زبان انگلیسی دکتری

واژگان درس بیست کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری در جمله + ترجمه فارسی | آموزش کاربردی و رنگی

درس بیست کتاب واژگان ۵۰۴ در جمله

شامل لغات درس بیست

همراه با تلفظ بریتانیایی و آمریکایی و معانی فارسی کامل

یادگیری واژگان پرکاربرد انگلیسی هرگز این‌قدر زنده، کاربردی و لذت‌بخش نبوده است!

در مجموعه‌ی آموزشی منحصر‌به‌فرد «واژگان کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری در جمله» که با همت وب‌سایت آینده‌نگاران مغز تهیه شده، کوشیده‌ایم تا واژگان کلیدی این کتاب مشهور را نه صرفاً با تعریف و ترجمه‌ی مستقیم، بلکه در قالب جملات واقعی، رنگی و کاملاً کاربردی ارائه کنیم؛ جملاتی زنده که هر واژه را در بافت طبیعی زبان قرار می‌دهند و فرایند یادگیری را از سطحی گذرا به حافظه‌ی بلندمدت منتقل می‌سازند.

هر درس از این مجموعه‌ی ارزشمند، شامل گروهی از واژگان منتخب کتاب ۵۰۴ است. برای هر واژه، پنج جمله‌ی هوشمندانه طراحی شده است؛ جملاتی که نه‌تنها واژه‌ی اصلی را برجسته می‌کنند، بلکه سایر واژگان ضروری این کتاب را نیز به‌صورت هدفمند در خود جای داده‌اند. این رویکرد علمی، علاوه بر افزایش تکرار هدفمند واژگان، موجب تثبیت عمیق‌تر آن‌ها در ذهن زبان‌آموز می‌شود.

با استفاده از رنگ‌های متمایز برای نمایش واژه‌های کلیدی و مهم، تمرکز مخاطب به شکل بصری تقویت می‌شود و فرآیند یادگیری حالتی تعاملی و پویا پیدا می‌کند. افزون بر این، ترجمه‌ی دقیق و روان هر جمله در خط بعدی به زبان فارسی آمده است تا معنا، مفهوم و کاربرد واژگان در بستر جمله، به‌روشی عمیق و قابل‌فهم منتقل شود.

این پروژه‌ی نوآورانه و علمی، حاصل نگارش و تدوین داریوش طاهری است؛ تلاشی خلاقانه برای آنکه آموزش واژگان انگلیسی، تجربه‌ای شیرین، به‌یادماندنی و هدفمند باشد.


واژگان درس بیست


devour [dɪˈvaʊər]


A) The starving soldier began to devour the scarce food without even a glimpse at others.

الف) سرباز گرسنه شروع کرد به بلعیدن غذای نایاب بدون اینکه حتی نگاهی به دیگران بیندازد.

B) The children devoured the delicious cake after the long and harsh hike.

ب) بچه‌ها پس از پیاده‌روی سخت و طولانی، کیک خوشمزه را بلعیدند.

C) He would devour every volume on ancient history with eager enthusiasm.

ج) او با اشتیاق مشتاقانه، هر جلد مربوط به تاریخ باستان را با ولع می‌خواند.

D) The wild animal devoured its helpless prey with brutal force.

د) حیوان وحشی، شکار ناتوان خود را با نیرویی وحشیانه بلعید.

E) The curious student devoured the professor’s lecture notes like a sponge soaking up water.

هـ) دانشجوی کنجکاو، یادداشت‌های سخنرانی استاد را مانند یک اسفنج که آب جذب می‌کند، بلعید.


emerge [ɪˈmɜrʤ]


A) After hours of chaos, a clear leader began to emerge with a logical plan.

الف) پس از ساعت‌ها آشوب، رهبری روشن با یک برنامه منطقی شروع به پدیدار شدن کرد.

B) New opportunities emerge when we eliminate barriers and embrace change.

ب) فرصت‌های جدید زمانی پدیدار می‌شوند که ما موانع را برطرف کنیم و تغییر را بپذیریم.

C) A hostile figure began to emerge from the shadows, holding a blunt weapon.

ج) چهره‌ای خصمانه از دل سایه‌ها پدیدار شد در حالی که یک سلاح کند در دست داشت.

D) As the fog lifted, the ruined structure slowly emerged from the mist like a grim monument.

د) هنگامی که مه کنار رفت، سازه ویران‌شده به‌آرامی از درون مه مانند یک یادمان وحشتناک پدیدار شد.

E) True leaders often emerge during crises when others are too timid to act.

هـ) رهبران واقعی اغلب در هنگام بحران پدیدار می‌شوند، زمانی که دیگران بیش از حد ترسو هستند که اقدامی انجام دهند.


captive [ˈkæptɪv]


A) The hostile forces took the soldier captive after a brutal conflict.

الف) نیروهای خصمانه پس از یک درگیری وحشیانه، آن سرباز را اسیر کردند.

B) The spy was held captive in a remote cellar, yet he remained defiant and refused to surrender.

ب) جاسوس در یک زیرزمین دورافتاده اسیر بود، اما همچنان سرسخت ماند و از تسلیم شدن خودداری کرد.

C) Though he was taken captive, his stamina and determination kept him alive until rescue.

ج) گرچه اسیر شده بود، اما توان جسمی و اراده‌اش او را تا رسیدن نیروهای نجات زنده نگه داشت.

D) The rebels took several tourists captive and made a ransom ultimatum to the government.

د) شورشیان چند گردشگر را اسیر کردند و یک اولتیماتوم برای دریافت باج به دولت دادند.

E) Despite being held captive, she used her resourceful mind and devised a brilliant escape plan.

هـ) با وجودی که اسیر بود، با ذهن خلاق خود یک نقشه فرار زیرکانه طراحی کرد.


ambush [ˈæmˌbʊʃ]


A) The hostile rebels planned to ambush the soldiers near the remote village at dawn.

الف) شورشیان خصمانه قصد داشتند در نزدیکی روستای دورافتاده، سربازان را در سپیده‌دم غافلگیر کنند.

B) The convoy was caught in an ambush while delivering vital supplies to the isolated base.

ب) کاروان در حالی که در حال رساندن تدارکات حیاتی به پایگاه منزوی بود، در یک کمین گرفتار شد.

C) They used the dense forest as cover to ambush the unsuspecting patrol.

ج) آن‌ها از جنگل انبوه به‌عنوان پوشش برای غافلگیری گشت بی‌خبر استفاده کردند.

D) The alert commander avoided the ambush by changing the route at the last instant.

د) فرمانده هوشیار با تغییر مسیر در آخرین لحظه توانست از کمین بگریزد.

E) The cowardly attackers set up an ambush instead of facing the army in an honest battle.

هـ) مهاجمان ترسو به‌جای مقابله در نبردی صادقانه، یک کمین ترتیب دادند.


fragile [ˈfræʤəl]


A) The cautious collector handled the fragile vase with deliberate care to avoid any damage.

الف) کلکسیونر محتاط گلدان شکننده را با دقتی عامدانه جابه‌جا کرد تا از هرگونه آسیب جلوگیری کند.

B) His fragile health forced him to live a sedentary lifestyle and avoid any strenuous activity.

ب) وضعیت شکننده سلامت او را وادار کرد که زندگی کم‌تحرکی داشته باشد و از فعالیت‌های شدید دوری کند.

C) The peace agreement was still fragile, and one hostile move could shatter the truce.

ج) توافق صلح همچنان شکننده بود و یک حرکت خصمانه می‌توانست این آتش‌بس را درهم بشکند.

D) She had a fragile heart that was easily offended by even the most innocent remarks.

د) او قلبی شکننده داشت که حتی از بی‌گناه‌ترین سخنان نیز به‌راحتی می‌رنجید.

E) The box was labeled fragile because it contained valuable and delicate glassware.

هـ) روی جعبه برچسب شکننده زده شده بود چون حاوی وسایل شیشه‌ای ارزشمند و ظریف بود.


linger [ˈlɪŋgər]


A) The lingering scent of her fragrance reminded him of their mutual yet tragic love story.

الف) بوی عطر او که هنوز پابرجا بود، او را به یاد داستان عشق مشترک و در عین حال غم‌انگیزشان انداخت.

B) Despite the urgent warning, the villagers lingered in the area, hoping the hazard would pass without incident.

ب) با وجود هشدار فوری، روستاییان در آن منطقه ماندند به این امید که این خطر بدون هیچ حادثه‌ای بگذرد.

C) He lingered in the corridor, too hesitant to enter the room and face the verdict.

ج) او در راهرو درنگ کرد و برای ورود به اتاق و روبه‌رو شدن با حکم بسیار مردد بود.

D) The painful memory of the accident would linger in his mind like a scar, no matter how much he tried to suppress it.

د) خاطره دردناک آن تصادف همچون یک جراحت در ذهنش باقی می‌ماند، هرچقدر هم که تلاش می‌کرد آن را سرکوب کند.

E) After the banquet, a few guests lingered in the lavish hall, enjoying the music and the luxury.

هـ) پس از ضیافت، چند مهمان در سالن مجلل ماندند و از موسیقی و تجمل لذت بردند.


prosper [ˈprɑspər]


A) In order to prosper in a competitive market, a company must be both innovative and reliable.

الف) برای اینکه یک شرکت در بازاری رقابتی رونق بگیرد، باید هم نوآور و هم قابل‌اعتماد باشد.

B) Many immigrants come with the hope to prosper in a land where opportunity and freedom are valued.

ب) بسیاری از مهاجران با امید به اینکه در سرزمینی که فرصت و آزادی ارزشمندند رشد کنند، می‌آیند.

C) The town began to prosper after the government built a substantial highway that improved transport and commerce.

ج) شهر پس از ساخت بزرگراهی قابل‌توجه توسط دولت که حمل‌ونقل و تجارت را بهبود بخشید، شروع به رونق کرد.

D) Without discipline and persistence, no student can truly prosper academically in the long run.

د) بدون انضباط و پافشاری، هیچ دانش‌آموزی نمی‌تواند در بلندمدت از نظر تحصیلی واقعاً موفق شود.

E) His business continued to prosper despite the economic crisis because of his wise strategies.

هـ) کسب‌و‌کار او با وجود بحران اقتصادی همچنان پیشرفت می‌کرد، چون راهبردهایش عاقلانه بودند.


perish [ˈpɛrɪʃ]


A) Many brave soldiers chose to perish in battle rather than surrender to the ruthless enemy.

الف) بسیاری از سربازان دلیر ترجیح دادند در میدان نبرد جان ببازند تا اینکه به دشمن بی‌رحم تسلیم شوند.

B) Without adequate supplies, the climbers could perish in the harsh conditions of the wilderness.

ب) بدون تدارکات کافی، کوهنوردان ممکن بود در شرایط سخت بیابان هلاک شوند.

C) The old manuscripts will perish unless stored in a moisture-free and secure environment.

ج) نسخه‌های خطی قدیمی اگر در محیطی عاری از رطوبت و امن نگهداری نشوند، نابود خواهند شد.

D) Thousands of animals perish every year due to neglect, pollution, and deforestation.

د) هزاران حیوان هر سال به علت بی‌توجهی، آلودگی و جنگل‌زدایی جان می‌سپارند.

E) Civilizations can perish when they ignore the fundamental values that unite their people and ensure stability.

هـ) تمدن‌ها ممکن است وقتی ارزش‌های بنیادی که مردمشان را متحد می‌کند و ثبات را تضمین می‌نماید، نادیده بگیرند، فرو بپاشند.


crafty [ˈkræfti]


A) The crafty fox managed to evade the vigilant hunter using a unique plan.

الف) روباه حیله‌گر با استفاده از نقشه‌ای منحصربه‌فرد موفق شد شکارچی هوشیار را دور بزند.

B) The crafty thief devised a fraudulent scheme to deceive the innocent victims.

ب) دزد حیله‌گر نقشه‌ای تقلبی طراحی کرد تا قربانیان بی‌گناه را فریب دهد.

C) The crafty politician used unique tactics to gain support despite the hostile environment.

ج) سیاستمدار حیله‌گر با استفاده از روش‌های منحصربه‌فرد توانست حمایت کسب کند، حتی در شرایط نامساعد.

D) To succeed, one must be crafty and able to adapt to rapid changes in the market.

د) برای موفقیت باید حیله‌گر بود و توانایی سازگاری با تغییرات سریع در بازار را داشت.

E) The crafty artist used unique methods to capture the essence of the landscape.

هـ) هنرمند حیله‌گر با استفاده از روش‌های منحصربه‌فرد توانست جوهره منظره را به تصویر بکشد.


vigor [ˈvɪgər]


A) Despite his advanced age, the man showed great vigor while climbing the steep mountain.

الف) با وجود سن بالغ، آن مرد هنگام بالا رفتن از کوه شیب‌دار، توان و نشاط زیادی نشان داد.

B) The athlete trained with great vigor to prepare for the unique competition.

ب) ورزشکار با توان فراوان برای آماده شدن در مسابقه منحصربه‌فرد تمرین کرد.

C) The company’s success was due to the vigor and cunning of its crafty leaders.

ج) موفقیت شرکت به دلیل توان و زرنگی رهبران حیله‌گر آن بود.

D) With vigor and willpower, she overcame the hostile environment at work.

د) با توان و اراده قوی، او محیط نامساعد محل کار را پشت سر گذاشت.

E) The veteran soldier showed remarkable vigor despite years of adversity.

هـ) سرباز کارکشته با وجود سال‌ها مشکل، توان قابل توجهی از خود نشان داد.


defiant [dɪˈfaɪənt]


A) The defiant child refused to obey the strict teacher’s orders despite the harsh consequences.

الف) کودک سرکش با وجود عواقب سخت، از اطاعت دستورهای معلم سختگیرانه امتناع کرد.

B) The defiant protestors stood their ground against the hostile crowd with great courage.

ب) معترضان سرکش با شجاعت زیاد مقابل جمعیت خصمانه ایستادند.

C) His defiant attitude made him a target for the vengeful rivals.

ج) نگرش سرکش او را هدف رقبای انتقام‌جو قرار داد.

D) Despite warnings, the defiant driver ignored the dangerous road signs and caused an accident.

د) راننده سرکش با وجود هشدارها، علائم خطرناک جاده را نادیده گرفت و تصادف به بار آورد.

E) The defiant teenager challenged the authority of the stern principal without fear.

هـ) نوجوان سرکش بدون ترس به قدرت مدیر سختگیر اعتراض کرد.


jagged [ʤægd]


A) The jagged edges of the ancient rocks made the climb very dangerous.

الف) لبه‌های دندانه‌دار سنگ‌های قدیمی، بالا رفتن را بسیار خطرناک کرده بود.

B) The jagged silhouette of the mountain was visible against the bright sky at dawn.

ب) سایه‌نمای دندانه‌دار کوه در برابر آسمان روشن هنگام سپیده‌دم دیده می‌شد.

C) The jagged coastline made it difficult for ships to find a shelter during the storm.

ج) خط ساحلی دندانه‌دار باعث شد کشتی‌ها در هنگام طوفان به سختی پناهگاه پیدا کنند.

D) The artist captured the jagged patterns of the broken glass with remarkable precision.

د) هنرمند با دقت شگفت‌انگیز، الگوهای دندانه‌دار شیشه شکسته را به تصویر کشید.

E) The jagged cliffs made the explorer cautious as he navigated through the rugged terrain.

هـ) صخره‌های دندانه‌دار باعث شد کاشف هنگام عبور از زمین ناهموار بسیار محتاط باشد.

فهرست کامل درس‌های کتاب 504 واژه در جمله

امتیاز نوشته:

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 2

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا