خود باشد و همین برایش کفایت کند. هر خبرنگار باید آماده رفتن به بیرون مرز باشد. پس این یعنی باید زبان خارجی بلد باشد. هر چند یاد گرفتن زبان انگلیسی خیلی مهم است اما نمی گویم حتما سراغ این زبان بروید، یک زبان بیگانه، حالا هر زبانی را که شد یاد بگیرید. خبرنگاری که زبان خارجی بلد نیست، مثل کسی است که در روستای خودش محبوس مانده و راه ارتباط با دنیا را نمی داند.شما در جنگ های متعددی هم حضور داشته اید. مسلما تجربه خطرناکی است که هر کسی حاضر نیست به آن تن بدهد.

کسی که خبرنگار می شود، باید عاشق کارش باشد و از خطرها نترسد. بخشی از این تجربه من حضور در جبهه های جنگ دوران دفاع مقدس بوده که مثل خیلی های دیگر به جبهه رفته ام. بعد در حمله عراق به کویت و حمله آمریکا به عراق بودم. حمله ناتو به لیبی حمله آمریکا به سودان و در هر اتفاق نظامی در منطقه حضور داشتم بحران سیاسی هم حضور یافتم و در صفر تا صد مذاکرات هسته ای هم به عنوان خبرنگار مشغول کار بوده ام. به همین دلیل هم تجربه های خاصی دارم. مثلا خودم را رساندم بالای سر جنازه قذافی و گزارش تهیه کردم. همچنین حدود ۱۲ روز با نیروهای القاعده یک جا زندگی کردم، البته آن زمان هنوز نفرتشان از شیعیان و ایرانی ها در این حد نبود که بخواهند ما را بکشند. جالب است بدانید بسیاری از این افراد نماز هم نمی خواندند یا وضو نمی گرفتند و با همان پوتین نماز می خواندند، سه ماه یکبار هم حمام نمی رفتند و رفتارهای عجیبی داشتند. اما در هر صورت ریسک کردم و سختی هایی را پذیرفتم تا از نزدیک با آنها روبه رو شوم و بتوانم تحلیلشان کنم.از دوران جنگ تحمیلی ایران چه خاطراتی دارید؟

جنگ خودمان یک کتاب مفصل است. اما تمام خاطراتم یک طرف و شهادت شهید سیداحمدی، خبرنگار خودمان در کنارم یک خاطره دیگر است… خاطره ای که هرگز آن را فراموش نمی کنم.شما هم مجروح شدید؟

سه بار مجروح شدم اما راستش دوست ندارم به این موضوع اشاره کنم.چرا؟ این هم بخشی از اتفاقات و تجربیات کاری شماست.

بله، اما نمی خواهم تصور شود از خودم تعریف می کنم. یک بار شهید سیداحمدی رفت و من ماندم، یک بار هم شهید حسن هادی.در کل تجربه پوشش جنگ ها برایتان چگونه بوده است؟

تلخ… جنگ نقطه بحران است، پر است از زنان و کودکان گرسنه و ترسان، پر از کشته… می توانم بگویم برایم فرسایش روحی داشته، رفته رفته به خودم و حتی خانواده ام هم آسیب زده، اما اجتناب ناپذیر است و باید رفت… من همین حالا هم در حال تلاش برای ورود به یمن هستم. دوست دارم بروم و اطلاعات دقیقی را از آنجا ارائه کنم. امیدوارم این اتفاق بیفتد.روایت غرقی از انتشار ۳ کتاب خاطرات

اولین کتاب من مربوط به دوران جنگ است که از «تفنگ تا قلم» نام دارد. کتاب دوم من با نام «خیابان ۴۲» خاطراتم در نیویورک است و سعی کرده ام مواجهه یک خبرنگار با بحران ها را نشان دهم و بگویم چطور می شود از این بحران ها فرار کرد.

سومین کتاب من «تجربه ای دیگر» نام دارد که می توانم بگویم پخته تر از کتاب های دیگرم است. چون هم تجربیات نگارشی بیشتری را کسب کرده و هم در مسائل عمیق تر بودم. این «تجربه ای دیگر» در واقع برگرفته از همان سخنان مقام معظم رهبری است که وقتی با ایشان درباره مذاکرات هسته ای صحبت کردند ایشان می گویند من مطمئنم آمریکایی ها در باب مذاکره صداقت ندارند و به شما چیزی نخواهند داد، اما چون شما اصرار می کنید موافقت می کنم. بروید یک بار دیگر تجربه کنید. عنوان تجربه ای دیگر در واقع برگرفته از همین حرف ایشان است. این کتاب پشت پرده مذاکرات هسته ای است و تمام آنچه در مطبوعات نیامده را در خود دارد. من در ۲۲ ماه مذاکرات هسته ای به عنوان خبرنگار شبکه خبر حضور داشتم. این ۲۲ ماه هر روز که کارهای خبری ام را می نوشتم شب به شب اتفاقات مهم را یادداشت برداری می کردم، در یک برگه یا دفتر کوچک می نوشتم و تاریخ و ساعت می زدم. وقتی هم مذاکرات تمام شد اینها را تبدیل به یک کتاب کردم.

آیا این مقاله برای شما مفید بود؟
بله
تقریبا
خیر

داریوش طاهری

اولیــــــن نیستیــم ولی امیـــــد اســــت بهتـــرین باشیـــــم...! خدایــــــــــا نام و آوازه مـــن را چنان در حافظه‌ها تثبیت کن که آلزایمـــــــــــــر نیز توان به یغما بردن آن را نداشته باشد...!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا