آلزایمربیماری‌های مغز و اعصابدمانس

۹ راهکار و نکته برای مقابله با اضطراب عصرگاهی در مبتلایان زوال عقلی

برخی از بیماران آلزایمری و مبتلایان به زوال عقل در هنگام غروب “اضطراب عصرگاهی” را تجربه می کنند. در اینجا ۹ روش و راهکار طبیعی برای کمک به پرستاران برای مقابله با نشانگان اضطراب عصرگاهی ارائه شده است. هر چند دیدن عزیزانتان در حالت وحشت زده و مبهوت اصلا جالب نیست، چند راهکار عملی وجود دارد که می توان به آنها کمک نمود.

۹ راهکار و ایده برای اضطراب عصرگاهی زوال عقل در منزل

در اینجا ذکر چند نکته ضروری است… من یک پزشک نیستم، این اطلاعات را صرفا در مدتی که مراقب مادر شوهرم که مبتلا به زوال عقل است و با ما زندگی می کند جمع آوری و مشاهده نموده ام. من اغلب منابع را معرفی می کنم، که بدون هیچ هزینه ای در اختیار شما قرار می دهم. این کار کمک می کند که این سایت برای شما رایگان باقی بماند.

اضطراب عصرگاهی چیست؟

به نظر می رسد هیچ تشخیص پزشکی واقعی برای اضطراب عصرگاهی وجود ندارد. بر اساس تعریف موسسه ی بین المللی سالخوردگی National lnstitue on Aginy، اضطراب عصرگاهی “بیقراری، اضطراب، کج خلقی و آشفتگی است که با افول نور روز آغاز یا تشدید می شود.”

برخی از نشانه های اضطراب عصرگاهی شامل موارد زیر است

نگرانی، سردرگمی، قدم زدن، بحث و جدل، گریه، رفتار غیر منطقی، رفتار ستیزه جو، طغیان عواطف، عصبانیت، توهم، گیجی، خصومت، دشنام دادن و بد گمانی.

به عنوان یک پرستار، باید انتظار وقوع چنین رفتارهایی را در آخرین ساعات روز، در زمانی که انرژی و قدرت مغزی عزیزتان در حال تحلیل رفتن است داشته باشید.

اضطراب عصرگاهی به چه صورت است؟

اضطراب عصرگاهی به صورت خزنده بر مادرمان مستولی می شود. او به طور قطعی هر شب با آنان درگیر نیست و بنابراین گاهی اوقات من در دم متوجه نمی شوم که آیا چیزی اشتباه است تا عادی. اما یقین دارم که آن اضطراب دیشب مهمان ما بود!

اول از همه، از دست همسرم (پسر خودش) کفری شد، که کارت اعتباری اش را، در سفری که به خارج از شهر داشت به همراه برده بود (مادر مشکل خرید/تلنبار سازی دارد) .صادقانه بگویم، دلیل این عصبانیت را کاملا درک می کنم.

چند دقیقه بعد به طرف من آمد و گفت که می توان در اتاق خوابش از مایکروفر برای درست کردن گوشت آب پز استفاده کرد. تلاش کردم مهربان باشم، باید از کنار این موضوع بی تفاوت می گذشتم، چون تقریبا برای اینکه مرا متقاعد کند پختن گوشت خام در اتاق خواب یا حمامش بهتر از استفاده از آشپزخانه است که دو متر آن طرف تر است، داشت به گریه می افتاد.

آخرین مورد، عصبانیتی بود، که هنگامی که خرابکاری گریه اش را تمیز کردم رخ داد. “اگر چه بهترین زمان هفته بود” او کلی گریه و زاری در مورد زمین و زمان راه انداخت. افسوس. دوباره به یادش افتادم.

راهکارهای موسسه بین اللملی اضطراب عصرگاهی چیست؟

اگرچه می دانم که برای نشانه های اضطراب عصرگاهی، دارو، خواب آور و روغن گیاهی تجویز می شود، من تجویز آنها را به عهده پزشک معالجش می گذارم.

از نظر من راهکار های طبیعی اضطراب عصرگاهی کارهایی هستند که احتمالا می توانند به او کمک کنند کمی بهتر شود، یا حتی از بروز این مشکل جلوگیری کنند.

۹ راهکار و نکته در مورد مقابله با نشانه های اضطراب عصرگاهی

قصد دارم از ساده ترین روش شروع کنم و سپس به سراغ موارد پیچیده تر برویم.

تابع یک روال باشید

ایده خوبی دارم که دیروز به ذهنم رسید. چون شوهرم خارج از شهر است و ما مثل همیشه برای خوردن غذا دور میز جمع شده بودیم . من و بچه ها هاکی بازی کردیم و روی کاناپه تنقلات خوردیم و مادر روی صندلی راحتی لم داده بود.

ما عموما به شدت تابع پایبندی به روال هستیم. هر شب “شام” را حدود ۵:۳۰ می خوریم، مگر اینکه بچه ها ورزش کنند یا کار دیگری داشته باشند.

پس راهکار شماره۱ این است که تا حد امکان ، نظم امور را بر هم نزنید و اگر روال کارها “عادی” نباشد، انتظار بروز علائم را داشته باشید.

از یک دفترچه یادداشت استفاده کنید

بیشتر افراد مثل من بلاگی ندارند که برای دمی از وقایع آزار دهنده رهایی یابند (من با نوشتن این کار را انجام می دهم.) بنابراین داشتن یک دفتر یادداشت، برای ثبت اتفاقاتی که قبل از اضطراب عصرگاهی رخ داده، می تواند مفید باشد.مواردی که در روزهای بروز اضطراب عصرگاهی با آن برخورد کرده ام.

نزد پزشک بروید

بچه ها روزهای زیادی بود که در خانه بودند،(خصوصا نزدیکی های کریسمس که خیلی شلوغ می کردند). همسرم، جانی، که خارج از شهر بود، متوجه شد که با پزشک قرار ملاقاتی گذاشته ام. تمام این موارد آن چنان هم بغرنج نمی نماید، اما برای مادر، تغییر یا شلوغی می تواند به نظر گیج کننده بیاید و منجر شود یک غروب غم انگیز را تجربه کند.

تغییر در رویه

وقتی دیشب مادر غمگین و اشک آلود بود، لحظه ای تامل کردم و در مورد چیزهایی که مورد علاقه اش بود صحبت کردیم. (خرید کردن و گل هایی که بیرون پنجره اش بود) . شاید حدود ۱۵ دقیقه در کنارش بودم و زمانی که وارد شدم می توانم بگویم خیلی جلوی خودش را گرفت تا مودب باشد و به من نگوید گم شو بیرون، اما در انتها حالت روحی اش بهتر شده بود.

من حسابی درگیر بچه ها و حیوانات خانگی هستم، اما در آن زمان کوتاه، فقط بر روی او تمرکز کردم و به نظر می آمد گوش دادن به مشکلاتش واقعا به او کمک کرد از فکر های ناجور بیرون بیاید. فراموشی ، بیشتر اوقات آزار دهنده است اما گاهی اوقات هم به نفع ما کار می کند.

او فراموش کرد که از دست من و پسرش و کل دنیا عصبانی است. او به شدت از اینکه در اینجا محصور شده و نمی تواند آنچه را که می خواهد انجام دهد بسیار سر خورده است و من تا حدی او را درک می کنم! او در یک چرخه ی فقدان کارت اعتباری، منع رانندگی وممنوعیت آشپزی کردن در اتاقش مدام اخم کردن گیر کرده بود. و چه کسی می توانست او را مقصر بداند؟ لعنت به زوال عقل!

لامپ ها را روشن نگه دارید، پرده را بکشید

به نظر می رسد می توانید مغز بیمارتان را، در مورد غروب خورشید، از طریق اجتناب از مشاهده غروب، “فریب” دهید. اواخر بعد از ظهر، اما قبل از اینکه خورشید غروب کند، پرده ها را بکشید و همه ی لامپ های خانه را روشن کنید، بنابراین کاملا خانه روشن می شود.

در تعویض لامپ هایتان با لامپ هایی که نوری شبیه به “تابش خورشید” دارند سودی نهفته است. (از این لامپ ها خوشم می آید چون به شکل خورشید طراحی شده اند.).

لامپ های دیگری هستند که به “لامپ های SAD” معروف اند و برای مقابله با مشکل اختلال احساسی فصلی مورد استفاده قرار می گیرند (منبع کلینیک مایو). حتما قبل از استفاده از یکی از این موارد به منظور کمک به رفع اضطراب عصرگاهی، با پزشک بیمارتان مشورت کنید.

چرت بعد از ظهر

بسیار خوب، در طی تحقیقاتم برای ایده های این پست در مورد چرت بعد از ظهر، همه جا به یک چرت عصرگاهی برخورد می کردم. گروهی می گفتند آنان را “وادار کنید” چرت بزنند و گروهی می گفتند به هیچ قیمتی به آنان اجازه چرت زدن ندهید.

قبل از هر چیز بگویم، من هیچ گاه در “وادار کردن” مادر به انجام هیچ کار موفق نبوده ام و پیشنهاداتی همچون “چرا چرتی نمیزنی” با مقاومت شدید از جانب او روبرو شده است.

پیشنهادی که می توانم بکنم این است که در دفترچه یادداشت خودتان این موضوع را پیگیری نمایید و ببینید عزیزتان چگونه عملا عکس الاعمل نشان می دهند. اگر چرت می زنند و اضطراب وجود دارد، پس برای اجتناب از خواب آلودگی، آنان را سرگرم کنید. اگر چرت نمی زند، در هنگام بعد از ظهر، موسیقی آرامش بخشی پخش کنید و فعالیت ها را کم کنید تا به چرت زدن تمایل پیدا کنند.

فعالیت جسمی

از جا بلند شدن و تحرک کردن برای همه خوب است چه طرف اضطراب داشته باشد چه نداشته باشد! به حرکت در آوردن عزیزتان (قدم زدن، انجام ورزش های درمانی جسمی و غیره) می تواند کمک کند برخی از نشانه های اضطراب فروکش کنند.

ابزار بازی

اگر مادرتان پر جنب و جوش نیست و علاقه ای به ورزش کردن ندارد، بنابراین فعال نگهداشتن ذهنش بهترین کار ممکن است! اگر به مادرمان یاد آوری کنیم، با آی پدش بازی می کند (یک آی پد بزرگ تهیه کنید و وضوح صفحه نمایش را بالا ببرید.) حتی می توانید به عزیزتان یک آدمک یا حیوان عروسکی بدهید تا در اواخر روز با آن مشغول باشد و ذهنش از مشکلات منحرف شود.

از محرک ها پرهیز کنید

مادر، یک قهوه ساز خریده و گاهی اوقات در هنگام غروب یک فنجان می نوشد. افسوس. این کار خواب را برایش مشکل تر می کند و اضطراب بیشتری را به بار می آورد. به این فکر افتادم تا از نوشیدنی های دیگری استفاده کنم تا ببینم آیا می توانم ذهنش را از درست کردن قهوه منحرف کنم (مادر یک زوال عقل الکلی است و قبلا در مورد اینکه به او اجازه نمی دهیم در هنگام غروب مشروب بنوشد کفری است.)

چیزهایی که در هنگام غروب باید از آنها بپرهیزد: مشروب، قهوه، سیگار، نوشیدنی های کافئین دار.اگر عزیز شما بدخلق و ستیزه جو می شود، حتما آنچه را که باعث شروع این رفتار ها می شود را در آنان محدود کنید.

روغن های گیاهی

من اغلب در باره روغن گیاهی و مادرم صحبت نمی کنم چون ممکن است به نظر “غیر عملی” برسد. اما قطعا زمانهایی وجود دارد که استفاده از اسپری استوخودوس یا روغن های دیگری مثل رزماری، ترنج، پرتقال، کریپ گریپ فروت، نعناع هندی یا کندور در کمک به آرام کردن مادر موثر بوده اند.

من از بطری های کوچک گلوله دار برای ریختن قطرات روغن گیاهی استفاده و سپس روغن بادام استفاده می کنم تا باعث تحریک پوستش نشود.

 

آیا این مقاله برای شما مفید بود؟
بله
تقریبا
خیر
منبع
artsyfartsylife.com

داریوش طاهری

اولیــــــن نیستیــم ولی امیـــــد اســــت بهتـــرین باشیـــــم...! خدایــــــــــا نام و آوازه مـــن را چنان در حافظه‌ها تثبیت کن که آلزایمـــــــــــــر نیز توان به یغما بردن آن را نداشته باشد...!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا