سوالات دکتری علوم اعصاب سال ۱۴۰۳-۱۴۰۲: مباحث نوروآناتومی با پاسخ‌های تشریحی


دعای مطالعه [ نمایش ]

بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ

خدايا مرا بيرون آور از تاريكى‏‌هاى‏ وهم،

وَ اَكْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ

و به نور فهم گرامى ‏ام بدار،

اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَيْنا اَبْوابَ رَحْمَتِكَ

خدايا درهاى رحمتت را به روى ما بگشا،

وَانْشُرْ عَلَيْنا خَزائِنَ عُلُومِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

و خزانه‏‌هاى علومت را بر ما باز كن به امید رحمتت اى مهربان‌‏ترين مهربانان.


The brain: “the divinest part of the body”

مغز: والاترین گوهر تن

«مغز انسان، پیچیده‌ترین ساختار شناخته‌شده در جهان است؛ جایی که جهان را می‌فهمیم، خود را می‌شناسیم و آینده را می‌سازیم.»

مغز انسان نه‌تنها یک عضو زیستی در کالبد ماست، بلکه به‌حق می‌توان آن را تاج آفرینش و معبد اندیشه نامید؛ ساختاری شگرف که در میان تاریکی استخوانی جمجمه، جهانی از نور و آگاهی را پدید می‌آورد. این توده‌ی سه‌پوندی، با میلیاردها نورون و سیناپس، همچون ارکستری بی‌همتا، نغمه‌های فهم، حافظه، هیجان، منطق و خیال را در هارمونی‌ای حیرت‌انگیز می‌نوازد.

شگفتی مغز تنها در ظرافت ساختاری‌اش نیست، بلکه در توانایی بی‌پایان آن برای یادگیری، تطبیق و آفرینش نهفته است. مغز، برخلاف هر ماشین یا سامانه‌ای که بشر ساخته، خود را بازآفرینی می‌کند؛ از دل درد، معنا می‌سازد؛ از رنج، تاب‌آوری می‌پرورد؛ و از خاطرات، هویتی منحصربه‌فرد می‌تند.

در سایهٔ نور این معماری حیرت‌انگیز است که علوم زاده می‌شوند، هنر معنا می‌گیرد، اخلاق شکل می‌یابد و آینده، نه تقدیری مبهم، بلکه چشم‌اندازی قابل ترسیم و هدایت می‌شود. مغز همان جایی است که بشر می‌تواند نه‌تنها بپرسد «چه هستم؟»، بلکه فراتر رود و بپرسد: «چه می‌توانم بشوم؟» 

آنان که به کاوش این ساختار شکوهمند می‌پردازند، تنها پژوهشگر نیستند، بلکه معماران فردا هستند؛ آنان که با شناخت مغز، کلیدهای نوآوری، بهبود سلامت روان، ارتقای آموزش و حتی بازتعریف مفهوم انسان بودن را در دست دارند.

آینده‌نگاران مغز | داریوش طاهری: «ما مغز را می‌شناسیم، تا آینده را بسازیم.»

سوالات دکتری علوم اعصاب سال 1403-1402: مباحث نوروآناتومی با پاسخ‌های تشریحی


۱- کدام راه عصبی ذیل از Ventral funiculus نخاع عبور می‌کند؟
الف) Vestibular spinal
ب) Lateral corticospinal
ج) Dorsal spinocerebellar
د) Ventral spinocerebellar


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه الف

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

راه‌های عصبی (Neural Tracts) مسیرهایی هستند که پیام‌های حسی یا حرکتی را بین مغز و نخاع انتقال می‌دهند. این راه‌ها به سه دسته کلی تقسیم می‌شوند: راه‌های نزولی (Descending tracts) که پیام‌های حرکتی را از مغز به پایین منتقل می‌کنند، راه‌های صعودی (Ascending tracts) که پیام‌های حسی را به سمت مغز می‌برند، و راه‌های بین‌نخاعی (Propriospinal tracts) که بین بخش‌های مختلف نخاع ارتباط برقرار می‌کنند.

فانیکولوس شکمی (Ventral funiculus) ناحیه‌ای در نیمه قدامی ماده سفید نخاع است که عمدتاً راه‌های حرکتی نزولی را در خود جای داده است. برای تشخیص اینکه کدام راه از این ناحیه عبور می‌کند، باید جایگاه تشریحی و عملکردی هر یک از راه‌های عصبی را بشناسیم.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Vestibulospinal

این مسیر یکی از راه‌های حرکتی نزولی است که از هسته دهلیزی در ساقه مغز آغاز می‌شود و از ventral funiculus عبور می‌کند. این راه در کنترل وضعیت بدن (posture) و تعادل (balance) نقش مهمی دارد. موقعیت آن در نیمه قدامی ماده سفید کاملاً با محل عبور در فانیکولوس شکمی تطابق دارد.

گزینه ب: Lateral corticospinal

این مسیر اصلی‌ترین راه حرکتی ارادی است که از قشر مغز آغاز شده و پس از تقاطع در مدولا، از lateral funiculus عبور می‌کند، نه ventral. بنابراین این گزینه اشتباه است.

گزینه ج: Dorsal spinocerebellar

این مسیر یک راه حسی صعودی است که اطلاعات حس وضعیت (proprioception) را از اندام تحتانی به مخچه منتقل می‌کند. محل عبور آن از lateral funiculus است، به‌ویژه در بخش خلفی-جانبی نخاع، نه ventral funiculus. بنابراین این گزینه نیز صحیح نیست.

گزینه د: Ventral spinocerebellar

این مسیر هم صعودی است و اطلاعات حس وضعیت را منتقل می‌کند، ولی محل عبور آن بیشتر در lateral funiculus و نواحی قدامی-جانبی است، نه دقیقاً در ventral funiculus. بنابراین این گزینه هم نادرست است.

نتیجه‌گیری نهایی

در میان گزینه‌های داده‌شده، تنها راه Vestibulospinal است که از ventral funiculus نخاع عبور می‌کند و با عملکرد حرکتی و محل عبور خود در ناحیه قدامی نخاع هماهنگی دارد.

پاسخ صحیح: گزینه الف


۲- اولین نورون راه درد در کدام ناحیه قرار دارد؟
الف) Ventral horn of spinal cord
ب) Dorsal root ganglion
ج) Medulla
د) Thalamus


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

راه درد (Pain Pathway) یکی از مهم‌ترین مسیرهای حسی صعودی (Ascending Sensory Pathways) در سیستم عصبی است که مسئول انتقال پیام‌های مربوط به درد (Pain) و حرارت (Temperature) از محیط به مغز می‌باشد. این مسیر در قالب سیستم آنترولاترال (Anterolateral System) که شامل راه Spinothalamic است، اطلاعات دردناک را منتقل می‌کند.

در تمام مسیرهای حسی، اطلاعات به‌صورت مرحله‌ای از نورون‌های مختلف عبور می‌کنند:

  • نورون اول (First-order neuron): وظیفه دارد محرک را از محیط دریافت کرده و به نخاع برساند.

  • نورون دوم (Second-order neuron): در نخاع قرار دارد و پیام را از نورون اول گرفته و به تالاموس منتقل می‌کند.

  • نورون سوم (Third-order neuron): در تالاموس قرار گرفته و پیام را به قشر مغز می‌برد.

مهم‌ترین نکته در نورون اول: جسم سلولی آن همیشه خارج از نخاع و در گانگلیون ریشه خلفی (Dorsal Root Ganglion) قرار دارد.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Ventral horn of spinal cord

شاخ قدامی (Ventral horn) محل تجمع نورون‌های حرکتی است، نه حسی. در نتیجه، نمی‌تواند محل نورون اول راه درد باشد. بنابراین این گزینه نادرست است.

گزینه ب: Dorsal root ganglion

این گانگلیون در مسیر ریشه خلفی نخاع قرار دارد و محل قرارگیری جسم سلولی نورون اول راه‌های حسی از جمله راه درد است. آکسون محیطی این نورون‌ها از گیرنده‌های حسی و درد شروع می‌شود و آکسون مرکزی آن‌ها وارد نخاع می‌شود تا با نورون دوم در شاخ خلفی سیناپس کند. این گزینه کاملاً صحیح است.

گزینه ج: Medulla

مدولا بخشی از ساقه مغز است که نورون‌های دوم بعضی مسیرهای حسی خاص مانند لمس دقیق را در خود دارد، اما در مسیر درد، نورون دوم در شاخ خلفی نخاع قرار دارد، نه در مدولا. بنابراین این گزینه اشتباه است.

گزینه د: Thalamus

تالاموس محل قرارگیری نورون سوم در مسیرهای حسی است. پیام درد پس از عبور از نخاع و ساقه مغز، به تالاموس می‌رسد و سپس به قشر مغز فرستاده می‌شود. پس تالاموس نمی‌تواند محل نورون اول باشد. این گزینه نیز اشتباه است.

نتیجه‌گیری نهایی

نورون اول راه درد در گانگلیون ریشه خلفی (Dorsal root ganglion) قرار دارد، جایی که جسم سلولی نورون حسی اولیه در آن ساکن است.

پاسخ صحیح: گزینه ب


۳- همه راه‌های عصبی در نخاع efferent هستند، بجز: 
الف) Lateral corticospinal
ب) Reticolo spinal
ج) Ventral corticospinal
د) Dorsal spinocerebellar


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه د

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

راه‌های عصبی (Neural Tracts) در نخاع به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند:

  • راه‌های Efferent (حرکتی): این مسیرها پیام‌های عصبی را از مغز به عضلات یا ارگان‌های هدف می‌برند. معمولاً نزولی (Descending) هستند.

  • راه‌های Afferent (حسی): این مسیرها اطلاعات را از گیرنده‌های محیطی به سمت مغز می‌فرستند. معمولاً صعودی (Ascending) هستند.

در سوال حاضر هدف آن است که تشخیص دهیم کدام یک از مسیرهای عصبی یادشده حرکتی (efferent) نیست و در واقع مسیر حسی (afferent) است.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Lateral corticospinal

این مسیر مهم‌ترین و اصلی‌ترین راه حرکتی ارادی بدن است. از قشر مغز آغاز شده، در مدولای بصل‌النخاعی، تقاطع می‌کند و از بخش جانبی ماده سفید نخاع عبور می‌کند. پیام‌های حرکتی را به نورون‌های حرکتی نخاع منتقل می‌کند. این راه efferent و نزولی است، پس این گزینه غلط است.

گزینه ب: Reticulospinal

این مسیر نیز یک راه حرکتی نزولی (efferent) است که از سیستم مشبک (Reticular formation) در ساقه مغز منشأ می‌گیرد و در تنظیم تون عضلانی، حرکات ناخودآگاه و وضعیت بدن نقش دارد. بنابراین این گزینه هم efferent است و نادرست است.

گزینه ج: Ventral corticospinal

این مسیر شاخه‌ای از مسیر قشری-نخاعی است که بدون تقاطع در مدولا، از بخش قدامی نخاع عبور می‌کند و در سطوح پایین‌تر تقاطع می‌کند. همچنان یک مسیر حرکتی ارادی و نزولی (efferent) است. پس این گزینه نیز نادرست است.

گزینه د: Dorsal spinocerebellar

این مسیر برخلاف سه گزینه دیگر، یک مسیر حسی صعودی (afferent) است که اطلاعات مربوط به proprioception (حس وضعیت) از اندام تحتانی را به مخچه (Cerebellum) منتقل می‌کند. این مسیر از dorsal horn منشأ می‌گیرد و از lateral funiculus نخاع عبور می‌کند. چون پیام را از محیط به بالا می‌برد، مسیر afferent است و با بقیه فرق دارد.

نتیجه‌گیری نهایی

در میان گزینه‌های داده‌شده، تنها راه Dorsal spinocerebellar یک مسیر حسی (afferent) است و حرکتی (efferent) نیست.

پاسخ صحیح: گزینه د


۴- نورون post ganglionic سمپاتیک ریه در کدام ناحیه قرار دارد؟
الف) عقده‌های سمپاتیک سینه‌ای
ب) شاخ طرفی نخاع
ج) medulla
د) هیچکدام


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه الف

پاسخ تشریحی: 

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا ساختار مسیر سمپاتیک (Sympathetic Pathway) را برای اندامی مانند ریه بررسی کنیم.

سیستم عصبی خودکار (Autonomic Nervous System) شامل دو بخش سمپاتیک و پاراسمپاتیک است. در مسیر سمپاتیک، پیام عصبی از طریق دو نورون منتقل می‌شود:

  • نورون پیش‌گانگلیونی (Preganglionic neuron): جسم سلولی آن در شاخ طرفی (Lateral horn) نخاع در سطوح T1 تا L2 قرار دارد. آکسون آن از نخاع خارج می‌شود و به یک گانگلیون سمپاتیک (Sympathetic ganglion) در زنجیره سمپاتیک می‌رود.

  • نورون پس‌گانگلیونی (Postganglionic neuron): در داخل عقده‌های سمپاتیک (Sympathetic ganglia) قرار دارد و آکسون آن مستقیماً به اندام هدف (مانند ریه) می‌رود.

برای ریه، نورون‌های پیش‌گانگلیونی از سطوح T1 تا T5 نخاع منشأ می‌گیرند و به عقده‌های سمپاتیک سینه‌ای (Thoracic sympathetic ganglia) می‌رسند. نورون‌های پس‌گانگلیونی در همین عقده‌ها قرار دارند و از آنجا فیبرهای عصبی به صورت اعصاب ریوی (Pulmonary nerves) به ریه می‌روند.

بررسی گزینه‌ها

  • گزینه الف: عقده‌های سمپاتیک سینه‌ای
    کاملاً درست است. همان‌طور که توضیح داده شد، نورون‌های پس‌گانگلیونی سمپاتیک برای ریه در این عقده‌ها واقع هستند و پس از سیناپس با نورون پیش‌گانگلیونی، آکسون خود را به بافت ریه می‌فرستند.

  • گزینه ب: شاخ طرفی نخاع
    شاخ طرفی محل نورون‌های پیش‌گانگلیونی است، نه پس‌گانگلیونی. بنابراین این گزینه نادرست است.

  • گزینه ج: Medulla
    مدولا بخشی از ساقه مغز است و اگرچه هسته‌هایی از سیستم پاراسمپاتیک (مانند هسته واگ) را در خود دارد، اما در مسیر سمپاتیک نقشی ندارد. همچنین هیچ نورون پس‌گانگلیونی در مدولا قرار ندارد. پس این گزینه هم اشتباه است.

  • گزینه د: هیچکدام
    از آنجا که گزینه الف صحیح است، این گزینه نادرست است.

نتیجه‌گیری نهایی

نورون پس‌گانگلیونی سمپاتیک ریه در عقده‌های سمپاتیک سینه‌ای (Thoracic sympathetic ganglia) قرار دارد.

پاسخ صحیح: گزینه الف


۵- همه شریان‌های ذیل شاخه شریان Internal carotid هستند، بجز: 
الف) Middle cerebral
ب) Posterior communicating
ج) Posterior cerebral
د) Anterior cerebral


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

برای پاسخ دقیق به این سؤال باید ساختار سیستم شریانی مغز و به‌ویژه شاخه‌های شریان کاروتید داخلی (Internal Carotid Artery) را بشناسیم.

شریان کاروتید داخلی (Internal carotid) پس از ورود به جمجمه و عبور از سینوس غاری، چندین شاخه مهم به مغز می‌دهد که در تشکیل دایره ویلیس (Circle of Willis) نقش حیاتی دارند.

شاخه‌های اصلی شریان کاروتید داخلی:

  1. Middle cerebral artery (MCA) – یکی از مهم‌ترین شاخه‌های کاروتید داخلی است که قسمت‌های جانبی نیم‌کره‌های مغزی را خون‌رسانی می‌کند.

  2. Anterior cerebral artery (ACA) – شاخه مهم دیگر کاروتید داخلی که قسمت‌های میانی و قدامی مغز را تغذیه می‌کند.

  3. Posterior communicating artery (PCoA) – یک شاخه ارتباطی که کاروتید داخلی را به سیستم ورتبروبازیلار (vertebrobasilar) متصل می‌کند.

در مقابل، Posterior cerebral artery (PCA) شاخه‌ای از شریان بازیلار (Basilar artery) است و از شاخه‌های کاروتید داخلی محسوب نمی‌شود.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Middle cerebral

این شریان از کاروتید داخلی منشأ می‌گیرد و خون‌رسانی به بیشتر قسمت‌های جانبی مغز را بر عهده دارد. پس این گزینه صحیح است و از شاخه‌های کاروتید داخلی است.

گزینه ب: Posterior communicating

این شریان یک شاخه از کاروتید داخلی است که با اتصال به Posterior cerebral artery، در دایره ویلیس شرکت می‌کند. بنابراین این گزینه هم از شاخه‌های کاروتید داخلی است و صحیح است.

گزینه ج: Posterior cerebral

این شریان از شریان بازیلار منشأ می‌گیرد که خود حاصل اتصال دو شریان ورتبرال (Vertebral arteries) است. بنابراین، PCA از شاخه‌های کاروتید داخلی نیست، بلکه به سیستم ورتبروبازیلار تعلق دارد.

گزینه د: Anterior cerebral

این شریان از کاروتید داخلی منشأ می‌گیرد و نواحی قدامی و داخلی مغز را خون‌رسانی می‌کند. بنابراین از شاخه‌های کاروتید داخلی است.

نتیجه‌گیری نهایی

در بین گزینه‌ها، تنها شریان Posterior cerebral از شاخه‌های کاروتید داخلی نیست، بلکه از شریان بازیلار منشأ می‌گیرد.

پاسخ صحیح: گزینه ج


۶- کدام گروه از هسته‌های ذیل در brain stem از نوع سروتونرژیک هستند؟
الف) Central group
ب) Rapha nuclei
ج) Posterior cerebral
د) Anterior cerebral


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

برای پاسخ به این پرسش، باید ابتدا با مفاهیم زیر آشنا باشیم:

۱. هسته‌های مغزی (Nuclei of Brain Stem): در ساقه مغز (Brain Stem) مجموعه‌ای از هسته‌های عصبی قرار دارند که با تولید و ترشح نوروترنسمیترهای خاص، نقش مهمی در تنظیم عملکردهای حیاتی مانند خواب، بیداری، خلق‌وخو، درد و توجه دارند.

۲. سیستم سروتونرژیک (Serotonergic System): این سیستم شامل نورون‌هایی است که سروتونین (Serotonin یا 5-HT) ترشح می‌کنند. محل اصلی تجمع نورون‌های سروتونرژیک در ساقه مغز، هسته‌های رافه (Raphe nuclei) هستند. این نورون‌ها از مدولا، پل مغزی (pons) و مزوآنسفال (midbrain) منشأ می‌گیرند.

۳. اهمیت Raphe nuclei: این هسته‌ها نه‌تنها سروتونین تولید می‌کنند بلکه آن را به بخش‌های مختلف مغز و نخاع می‌فرستند و نقش کلیدی در خلق‌وخو، مهار درد، تنظیم خواب، حافظه و اضطراب دارند.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Central group

این اصطلاح بیشتر به گروهی از هسته‌های حرکتی یا رتیکولار در ناحیه مرکزی ساقه مغز اشاره دارد، اما به‌طور خاص با سروتونین ارتباطی ندارد. این گزینه دقیقاً مرتبط با نورون‌های سروتونرژیک نیست و پاسخ صحیح محسوب نمی‌شود.

گزینه ب: Raphe nuclei

کاملاً صحیح است. Raphe nuclei اصلی‌ترین منبع نورون‌های سروتونرژیک (Serotonergic) در brain stem هستند. این هسته‌ها سروتونین را سنتز و به نواحی وسیعی از مغز و نخاع ارسال می‌کنند.

گزینه ج: Posterior cerebral

این یک شریان مغزی است نه هسته عصبی. بنابراین هیچ ارتباطی با نورون‌های سروتونرژیک یا هسته‌های ساقه مغز ندارد و گزینه اشتباهی است.

گزینه د: Anterior cerebral

این هم یک شریان دیگر مغزی است که قشر پیشانی و نواحی مدیال نیم‌کره مغزی را خون‌رسانی می‌کند. این گزینه نیز هیچ ارتباطی با هسته‌های سروتونرژیک ندارد و نادرست است.

نتیجه‌گیری نهایی

در میان گزینه‌های داده‌شده، تنها Raphe nuclei هستند که واقعاً در ساقه مغز قرار داشته و نورون‌های سروتونرژیک تولید می‌کنند.

پاسخ صحیح: گزینه ب


۷- همه هسته‌های ذیل به عصب واگ مربوط است، بجز: 
الف) Dorsal vagal
ب) Solitary
ج) Lateral vestibular
د) Ambiguus


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

برای پاسخ دقیق به این سؤال، باید ابتدا با عصب واگ (Vagus nerve یا CN X) و هسته‌های مربوط به آن آشنا شویم.

عصب واگ یک عصب مختلط (حسی، حرکتی، پاراسمپاتیک) است که عملکرد گسترده‌ای در بدن دارد و از ساقه مغز منشأ می‌گیرد. این عصب دارای چندین هسته است که عملکردهای مختلف آن را پشتیبانی می‌کنند:

  1. هسته پشتی واگ (Dorsal motor nucleus of vagus): مرکز اصلی فیبرهای پاراسمپاتیک واگ به اندام‌های داخلی مانند قلب، ریه و دستگاه گوارش.

  2. هسته سولیتاری (Nucleus solitarius): دریافت پیام‌های حسی احشایی (Visceral sensory) مانند فشار خون، حس تهوع و شیمیایی.

  3. هسته آمبیگوس (Nucleus ambiguus): منشأ فیبرهای حرکتی (Branchial motor) به عضلات حنجره، حلق و کام نرم.

این سه هسته مستقیماً با عملکرد واگ در ارتباط‌اند.

هسته لترال وستیبولار (Lateral vestibular nucleus) اما بخشی از سیستم دهلیزی (Vestibular system) است که با تعادل و موقعیت بدن سروکار دارد و به عصب دهلیزی (Vestibular nerve) و نه واگ مربوط است.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Dorsal vagal

این هسته مستقیماً به عصب واگ مربوط است و نقش اصلی در کنترل خودکار اندام‌های داخلی دارد. بنابراین گزینه صحیحی است و نباید انتخاب شود.

گزینه ب: Solitary

این هسته اطلاعات حسی داخلی از واگ و سایر اعصاب مغزی را دریافت می‌کند و یکی از هسته‌های اصلی مرتبط با واگ است. این گزینه نیز صحیح است و نباید انتخاب شود.

گزینه ج: Lateral vestibular

این هسته بخشی از سیستم تعادلی است و به عصب دهلیزی (و نه واگ) مربوط می‌شود. بنابراین، این هسته ارتباطی با واگ ندارد و پاسخ صحیح سؤال است.

گزینه د: Ambiguus

این هسته منشأ فیبرهای حرکتی واگ است و نقش مهمی در بلع، تکلم و حرکات حلق دارد. بنابراین از هسته‌های مرتبط با واگ محسوب می‌شود.

نتیجه‌گیری نهایی

در بین گزینه‌های داده‌شده، تنها هسته لترال وستیبولار با عصب واگ ارتباطی ندارد و به سیستم دهلیزی مربوط است.

پاسخ صحیح: گزینه ج


۸- همه اعصاب ذیل از Medulla خارج می‌شوند، بجز: 
الف) Hypogloss
ب) Vagus
ج) Facial
د) Glosso pharyngial


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

برای پاسخ دقیق به این پرسش، باید با موقعیت خروج اعصاب مغزی (Cranial Nerves) از ساقه مغز (Brain Stem) آشنا باشیم. ساقه مغز از سه بخش اصلی تشکیل شده است:

  • میدبرین (Midbrain)

  • پونز (Pons)

  • مدولا اوبلانگاتا (Medulla oblongata)

اعصاب مغزی ۱۲ جفت هستند که هر یک از ناحیه خاصی از ساقه مغز منشأ گرفته و خارج می‌شوند.

اعصابی که از مدولا خارج می‌شوند:

  1. عصب گلوسوفارنژیال (Glossopharyngeal, CN IX)

  2. عصب واگ (Vagus, CN X)

  3. عصب اکسسوری (Accessory, CN XI) – منشأ اصلی آن نخاع است، ولی از مدولا نیز عبور می‌کند

  4. عصب هیپوگلوس (Hypoglossal, CN XII)

عصبی که از پونز خارج می‌شود:

  • عصب فاسیال (Facial, CN VII) از لبه پایین پونز و در واقع در محل اتصال پونز و مدولا خارج می‌شود، ولی منحصراً از مدولا نیست. بنابراین پاسخ درست باید همان فاسیال باشد.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Hypogloss (CN XII)

عصب هیپوگلوس از مدولا و به‌طور خاص از شیار بین زیتون (Olive) و هرمی (Pyramid) خارج می‌شود. پس این گزینه از مدولا خارج می‌شود و صحیح است.

گزینه ب: Vagus (CN X)

عصب واگ نیز از مدولا خارج می‌شود؛ دقیقاً از کنار زیتون. بنابراین این گزینه هم صحیح است.

گزینه ج: Facial (CN VII)

عصب فاسیال از لبه بین پونز و مدولا خارج می‌شود، اما منشأ اصلی آن در پونز است. پس این تنها عصبی در این لیست است که از مدولا خارج نمی‌شود. این گزینه پاسخ درست است.

گزینه د: Glossopharyngeal (CN IX)

این عصب نیز از مدولا خارج می‌شود، درست در بالا و قدامی‌تر از واگ، پس گزینه‌ای صحیح و نامرتبط با پاسخ است.

نتیجه‌گیری نهایی

در میان گزینه‌ها، تنها عصب فاسیال (CN VII) از مدولا خارج نمی‌شود بلکه از ناحیه پونز منشأ گرفته و خارج می‌گردد.

پاسخ صحیح: گزینه ج


۹- رشته‌های عصبی که عضلات حلق و حنجره را عصب دهی می‌کنند از کدام هسته ذیل مبدأ می‌گیرند؟
الف) Facial
ب) Motor trigeminal
ج) Hypogloss
د) Ambiguus


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه د

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

برای پاسخ به این پرسش، باید به مفهوم هسته‌های حرکتی ساقه مغز (Motor Nuclei of Brainstem) و عملکرد آن‌ها در عصب‌دهی به عضلات حلق (Pharynx) و حنجره (Larynx) توجه کنیم.

عضلات حلق و حنجره نقش مهمی در بلع، تکلم و محافظت از راه هوایی دارند. عصب‌دهی به این عضلات عمدتاً توسط شاخه‌های عصب واگ (Vagus nerve, CN X) و بخشی نیز توسط عصب گلوسوفارنژیال (Glossopharyngeal, CN IX) انجام می‌شود. این دو عصب از یک هسته حرکتی مشترک به نام هسته آمبیگوس (Nucleus ambiguus) منشأ می‌گیرند.

هسته آمبیگوس (Ambiguus nucleus) در مدولا اوبلانگاتا قرار دارد و یکی از مهم‌ترین هسته‌های حرکتی مربوط به عصب‌دهی به عضلات حلق، حنجره و نرمی کام است. این هسته، رشته‌های حرکتی را از طریق عصب واگ و گلوسوفارنژیال ارسال می‌کند.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Facial

هسته فاسیال مربوط به عصب فاسیال (CN VII) است که وظیفه عصب‌دهی حرکتی به عضلات صورت را دارد، نه حلق یا حنجره. پس این گزینه نادرست است.

گزینه ب: Motor trigeminal

هسته حرکتی عصب سه‌قلو (CN V) یا Motor nucleus of trigeminal مربوط به عضلات جونده (masticatory muscles) است و هیچ نقشی در کنترل عضلات حلق و حنجره ندارد. بنابراین این گزینه نیز نادرست است.

گزینه ج: Hypogloss

عصب هیپوگلوس (CN XII) و هسته مربوط به آن وظیفه عصب‌دهی به عضلات زبان را برعهده دارد، نه حلق یا حنجره. پس این گزینه نیز نادرست است.

گزینه د: Ambiguus

هسته آمبیگوس در مدولا قرار دارد و مبدأ رشته‌های حرکتی عصب واگ و گلوسوفارنژیال برای عصب‌دهی به عضلات حلق و حنجره است. بنابراین این گزینه درست‌ترین پاسخ است.

نتیجه‌گیری نهایی

تنها هسته‌ای که به طور مستقیم در عصب‌دهی حرکتی به عضلات حلق و حنجره نقش دارد، هسته آمبیگوس (Ambiguus) است که از طریق اعصاب واگ و گلوسوفارنژیال این عملکرد را انجام می‌دهد.

پاسخ صحیح: گزینه د


۱۰- کدام مسیر عصبی ذیل از Middle cerebellar peduncle عبور می‌کند؟
الف) Dorsal spinocerebellar
ب) Ponto cerebellar
ج) Dendato thalamic
د) Vestibulo spinal


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

برای پاسخ به این پرسش باید با ساختار و عملکرد راه‌های مخچه‌ای (Cerebellar pathways) و به‌ویژه پدانکل میانی مخچه (Middle cerebellar peduncle) آشنا باشیم.

پدانکل‌های مخچه‌ای (Cerebellar Peduncles) شامل سه بخش اصلی هستند که راه‌های ورودی و خروجی بین مخچه و سایر بخش‌های دستگاه عصبی مرکزی را منتقل می‌کنند:

  • Superior cerebellar peduncle: عمدتاً راه‌های خروجی از مخچه را حمل می‌کند.

  • Middle cerebellar peduncle: بزرگ‌ترین پدانکل است و عمدتاً راه‌های ورودی را از پل مغزی (pons) به مخچه منتقل می‌کند.

  • Inferior cerebellar peduncle: شامل راه‌های ورودی از نخاع و بصل‌النخاع به مخچه است.

راه پنتوسربلار (Pontocerebellar tract) یکی از مهم‌ترین مسیرهای ورودی به مخچه است که از پل مغزی منشأ می‌گیرد و اطلاعات حرکتی را از قشر مغز (cerebral cortex) از طریق هسته‌های پنتین به مخچه منتقل می‌کند. این راه دقیقاً از طریق Middle cerebellar peduncle وارد نیم‌کره‌های مخچه‌ای می‌شود.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Dorsal spinocerebellar

این مسیر اطلاعات حس عمقی ناخودآگاه (proprioception) را از نیمه پایین بدن به مخچه منتقل می‌کند و از طریق Inferior cerebellar peduncle عبور می‌کند، نه پدانکل میانی. پس این گزینه نادرست است.

گزینه ب: Pontocerebellar

این مسیر همان راه عصبی اصلی عبوری از Middle cerebellar peduncle است و اطلاعات حرکتی را از قشر مغز به مخچه می‌برد. بنابراین این گزینه درست است.

گزینه ج: Dentatothalamic

این مسیر یک راه خروجی از مخچه است که از هسته دنداته (dentate nucleus) به تالاموس می‌رود و از طریق Superior cerebellar peduncle عبور می‌کند. لذا این گزینه نیز نادرست است.

گزینه د: Vestibulospinal

این مسیر از هسته‌های دهلیزی (vestibular nuclei) منشأ می‌گیرد و به نخاع می‌رود تا بر کنترل وضعیت بدن و تعادل اثر بگذارد. این مسیر به مخچه نمی‌رود و با پدانکل میانی ارتباطی ندارد. بنابراین این گزینه هم نادرست است.

نتیجه‌گیری نهایی

تنها مسیری که از Middle cerebellar peduncle عبور می‌کند، راه پنتوسربلار (Pontocerebellar tract) است که اطلاعات حرکتی را از قشر مغز از طریق پل مغزی به مخچه منتقل می‌کند.

پاسخ صحیح: گزینه ب


۱۱- حس عمومی (درد و لمس) کره چشم (Eye Ball) به کدام هسته در brain stem منتهی می‌گردد؟
الف) Occulomotor
ب) Trigeminal sensory
ج) Superior collicolus
د) solitary 


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

برای پاسخ به این سؤال، باید به مفاهیم عصب‌دهی حسی کره چشم (Eye ball sensory innervation) و هسته‌های حسی ساقه مغز (Sensory nuclei of brainstem) توجه کنیم.

کره چشم در برابر تحریکات حسی نظیر لمس، درد و دمای سطحی دارای گیرنده‌های حسی است که این اطلاعات را به مغز منتقل می‌کنند. این اطلاعات تحت عنوان حس عمومی (General Somatic Sensation) دسته‌بندی می‌شوند.

مهم‌ترین عصب حسی مربوط به ناحیه صورت و چشم، عصب سه‌قلو (Trigeminal nerve, CN V) است. شاخه‌ی افتالمیک (V1) این عصب مسئول دریافت حس درد، لمس و حرارت از نواحی فوقانی صورت از جمله پلک، قرنیه، کره چشم و پیشانی است.

این اطلاعات حسی پس از ورود به ساقه مغز، وارد هسته‌های حسی عصب سه‌قلو (Trigeminal sensory nuclei) می‌شوند که شامل:

  • هسته مزانسفالی (Mesencephalic nucleus): برای proprioception (گیرنده‌های عمقی).

  • هسته اصلی حسی (Principal sensory nucleus): برای لمس دقیق.

  • هسته نزولی یا اسپاینال (Spinal nucleus): برای درد و دمای صورت.

بنابراین اطلاعات مربوط به درد و لمس کره چشم به هسته‌های Trigeminal sensory nuclei منتقل می‌شوند.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Occulomotor

عصب اکولوموتور (CN III) یک عصب حرکتی است که وظیفه عصب‌دهی به عضلات خارج چشمی (Extraocular muscles) را بر عهده دارد و هیچ عملکرد حسی ندارد. بنابراین این گزینه نادرست است.

گزینه ب: Trigeminal sensory

این گزینه درست است، زیرا حس درد و لمس کره چشم از طریق شاخه افتالمیک (V1) عصب سه‌قلو به مغز می‌رسد و سپس به هسته‌های حسی عصب سه‌قلو (Trigeminal sensory nuclei) در ساقه مغز وارد می‌شود.

گزینه ج: Superior colliculus

سوپریور کولیکولوس بخشی از midbrain است و درگیر پردازش بینایی و حرکات رفلکسی چشم است، نه انتقال حس درد یا لمس. پس این گزینه نادرست است.

گزینه د: Solitary

هسته سولاتری یا Nucleus of the solitary tract درگیر حس چشایی و سیگنال‌های احشایی است و هیچ نقشی در پردازش حس درد و لمس کره چشم ندارد. بنابراین این گزینه نیز نادرست است.

نتیجه‌گیری نهایی

اطلاعات مربوط به درد و لمس کره چشم از طریق شاخه افتالمیک عصب سه‌قلو به مغز وارد می‌شود و در نهایت به هسته‌های حسی عصب سه‌قلو (Trigeminal sensory nuclei) ختم می‌گردد.

پاسخ صحیح: گزینه ب


۱۲- راه Dentatothalamic از مخچه به کدام هسته تالاموس منتهی می‌گردد؟
الف) Ventro postro lateral (VPL)
ب) Ventro posro medial (VPM)
ج) Ventro anterior (VA)
د) Ventro lateral (VL)


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه د

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

برای پاسخ به این پرسش باید ابتدا با مسیر Dentatothalamic و همچنین هسته‌های حرکتی تالاموس (Motor nuclei of thalamus) آشنا شویم.

راه Dentatothalamic یکی از مهم‌ترین مسیرهای خروجی از مخچه (Cerebellum) است که از هسته دنتیت (Dentate nucleus) منشأ می‌گیرد. این مسیر از طریق Superior cerebellar peduncle عبور می‌کند و پس از دکوساسیون (Decussation) در ناحیه مزنسفالون، به تالاموس می‌رسد. این راه در تنظیم هماهنگی حرکات ارادی نقش مهمی دارد.

هدف نهایی این مسیر در تالاموس، هسته‌های حرکتی هستند که اطلاعات را به قشر حرکتی مغز (Motor cortex) منتقل می‌کنند. دو هسته اصلی حرکتی تالاموس عبارت‌اند از:

  • Ventro lateral nucleus (VL): واسطه بین مخچه و قشر حرکتی.

  • Ventro anterior nucleus (VA): بیشتر در ارتباط با عقده‌های قاعده‌ای (Basal ganglia).

از میان این دو، هسته ونترولاترال (VL) گیرنده اصلی سیگنال‌های خروجی از مخچه از جمله مسیر Dentatothalamic است.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Ventro postro lateral (VPL)
این هسته اطلاعات حسی از بدن (از طریق مسیرهای اسپینوتالامیک و Lemniscal) را دریافت می‌کند. بنابراین مربوط به حس پیکری است نه حرکات و راه‌های مخچه‌ای. گزینه نادرست است.

گزینه ب: Ventro postro medial (VPM)
این هسته اطلاعات حسی از صورت (از طریق عصب سه‌قلو) را دریافت می‌کند، و ربطی به راه دنتیتو-تالامیک ندارد. گزینه نادرست است.

گزینه ج: Ventro anterior (VA)
گرچه این هسته در تنظیم فعالیت‌های حرکتی نقش دارد، ولی بیشتر مرتبط با خروجی عقده‌های قاعده‌ای است. گیرنده اصلی راه Dentatothalamic نیست. گزینه نادرست است.

گزینه د: Ventro lateral (VL)
این هسته، گیرنده اصلی اطلاعات حرکتی از مخچه و هسته دنتیت است. سیگنال‌های Dentatothalamic پس از عبور از superior cerebellar peduncle به این هسته می‌رسند. بنابراین این گزینه درست‌ترین پاسخ است.

نتیجه‌گیری نهایی

راه Dentatothalamic از هسته دنتیت به هسته ونترولاترال (VL) در تالاموس منتهی می‌شود، که سپس اطلاعات را به قشر حرکتی منتقل می‌کند.

پاسخ صحیح: گزینه د


۱۳- کدام هسته ذیل در مسیر راه رفلکس نوری (light reflex) قرار دارد؟
الف) Pretectal
ب) Inferior collicolus
ج) Red nucleus
د) Trochlear


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه الف

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

برای پاسخ به این سؤال باید با ساختار و مسیر رفلکس نوری (Light Reflex) آشنا باشیم. رفلکس نوری به پاسخ خودکار مردمک چشم نسبت به نور ورودی اشاره دارد که شامل انقباض مردمک (Pupillary constriction) در پاسخ به نور است.

مسیری که این رفلکس را هدایت می‌کند، شامل مراحل زیر است:

  1. ورود نور به شبکیه (Retina) و انتقال سیگنال توسط عصب بینایی (Optic nerve, CN II).

  2. عبور سیگنال از تقاطع بینایی (Optic chiasm) و ورود به tract بینایی (Optic tract).

  3. انشعاب از optic tract به جای رفتن به LGN، به ناحیه‌ای در midbrain به نام Pretectal area.

  4. نورون‌های Pretectal با هر دو هسته Edinger-Westphal (parasympathetic nucleus of CN III) به صورت دوطرفه سیناپس می‌کنند.

  5. از Edinger-Westphal، فیبرهای پاراسمپاتیک همراه با عصب سوم (Oculomotor) به گانگلیون سیلیاری (Ciliary ganglion) می‌روند.

  6. سپس از آنجا به عضله اسفنکتر مردمک (Sphincter pupillae) ختم می‌شوند و باعث انقباض مردمک (Miosis) می‌گردند.

بنابراین ناحیه Pretectal، کلیدی‌ترین مرکز میانجی در مسیر رفلکس نوری است.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Pretectal
این ناحیه از مغز میانی (midbrain) دقیقاً همان جایی است که سیگنال نور از طریق optic tract به آن می‌رسد و از آنجا به دو هسته Edinger-Westphal ارسال می‌شود. این ناحیه در قلب مسیر رفلکس نوری قرار دارد. پس این گزینه درست است.

گزینه ب: Inferior colliculus
این ساختار مربوط به مسیر شنوایی است و در انتقال صدا و پردازش اطلاعات شنیداری نقش دارد، نه نور. بنابراین این گزینه نادرست است.

گزینه ج: Red nucleus
هسته قرمز بخشی از مسیرهای حرکتی مغز است و در کنترل تون عضلانی و هماهنگی حرکات نقش دارد. هیچ دخالتی در رفلکس نوری ندارد. گزینه نادرست است.

گزینه د: Trochlear
این هسته مربوط به عصب چهارم مغزی (CN IV) است و کنترل عضله Superior oblique را در چشم بر عهده دارد. این عصب حرکتی است و درگیر مسیر رفلکس نوری نیست. بنابراین این گزینه نیز نادرست است.

نتیجه‌گیری نهایی

تنها هسته‌ای که نقش مستقیم در مسیر رفلکس نوری (Light Reflex) دارد، هسته Pretectal است که به صورت دوطرفه با هسته‌های Edinger-Westphal ارتباط دارد.

پاسخ صحیح: گزینه الف


۱۴- تالاموس در خارج با کدام عنصر ذیل مجاورت دارد؟
الف) External capsule
ب) Internal capsule
ج) Lentiform
د) Extermal Capsule


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

تالاموس (Thalamus) یکی از ساختارهای کلیدی در دین‌سفالون (Diencephalon) است و نقش مرکزی در انتقال اطلاعات حسی و حرکتی به قشر مغز ایفا می‌کند. این ساختار در بخش میانی مغز قرار دارد و توسط ساختارهای مختلفی احاطه شده است. درک روابط آناتومیکی تالاموس با سایر اجزای مغز، برای پاسخ به این سوال حیاتی است.

در سمت خارجی (lateral) تالاموس، ساختار مهمی به نام کپسول داخلی (Internal capsule) قرار دارد که راه‌های صعودی و نزولی بین قشر مغز و سایر بخش‌های سیستم عصبی را عبور می‌دهد. هسته عدسی‌شکل (Lentiform nucleus) در خارج کپسول داخلی و در داخل کپسول خارجی (External capsule) قرار گرفته است. بنابراین، شناخت این لایه‌ها و جایگاه فضایی آن‌ها نسبت به یکدیگر برای تشخیص گزینه صحیح لازم است.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: External capsule

کپسول خارجی ساختاری از ماده سفید است که بین putamen و قشر مغز قرار دارد. با اینکه در نزدیکی تالاموس قرار دارد، اما تالاموس مستقیماً با کپسول خارجی مجاور نیست، بلکه lentiform و کپسول داخلی بین این دو قرار گرفته‌اند. بنابراین، این گزینه نادرست است.

گزینه ب: Internal capsule

این گزینه صحیح است. کپسول داخلی در سمت خارجی تالاموس قرار دارد و تالاموس از طریق آن با قشر مغز در ارتباط است. کپسول داخلی بین تالاموس و lentiform nucleus واقع شده و به صورت یک لایه ضخیم از فیبرهای عصبی دیده می‌شود. پس internal capsule دقیقاً با سطح خارجی تالاموس مجاور است.

گزینه ج: Lentiform

هسته عدسی‌شکل یا lentiform nucleus که شامل putamen و globus pallidus است، در خارج کپسول داخلی قرار دارد. بنابراین، بین تالاموس و lentiform، internal capsule قرار گرفته و تماس مستقیمی بین آن‌ها وجود ندارد. پس این گزینه نیز غلط است.

گزینه د: Extermal Capsule

این گزینه، علاوه بر این‌که غلط تایپی دارد (باید “External Capsule” باشد)، از نظر آناتومیکی نیز نادرست است؛ چون همانند گزینه الف، کپسول خارجی در لایه‌های بیرونی‌تر از تالاموس و lentiform قرار دارد و مجاور تالاموس نیست.

نتیجه‌گیری نهایی

تنها ساختاری که مستقیماً با سطح خارجی تالاموس مجاور است، internal capsule می‌باشد. این مجاورت نقشی حیاتی در انتقال اطلاعات بین تالاموس و سایر نواحی مغز دارد.

پاسخ صحیح: گزینه ب


۱۵- خونرسانی به cingulate gyrus توسط کدام شریان ذیل است؟
الف) Posterior communicating
ب) Middle cerebral
 ج) Posterior cerebral
د) Anterior cerebral


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه د

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

cingulate gyrus یکی از بخش‌های مهم لوب لیمبیک (Limbic lobe) در مغز است که نقش مهمی در ادراک احساسات، توجه، و فرایندهای شناختی دارد. خونرسانی به این ناحیه توسط شاخه‌های خاصی از شریان‌های مغزی تامین می‌شود که باید به دقت شناخته شوند.

از نظر آناتومیکی، cingulate gyrus در بخش میانی و قدامی مغز قرار دارد و عمدتاً توسط شریان‌های anterior cerebral artery خونرسانی می‌شود. این شریان شاخه‌ای از شریان کاروتید داخلی است و بخش اعظم قشر قدامی و میانی مغز را تامین می‌کند.

دیگر شریان‌ها مانند middle cerebral artery بیشتر نواحی جانبی مغز را خونرسانی می‌کنند و شریان‌های posterior cerebral و posterior communicating نیز به بخش‌های خلفی و میانی مغز مرتبط هستند، ولی نقش اصلی در خونرسانی به cingulate gyrus ندارند.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Posterior communicating

این شریان به عنوان یک پل ارتباطی بین شریان‌های قدامی و خلفی عمل می‌کند و بیشتر در ناحیه ارتباط بین دو سیستم خونرسانی مغز نقش دارد، ولی به طور مستقیم مسئول خونرسانی به cingulate gyrus نیست. بنابراین، این گزینه نادرست است.

گزینه ب: Middle cerebral

شریان میانی مغز (middle cerebral artery) بخش‌های جانبی قشر مغز را خونرسانی می‌کند و به ناحیه cingulate gyrus نمی‌رسد. پس این گزینه صحیح نیست.

گزینه ج: Posterior cerebral

این شریان بخش‌های خلفی مغز، از جمله بخش‌هایی از لوب پس‌سری و بخش‌هایی از تالاموس و هیپوتالاموس را خونرسانی می‌کند ولی به طور خاص به cingulate gyrus خون نمی‌رساند. بنابراین این گزینه نیز نادرست است.

گزینه د: Anterior cerebral

شریان قدامی مغز (anterior cerebral artery) شاخه‌ای است که بخش‌های میانی و قدامی قشر مغز، از جمله cingulate gyrus را خونرسانی می‌کند. این شریان از مسیر شریان کاروتید داخلی منشعب شده و دقیقاً مسئول خونرسانی به ناحیه مورد نظر است.

نتیجه‌گیری نهایی

با توجه به آناتومی و مسیرهای شریانی، شریان anterior cerebral artery مسئول اصلی خونرسانی به cingulate gyrus است.

پاسخ صحیح: گزینه د


۱۶- عصب دهی پاراسمپاتیک غده بزاقی sublingual توسط کدام عصب ذیل است؟
الف) Glosso pharyngial
ب) Facial
ج) Maxillary
د) Vagus


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

عصب‌دهی پاراسمپاتیک به غده بزاقی sublingual (Sublingual salivary gland) نقش مهمی در تحریک ترشح بزاق دارد. این غده زیر زبان قرار گرفته و بخش عمده ترشح بزاق را تامین می‌کند.

سیستم پاراسمپاتیک از طریق اعصاب مختلفی به غدد بزاقی وارد می‌شود. برای غده sublingual، عصب پاراسمپاتیک از طریق شاخه‌ای از عصب صورت (Facial nerve) که به نام عصب زیرزبانی (Chorda tympani) شناخته می‌شود، تامین می‌شود. این عصب از طریق شاخه lingual nerve به غده sublingual می‌رسد.

عصب Glossopharyngeal (عصب زبانی-حلقی) عمدتاً به غده پاروتید عصب‌دهی پاراسمپاتیک می‌کند، نه به sublingual.

عصب maxillary شاخه‌ای از عصب سه‌قلو (trigeminal) است و نقش حسی دارد، نه پاراسمپاتیک.

عصب vagus مسئول پاراسمپاتیک به اندام‌های داخلی قفسه سینه و شکم است ولی نقش مستقیم در عصب‌دهی به غدد بزاقی ندارد.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Glossopharyngeal

این عصب بیشتر به غده پاروتید عصب‌دهی می‌کند و مسئول ترشح بزاق از این غده است. بنابراین، در مورد غده sublingual نادرست است.

گزینه ب: Facial

عصب صورت از طریق شاخه چورداتی تمپانی (chorda tympani) عصب پاراسمپاتیک به غده sublingual می‌دهد و مسئول ترشح بزاق از آن است. این گزینه صحیح است.

گزینه ج: Maxillary

این عصب بیشتر حس ناحیه میانی صورت را می‌رساند و ارتباط پاراسمپاتیک با غده sublingual ندارد. نادرست است.

گزینه د: Vagus

عصب واگ مسئول پاراسمپاتیک اندام‌های داخلی است و عصب‌دهی مستقیمی به غدد بزاقی ندارد. بنابراین نادرست است.

نتیجه‌گیری نهایی

عصب‌دهی پاراسمپاتیک غده sublingual توسط عصب صورت (Facial nerve) انجام می‌شود که از طریق شاخه چورداتی تمپانی این عملکرد را دارد.

پاسخ صحیح: گزینه ب


۱۷- Paracentral gyrus در کدام سطح نیم کره قرار دارد؟
الف) داخلی
ب) خارجی
ج) تحتانی
د) تحتانی و داخلی


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه الف

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

Paracentral gyrus ناحیه‌ای از قشر مغز است که در مجاورت ناحیه مرکزی (central region) و در امتداد خلفی لوب فرونتال و قدامی لوب پاریتال قرار دارد. این ناحیه، در واقع ادامه‌ای از precentral gyrus (که ناحیه حرکتی اولیه است) و postcentral gyrus (که ناحیه حسی اولیه است) به سطح داخلی نیم‌کره مغز (medial surface of cerebral hemisphere) می‌باشد.

این ناحیه نقش مهمی در کنترل حرکات و حس اندام تحتانی ایفا می‌کند و در نمایش هومونکولوس حرکتی و حسی، بخش پایینی بدن مانند پا و لگن در این قسمت قرار دارد. جایگاه آن از نظر سطحی، در سطح داخلی مغز، به‌ویژه اطراف شیار مرکزی در نمای داخلی نیم‌کره‌ها است.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: داخلی

این گزینه درست است. همان‌طور که گفته شد، paracentral gyrus روی سطح داخلی نیم‌کره مغز واقع شده است و محل تلاقی عملکرد حرکتی و حسی اندام تحتانی محسوب می‌شود.

گزینه ب: خارجی

سطح خارجی نیم‌کره مغز محل قرارگیری gyrusهایی مانند precentral ،postcentral ،superior temporal و غیره است. اما paracentral gyrus در سطح داخلی قرار دارد. بنابراین این گزینه نادرست است.

گزینه ج: تحتانی

سطح تحتانی مغز، مربوط به بخش‌هایی مانند orbitofrontal cortex و inferior temporal gyrus است. paracentral gyrus در این ناحیه قرار ندارد. این گزینه نیز نادرست است.

گزینه د: تحتانی و داخلی

اگرچه واژه «داخلی» درست است، اما «تحتانی» برای توصیف جایگاه paracentral gyrus نادرست است، زیرا این ناحیه بیشتر در بخش داخلی-فوقانی نیم‌کره قرار دارد، نه تحتانی. بنابراین این گزینه نیز نادرست است.

نتیجه‌گیری نهایی

با توجه به موقعیت آناتومیکی، paracentral gyrus در سطح داخلی نیم‌کره مغز واقع شده است و این موقعیت با عملکرد آن در ارتباط با اندام تحتانی هماهنگ است.

پاسخ صحیح: گزینه الف


۱۸- Orbital gyrus به کدام لب مغز مربوط است؟
الف) Temporal
ب) Parietal
ج) Frontal
د) Insula


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

Orbital gyrus یکی از ناحیه‌های سطح تحتانی مغز است که در قسمت زیرین لوب فرونتال (Frontal lobe) قرار دارد. این ناحیه بر روی سطح اوربیتال لوب فرونتال واقع شده و به علت مجاورت آن با سقف کاسه چشم (orbit)، این نام را گرفته است.

این ناحیه شامل چندین شیار و برآمدگی است و درگیر پردازش‌های مرتبط با احساسات، تصمیم‌گیری، قضاوت اجتماعی و تنظیم رفتار است. ناحیه‌ای از قشر پیش‌پیشانی (prefrontal cortex) محسوب می‌شود و با ساختارهایی مانند amygdala و هیپوتالاموس نیز ارتباط دارد.

نواحی مغز هرکدام به یک لوب (lobe) مربوط هستند:

  • Frontal lobe: عملکردهای اجرایی، حرکتی، و تصمیم‌گیری

  • Temporal lobe: شنوایی، حافظه، و پردازش زبان

  • Parietal lobe: حواس پیکری و درک فضایی

  • Insula: احساسات درونی، چشایی، و هم‌حسی

Orbital gyrus به طور مشخص زیرمجموعه‌ای از لوب فرونتال است و ارتباطی با لوب‌های تمپورال، پاریتال یا اینسولا ندارد.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Temporal

لوب تمپورال در قسمت جانبی-تحتانی مغز قرار دارد و مسئول پردازش صدا، حافظه و زبان است. Orbital gyrus در این ناحیه قرار ندارد. گزینه نادرست است.

گزینه ب: Parietal

لوب پاریتال در قسمت فوقانی-خلفی مغز قرار دارد و در ادراک حسی نقش دارد. Orbital gyrus در این ناحیه نیست. این گزینه نیز اشتباه است.

گزینه ج: Frontal

این گزینه صحیح است. Orbital gyrus روی سطح زیرین لوب فرونتال قرار دارد و به عملکردهای اجرایی و شناختی مرتبط است.

گزینه د: Insula

اینسولا در عمق شیار جانبی (lateral sulcus) قرار دارد و توسط قشر جانبی احاطه شده است. Orbital gyrus بخشی از insula نیست. این گزینه نیز نادرست است.

نتیجه‌گیری نهایی

Orbital gyrus روی سطح اوربیتال لوب فرونتال قرار دارد و جزئی از این لوب به‌شمار می‌رود. نقش مهمی در عملکردهای شناختی و اجتماعی دارد.

پاسخ صحیح: گزینه ج


۱۹- همه عبارات ذیل صحیح است، بجز:
الف) Amygdala در medial temporal قرار دارد. 
ب) قشر primary somatosensory در جلو شیار central نیمکره مغزی قرار دارد. 
ج) cingulate در پایین مجاور corpos callosom است. 
د) precuneus بخشی از لب parietal است. 


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

برای پاسخ دقیق به این پرسش، باید جایگاه آناتومیکی دقیق ساختارهای مغزی را بشناسیم:

  • Amygdala (در سوال اصلی سازمان سنجش به اشتباه نوشته شده بود Amigdala) بخشی از سیستم لیمبیک است و در ناحیه داخلی لوب تمپورال قرار دارد.

  • Primary somatosensory cortex ناحیه‌ای از قشر مغز است که اطلاعات حسی بدن را دریافت می‌کند.

  • Cingulate gyrus بخشی از لوب لیمبیک است و در سطح داخلی مغز، بالای جسم پینه‌ای (Corpus callosum که به غلط نوشته شده corpos callosom) قرار دارد.

  • Precuneus ناحیه‌ای از قشر مغز است که در لوب آهیانه‌ای (Parietal lobe) واقع شده و در سطح داخلی نیم‌کره قرار دارد.

با توجه به این اطلاعات، اکنون به بررسی دقیق گزینه‌ها می‌پردازیم:

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Amygdala در medial temporal قرار دارد.

این گزینه درست است. آمیگدال در عمق لوب تمپورال، در بخش داخلی (medial) آن واقع شده و بخشی از سیستم لیمبیک محسوب می‌شود. بنابراین این عبارت صحیح است.

گزینه ب: قشر primary somatosensory در جلو شیار central نیمکره مغزی قرار دارد.

این گزینه نادرست است و گزینه صحیح سؤال (یعنی استثنا) می‌باشد.
قشر حسی اولیه (Primary somatosensory cortex) در عقب شیار مرکزی (postcentral gyrus) قرار دارد، نه جلو آن.
ناحیه جلو شیار مرکزی یعنی precentral gyrus، مربوط به قشر حرکتی اولیه (Primary motor cortex) است.
پس این گزینه غلط است و پاسخ صحیح ما خواهد بود.

گزینه ج: Cingulate در پایین مجاور Corpus callosum است.

این گزینه درست است. Cingulate gyrus در سطح داخلی نیم‌کره مغز، در بالای corpus callosum قرار گرفته و به آن چسبیده است. در واقع cingulate، قوسی اطراف جسم پینه‌ای تشکیل می‌دهد.

گزینه د: Precuneus بخشی از لوب parietal است.

این گزینه درست است. Precuneus در سطح داخلی لوب آهیانه‌ای (Parietal lobe) و بین شیار پاریتو-اکسیپیتال و marginal sulcus قرار دارد. بنابراین این عبارت صحیح است.

نتیجه‌گیری نهایی

تنها گزینه نادرست، عبارتی است که جایگاه قشر حسی اولیه را به‌اشتباه در جلو شیار مرکزی معرفی کرده، در حالی که در عقب شیار مرکزی قرار دارد.

پاسخ صحیح: گزینه ب


۲۰- اختلال در کدام بخش مغز موجب Agraphia می‌شود؟
الف) Cingulate
ب) Inferior temporal
ج) Angular gyrus
د) Precuneus


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

Agraphia به معنای ناتوانی در نوشتن است که می‌تواند به صورت کامل یا ناقص (مانند نوشتن واژگان به شکل نادرست یا غیرقابل درک) بروز کند. این اختلال معمولاً در اثر آسیب به نواحی خاصی از نیمکره غالب مغز (معمولاً نیمکره چپ) رخ می‌دهد که با پردازش زبان، ادراک فضایی، و یکپارچگی حسی-حرکتی نوشتن مرتبط هستند.

یکی از مهم‌ترین نواحی مغزی که آسیب به آن به‌طور مستقیم با Agraphia در ارتباط است، شیار زاویه‌ای (Angular gyrus) است. این ناحیه در لوب آهیانه‌ای (Parietal lobe)، در محل تلاقی لوب‌های آهیانه‌ای، پس‌سری و تمپورال قرار دارد و در خواندن، نوشتن، درک زبان، و حساب نقش دارد.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Cingulate

cingulate gyrus بخشی از لوب لیمبیک است و بیشتر درگیر پردازش هیجانات، کنترل توجه، و انگیزه است. این ناحیه به‌طور مستقیم با مهارت نوشتن یا agraphia مرتبط نیست. بنابراین، این گزینه نادرست است.

گزینه ب: Inferior temporal

این ناحیه درگیر در تشخیص اشیاء، پردازش دیداری، و حافظه تصویری است. اگرچه ممکن است اختلال در آن باعث مشکلاتی در شناسایی حروف یا اشیاء شود، ولی ارتباط مستقیم و اصلی با agraphia ندارد. بنابراین، این گزینه نیز صحیح نیست.

گزینه ج: Angular gyrus

این گزینه صحیح است. Angular gyrus در لوب پاریتال نیمکره غالب نقش کلیدی در مهارت‌های زبانی از جمله نوشتن، خواندن، درک واژگان و ریاضی دارد. آسیب به این ناحیه می‌تواند منجر به agraphia ،alexia (ناتوانی در خواندن)، و Gerstmann syndrome شود. بنابراین این ناحیه دقیقاً مسئول اصلی در بروز Agraphia است.

گزینه د: Precuneus

این ناحیه در سطح داخلی لوب آهیانه‌ای قرار دارد و درگیر تصورات ذهنی، آگاهی از خود، و حافظه اپیزودیک است، اما مستقیماً در مهارت نوشتن دخالت ندارد. بنابراین این گزینه نادرست است.

نتیجه‌گیری نهایی

اختلال در Angular gyrus در لوب آهیانه‌ای نیمکره غالب، علت اصلی بروز Agraphia است، زیرا این ناحیه مسئول یکپارچه‌سازی اطلاعات زبان‌شناختی، دیداری و حرکتی مرتبط با نوشتن است.

پاسخ صحیح: گزینه ج


۲۱- subiculum در لب گیجگاهی مغز بین کدام دو عنصر ذیل قرار دارد؟
الف) Amon’s Horn, Dentate
ب) Amon’s Horn, parahippocampus
ج) Collateral sulcus, parahippocampus
د) Dentate, Amygdaloid


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

Subiculum بخشی از ساختار هیپوکامپ است که در ناحیه داخلی (medial) لوب گیجگاهی (temporal lobe) قرار دارد. این بخش به‌عنوان پل ارتباطی بین هیپوکامپ proper (مانند CA1/Amon’s horn) و قشر پاراهیپوکامپ (parahippocampal cortex) عمل می‌کند.

از نظر آناتومیکی، subiculum بین دو ساختار اصلی قرار گرفته است:

  • Amon’s Horn: نام قدیمی بخش CA از هیپوکامپ است که بخشی از مدار داخلی هیپوکامپ را تشکیل می‌دهد.

  • Parahippocampal cortex: بخشی از قشر مغز است که در امتداد subiculum و به‌سمت خارج آن قرار دارد.

بنابراین subiculum بین Amon’s horn (CA1) از سمت داخل و قشر پاراهیپوکامپ از سمت خارج واقع شده است.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Amon’s Horn, Dentate

این گزینه نادرست است، چون Dentate gyrus در سمت داخلی‌تر هیپوکامپ و نسبت به subiculum در موقعیت متفاوتی قرار دارد. subiculum بین dentate و amon’s horn قرار نمی‌گیرد.

گزینه ب: Amon’s Horn, Parahippocampus

این گزینه صحیح است. subiculum دقیقاً بین Amon’s horn (CA1) و قشر پاراهیپوکامپ قرار دارد و نقش انتقال اطلاعات از هیپوکامپ به قشر گیجگاهی را دارد.

گزینه ج: Collateral sulcus, Parahippocampus

این گزینه نادرست است، چون sulcus به معنی شیار مغزی است، نه یک ساختار عملکردی. و subiculum بین یک شیار و قشر پاراهیپوکامپ قرار نمی‌گیرد. همچنین، collateral sulcus در سطح تحتانی لوب تمپورال قرار دارد، نه دقیقاً کنار subiculum.

گزینه د: Dentate, Amygdaloid

این گزینه نیز نادرست است. Dentate gyrus و amygdala هر دو در لوب تمپورال قرار دارند (در پرسش سازمان سنجش پزشکی به اشتباه نوشته شده بود: Amigdaloid)، ولی subiculum بین این دو قرار ندارد. amygdala نیز در ناحیه قدامی‌تر لوب تمپورال قرار گرفته است.

نتیجه‌گیری نهایی

subiculum بخشی از هیپوکامپ است که بین Amon’s Horn (CA1) و قشر Parahippocampal قرار دارد و در پردازش حافظه و انتقال اطلاعات نقش دارد.

پاسخ صحیح: گزینه ب


۲۲- کدام بخش ذیل در سقف بطن طرفی قرار دارد؟
الف) Corpus collosum
ب) Caudate Nucleus
ج) Thalamus
د) Insula


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه الف

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

برای پاسخ به این سؤال، باید آناتومی دقیق بطن‌های طرفی مغز (Lateral ventricles) و ساختارهای اطراف آن را بشناسیم. هر بطن طرفی دارای بخش‌های مختلفی شامل شاخ قدامی (anterior horn)، بدن (body)، شاخ خلفی (posterior horn) و شاخ تحتانی (inferior horn) است.

سقف (roof) بطن طرفی در قسمت بدن و شاخ قدامی عمدتاً توسط جسم پینه‌ای (Corpus callosum) تشکیل می‌شود که یک دسته بزرگ از فیبرهای عصبی ارتباطی بین دو نیمکره مغز است.

در حالی که سایر ساختارهای ذکر شده نیز در مجاورت بطن طرفی هستند، تنها corpus callosum مستقیماً در تشکیل سقف بطن نقش دارد.

بررسی گزینه‌ها

گزینه الف: Corpus callosum

این گزینه صحیح است. در نمای سهمی (ساژیتال)، به‌وضوح دیده می‌شود که سقف بطن طرفی توسط جسم پینه‌ای ساخته شده است. این ساختار بزرگ سفیدرنگ در بخش فوقانی بدن بطن طرفی قرار دارد و آن را از نیم‌کره دیگر جدا می‌کند. بنابراین این گزینه درست است.

گزینه ب: Caudate nucleus

هسته دم‌دار (Caudate nucleus) در دیواره خارجی و فوقانی بطن طرفی، به‌ویژه در کنار شاخ قدامی و بدن قرار دارد، اما سقف را تشکیل نمی‌دهد. بنابراین این گزینه نادرست است.

گزینه ج: Thalamus

تالاموس در کف بطن طرفی و به‌ویژه در بخش مرکزی (body) آن قرار دارد و در تشکیل کف یا بستر بطن مشارکت می‌کند، نه سقف. پس این گزینه نادرست است.

گزینه د: Insula

اینسولا ساختاری قشری در عمق شیار جانبی مغز است و ارتباط مستقیمی با بطن طرفی ندارد و در سقف آن هیچ نقشی ندارد. بنابراین این گزینه نیز نادرست است.

نتیجه‌گیری نهایی

تنها ساختاری که مستقیماً در تشکیل سقف بطن طرفی مغز نقش دارد، Corpus callosum است.

پاسخ صحیح: گزینه الف


۲۳- قشر شنوایی مغز در کدام لب و کدام سطح نیمکره مغزی قرار دارد؟
الف) لب تمپورال – سطح تحتانی
ب) لب پاریتال – سطح خارجی
ج) لب تمپورال – سطح خارجی
د) لب پاریتال – سطح داخلی


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج

پاسخ تشریحی:

توضیح براساس کلیدواژه‌ها:

کلیدواژه‌ها: قشر شنوایی (Auditory Cortex)، لب تمپورال (Temporal Lobe)، سطح خارجی نیمکره مغزی (Lateral Surface of Cerebral Hemisphere)

قشر شنوایی اولیه (Primary Auditory Cortex) که وظیفه تحلیل اطلاعات صوتی اولیه را بر عهده دارد، در بخش فوقانی لب تمپورال واقع شده است. ناحیه مشخص آن جایروس تمپورال فوقانی (Superior Temporal Gyrus) است و به‌ویژه در ناحیه برودمن ۴۱ و ۴۲ قرار دارد. این ناحیه روی سطح خارجی نیمکره مغزی و در عمق شیار جانبی (Sylvian fissure) جای دارد.

مهم است توجه داشته باشیم که این ناحیه در لب پاریتال قرار ندارد و همچنین در سطح تحتانی نیمکره هم نیست. سطح تحتانی معمولاً نواحی مربوط به بویایی یا ارتباط با هیپوکامپ را شامل می‌شود.

بررسی گزینه‌ها:

الف) لب تمپورال – سطح تحتانی:
اشتباه است. هرچند لب تمپورال درست است، اما سطح تحتانی محل قشر شنوایی اولیه نیست.

ب) لب پاریتال – سطح خارجی:
اشتباه است. قشر شنوایی در لب پاریتال قرار ندارد.

ج) لب تمپورال – سطح خارجی:
✅ درست است. قشر شنوایی اولیه در لب تمپورال و روی سطح خارجی نیمکره مغزی (در superior temporal gyrus) قرار دارد.

د) لب پاریتال – سطح داخلی:
اشتباه است. نه لب پاریتال صحیح است و نه سطح داخلی محل قرارگیری قشر شنوایی است.

نتیجه‌گیری:

پاسخ صحیح: گزینه ج) لب تمپورال – سطح خارجی


۲۴- همه اعصاب کرانیال حاوی الیاف پاراسمپاتیک هستند، بجز: 
الف) occulomotor
ب) Hypoglassal
ج) Facial
د) glassopharyngial


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها:

اعصاب کرانیال (Cranial Nerves) به‌طور کلی شامل دوازده جفت عصب هستند که از مغز منشأ می‌گیرند. برخی از این اعصاب دارای الیاف پاراسمپاتیک (Parasympathetic fibers) هستند که عملکردهای خودکار بدن مانند ترشح غدد، انقباض عضلات صاف، و کند کردن ضربان قلب را کنترل می‌کنند.

الیاف پاراسمپاتیک تنها در برخی اعصاب کرانیال وجود دارند:

  • CN III (Occulomotor): انقباض عضله اسفنگتر مردمک و تطابق عدسی

  • CN VII (Facial): تحریک غدد بزاقی (زیرزبانی و زیرآرواره‌ای)، غدد اشکی

  • CN IX (Glossopharyngeal): تحریک غده بزاقی پاروتید

  • CN X (Vagus): پاراسمپاتیک اصلی برای احشای گردن، قفسه سینه و شکم

عصب هیپوگلوسال (CN XII – Hypoglossal) یک عصب حرکتی خالص است و فقط عضلات زبان را عصب‌دهی می‌کند و فاقد الیاف پاراسمپاتیک است.

بررسی گزینه‌ها:

الف) Occulomotor (CN III):
✅ دارای الیاف پاراسمپاتیک برای تطابق و انقباض مردمک.

ب) Hypoglossal (CN XII):
❌ فاقد الیاف پاراسمپاتیک؛ فقط حرکتی است → گزینه درست

ج) Facial (CN VII):
✅ دارای الیاف پاراسمپاتیک برای تحریک غدد بزاقی و اشکی.

د) Glossopharyngeal (CN IX):
✅ دارای الیاف پاراسمپاتیک برای تحریک غده پاروتید.

نتیجه‌گیری:

پاسخ صحیح: ب) Hypoglossal


۲۵- کدام هسته ذیل در مسیر راه indirect استریاتوم به پالیدوم قرار دارد؟
الف) Red nucleus
ب) Caudate
ج) Subthalamic
د) Accumbance


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها:

در مسیر راه غیرمستقیم استریاتوم (Indirect pathway of the basal ganglia)، هدف اصلی تنظیم مهار حرکات ناخواسته و کنترل تون عضلانی است. این مسیر از استریاتوم (Striatum) آغاز می‌شود و از طریق چند هسته کلیدی به سمت گلوبوس پالیدوس داخلی (GPi) و سپس تالاموس (Thalamus) و نهایتاً کورتکس حرکتی ادامه می‌یابد.

کلیدواژه اصلی در این سؤال، «راه indirect استریاتوم به پالیدوم» است، که مستلزم دانستن ترتیب دقیق هسته‌های درگیر در این مسیر است.

مسیر غیرمستقیم به‌طور خلاصه شامل مراحل زیر است:

  1. استریاتوم (Striatum = Caudate + Putamen)

  2. گلوبوس پالیدوس خارجی (GPe)

  3. هسته ساب‌تالامیک (Subthalamic nucleus)

  4. گلوبوس پالیدوس داخلی (GPi)

  5. تالاموس

بررسی تک‌تک گزینه‌ها:

الف) Red nucleus
این هسته در مغز میانی (midbrain) قرار دارد و بیشتر در سیستم حرکتی خارج از دستگاه بازال گانگلیا فعال است (مثلاً مسیر روبرو-اسپاینال). بنابراین در مسیر غیرمستقیم استریاتوم نقشی ندارد.

ب) Caudate
جزئی از استریاتوم است و به عنوان نقطه آغازین مسیر غیرمستقیم شناخته می‌شود، نه بخشی از مسیر بین استریاتوم و پالیدوم.

ج) Subthalamic
این هسته جزء اصلی مسیر غیرمستقیم است. استریاتوم، ابتدا گلوبوس پالیدوس خارجی را مهار می‌کند، که این باعث فعال شدن هسته ساب‌تالامیک می‌شود و در نتیجه آن، فعالیت مهاری گلوبوس پالیدوس داخلی بر تالاموس افزایش می‌یابد.

د) Nucleus Accumbens
این هسته جزئی از سیستم لیمبیک و مرتبط با پاداش و انگیزش است. هرچند ارتباطاتی با بازال گانگلیا دارد، اما در مسیر حرکتی غیرمستقیم کلاسیک نقشی ندارد.

نتیجه‌گیری نهایی:

پاسخ صحیح: ج) Subthalamic

این هسته نقش کلیدی در افزایش فعالیت مهاری مسیر غیرمستقیم دارد و بخشی از اتصال بین گلوبوس پالیدوس خارجی (GPe) و داخلی (GPi) است.


۲۶- کدام راه عصبی ذیل مربوط به راه شنوایی است؟
الف) Medial longitodinal fasciculus
ب) Spinal leminiscus
ج) Medial leminiscus
د) Lateral leminiscus


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه د

پاسخ تشریحی بر اساس کلیدواژه‌ها:

کلیدواژه‌ها: راه عصبی (Neural pathway)، راه شنوایی (Auditory pathway)، لمنیسکوس خارجی (Lateral lemniscus)، مدولای فوقانی، هسته‌های حلزونی (cochlear nuclei)

در سامانه شنوایی، راه‌های عصبی خاصی اطلاعات صوتی را از گوش داخلی به قشر شنوایی مغز منتقل می‌کنند. این مسیر شامل ایستگاه‌های متعددی است، از جمله هسته‌های حلزونی، هسته‌های زیتونی فوقانی، و در نهایت، Lateral Lemniscus که از اجزای کلیدی در انتقال پیام‌های شنوایی به کالیکولوس تحتانی (Inferior colliculus) محسوب می‌شود.

بررسی گزینه‌ها:

الف) Medial longitudinal fasciculus
این راه عصبی در کنترل حرکات چشمی، ارتباط بین هسته‌های حرکتی کرانیال و هماهنگی بین حرکات چشم و تعادل نقش دارد. مربوط به سیستم وستیبولار و چشمی است، نه شنوایی.

ب) Spinal lemniscus
بخشی از مسیر اسپینوتالامیک است و اطلاعات مربوط به درد، دما و لمس خشن را منتقل می‌کند، نه اطلاعات شنوایی.

ج) Medial lemniscus
این راه مربوط به حس موقعیت، لمس ظریف و ارتعاش از بدن است و از طریق سیستم ستون خلفی – لمنیسکوس داخلی (dorsal column-medial lemniscus) عمل می‌کند، نه شنوایی.

د) Lateral lemniscus
این بخشی از مسیر اصلی شنوایی است که سیگنال‌های صوتی را از هسته‌های زیتونی فوقانی و حلزونی به کالیکولوس تحتانی منتقل می‌کند.

نتیجه‌گیری:

تنها راه عصبی ذکر شده در گزینه‌ها که به‌صورت مستقیم با راه شنوایی (Auditory Pathway) مرتبط است، Lateral lemniscus می‌باشد.

پاسخ صحیح: د) Lateral lemniscus


۲۷- نورون‌های کدام بخش ذیل در brain stem دوپامینرژیک است؟
الف) red nucleus
ب) Ventral tegmental area
ج) pretectal
د) Priaquductal gray mater


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

در brain stem (ساقه مغز)، برخی نواحی دارای نورون‌های دوپامینرژیک (Dopaminergic neurons) هستند که نقش مهمی در تنظیم حرکت، رفتار، و سیستم پاداش ایفا می‌کنند.

دو ناحیه مهم حاوی نورون‌های دوپامینرژیک عبارتند از:

  • Ventral tegmental area (VTA): واقع در مغز میانی (midbrain)، این ناحیه در سیستم پاداش و انگیزش نقش دارد و نورون‌های دوپامینرژیک آن به قشر مغز و بخش‌های مختلف می‌روند.

  • Substantia nigra pars compacta: ناحیه‌ای که به طور عمده در بیماری پارکینسون درگیر است.

دیگر گزینه‌ها:

  • Red nucleus: مربوط به مسیرهای حرکتی ولی نورون‌های دوپامینرژیک ندارد.

  • Pretectal area: ناحیه‌ای مرتبط با رفلکس‌های بینایی، فاقد نورون دوپامینرژیک قابل توجه.

  • Periaqueductal gray matter: درگیر در تنظیم درد و رفتارهای دفاعی است، ولی نورون‌های دوپامینرژیک عمده ندارد.

بررسی گزینه‌ها

الف) Red nucleus
دارای نورون‌های دوپامینرژیک نیست، بنابراین نادرست است.

ب) Ventral tegmental area
✅ ناحیه اصلی حاوی نورون‌های دوپامینرژیک در ساقه مغز است.

ج) Pretectal
فاقد نورون‌های دوپامینرژیک است. نادرست است.

د) Periaqueductal gray mater
این ناحیه بیشتر نورون‌های مربوط به کنترل درد دارد، نه دوپامینرژیک. نادرست است.

نتیجه‌گیری نهایی

Ventral tegmental area (VTA) بخش اصلی ساقه مغز است که حاوی نورون‌های دوپامینرژیک است.

پاسخ صحیح: گزینه ب


۲۸- تمام عناصر ذیل از ستیغ عصبی منشاء می‌گیرند، بجز: 
الف) سلول شوان
ب) ملانوسیت
ج) نوتوکورد
د) سلول گانگلیون اعصاب خودکار


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

ستيغ عصبي (Neural crest) یک ساختار جنینی است که در طی توسعه جنینی، از بخش لبه‌ای لوله عصبی جدا شده و به سلول‌ها و بافت‌های متنوعی تمایز می‌یابد. سلول‌های منشأ گرفته از ستیغ عصبی شامل انواع سلول‌های عصبی، گانگلیونی، رنگدانه‌ای و پشتیبان هستند.

  • سلول شوان (Schwann cells): سلول‌های پشتیبان غلاف میلین در سیستم عصبی محیطی که منشأ آن‌ها از ستیغ عصبی است.

  • ملانوسیت‌ها (Melanocytes): سلول‌های تولیدکننده رنگدانه ملانین که نیز از ستیغ عصبی منشاء می‌گیرند.

  • سلول گانگلیون اعصاب خودکار (Autonomic ganglion cells): نورون‌های گانگلیونی سیستم عصبی خودکار که منشأ آن‌ها از ستیغ عصبی است.

نوتوکورد (Notochord) ساختاری مستقل از ستیغ عصبی است که به‌عنوان محور اولیه بدن در مراحل جنینی عمل می‌کند و از مزودرم (Mesoderm) منشأ می‌گیرد و نه از ستیغ عصبی.

بررسی گزینه‌ها

الف) سلول شوان
✅ از ستیغ عصبی منشاء می‌گیرد.

ب) ملانوسیت
✅ از ستیغ عصبی منشاء می‌گیرد.

ج) نوتوکورد
❌ از مزودرم منشاء می‌گیرد، نه از ستیغ عصبی.

د) سلول گانگلیون اعصاب خودکار
✅ از ستیغ عصبی منشاء می‌گیرد.

نتیجه‌گیری نهایی

تنها عنصری که از ستيغ عصبي منشاء نمی‌گیرد، نوتوکورد است که از مزودرم جنینی حاصل می‌شود.

پاسخ صحیح: گزینه ج


۲۹- کدام ساختمان در مغز میانی قرار دارد؟
الف) تكتوم
ب) هیپوتالاموس
ج) تالاموس
د) جسم صنوبری


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه الف

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

مغز شامل سه بخش اصلی است: مغز قدامی (Forebrain)، مغز میانی (Midbrain) و مغز خلفی (Hindbrain). هر بخش شامل ساختارهای مشخصی است.

  • تکتوم (Tectum) بخشی از مغز میانی (Midbrain) است و شامل دو زوج برجستگی به نام‌های colliculi superiores (برجستگی‌های فوقانی) و colliculi inferiores (برجستگی‌های تحتانی) است که به ترتیب در پردازش اطلاعات بینایی و شنوایی نقش دارند.

  • هیپوتالاموس (Hypothalamus) بخشی از مغز قدامی (Forebrain) است و زیر تالاموس واقع شده و مسئول تنظیم عملکردهای حیاتی مانند هورمون‌ها، دما و رفتار است.

  • تالاموس (Thalamus) نیز بخشی از مغز قدامی و به عنوان مرکز انتقال اطلاعات حسی به کورتکس عمل می‌کند.

  • جسم صنوبری (Pineal gland) نیز در ناحیه مغز قدامی، دقیق‌تر در سطح پشتی تالاموس قرار دارد و به تنظیم چرخه خواب و بیداری کمک می‌کند.

بررسی گزینه‌ها

الف) تکتوم
✅ بخشی از مغز میانی است و شامل برجستگی‌های فوقانی و تحتانی می‌شود.

ب) هیپوتالاموس
در مغز قدامی قرار دارد، پس نادرست است.

ج) تالاموس
در مغز قدامی است، نادرست است.

د) جسم صنوبری
در مغز قدامی است، نادرست است.

نتیجه‌گیری نهایی

تنها گزینه‌ای که در مغز میانی (Midbrain) قرار دارد، تکتوم (Tectum) است.

پاسخ صحیح: گزینه الف


۳۰- فیبرهای Ansa lenticularis از گلوبوس پالیدوس به کجا می‌روند؟
الف) ساب‌تالاموس
ب) تالاموس
ج) هسته دم‌دار
د) جسم سیاه


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب

پاسخ تشریحی:

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها

Ansa lenticularis یکی از دسته‌های اصلی فیبرهای خروجی از گلوبوس پالیدوس داخلی (Globus pallidus internus – GPi) است که نقش کلیدی در مدار بازال گانگلیا (Basal ganglia) دارد. این مسیر فیبری، اطلاعات پردازش شده را از گلوبوس پالیدوس به سایر بخش‌های مغز منتقل می‌کند.

این فیبرها عمدتاً به سمت تالاموس (Thalamus) هدایت می‌شوند، جایی که سیگنال‌های مهاری از گلوبوس پالیدوس به هسته‌های تالاموس منتقل شده و پس از آن به قشر مغزی ارسال می‌شوند تا در کنترل حرکت نقش داشته باشند.

بررسی گزینه‌ها

الف) ساب‌تالاموس (Subthalamus):
ساب‌تالاموس بخشی از مدار بازال گانگلیا است اما فیبرهای ansa lenticularis معمولاً به آن نمی‌روند. این ناحیه بیشتر در مسیر غیرمستقیم دخیل است.

ب) تالاموس (Thalamus):
✅ این گزینه صحیح است. ansa lenticularis از GPi شروع شده و به هسته‌های تالاموس (به‌خصوص هسته‌های ونترو-لترال و ونترو-آنتریور) می‌رود.

ج) هسته دم‌دار (Caudate nucleus):
این هسته بخشی از استریاتوم است و معمولاً مقصد خروجی از گلوبوس پالیدوس نیست.

د) جسم سیاه (Substantia nigra):
جسم سیاه بخشی از سیستم بازال گانگلیا است ولی ansa lenticularis عمدتاً به آن نمی‌رود.

نتیجه‌گیری نهایی

Ansa lenticularis فیبرهایی است که از گلوبوس پالیدوس داخلی به تالاموس می‌روند و در تنظیم حرکت نقش دارند.

پاسخ صحیح: گزینه ب


انتشار یا بازنشر هر بخش از این محتوای «آینده‌نگاران مغز» تنها با کسب مجوز کتبی از صاحب اثر مجاز است.

کتاب پرسش‌های چند گزینه‌ای علوم اعصاب مباحث نوروآناتومی


«بخشی از کتاب الکترونیکی نوروآناتومی»


📘 پرسش‌های چند گزینه‌ای علوم اعصاب شامل تمامی مباحث نوروآناتومی

  • ناشر: موسسه آموزشی تألیفی ارشدان
  • تعداد صفحات: ۸۴ صفحه
  • شامل: تمامی سوالات دکتری علوم اعصاب از سال ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۰
  • مباحث: به‌طور کامل مربوط به نوروآناتومی
  • پاسخ‌ها: همراه با پاسخ کلیدی



🚀 با ما همراه شوید!

تازه‌ترین مطالب و آموزش‌های مغز و اعصاب را از دست ندهید. با فالو کردن کانال تلگرام آینده‌نگاران مغز، از ما حمایت کنید!

🔗 دنبال کردن کانال تلگرام

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 201

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

‫۲ دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر

ورود/ ثبت نام با جیمیل

ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.

ورود/ ثبت نام با جیمیل

تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

تغییر رمز با موفقیت انجام شد

ورود/ ثبت نام با جیمیل