زبان انگلیسی دکتری

مثال‌های جمله‌سازی با واژگان درس‌های 34 تا 36 کتاب 504 همراه با ترجمه فارسی | تمرین تعاملی

فاز پنجم: تمرین جمله‌سازی واژگان کتاب 504 واژه

در این بخش از تمرین‌های واژگان کتاب 504 Absolutely Essential Words، به تمرین جمله‌سازی برای سه درس متوالی از کتاب می‌پردازیم.

برای هر واژه، مثالی دقیق و کاربردی به زبان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی روان ارائه شده است. این جمله‌ها به شیوه‌ای تعاملی و در قالب باکس‌های بازشونده طراحی شده‌اند تا یادگیری شما لذت‌بخش، منظم، و هدفمند باشد.

این تمرین‌ها بخشی از آموزش گام‌به‌گام تیم آینده‌نگران مغز به سرپرستی داریوش طاهری هستند و با هدف تقویت حافظه معنایی، جمله‌سازی سریع، و فهم کاربردی واژگان طراحی شده‌اند.

یادگیری را با عمق و معنا تجربه کنید، همراه با آینده‌نگاران مغز.


مثال‌هایی برای واژگان درس سی و چهار


Exercise

Now make up your own sentences, one for each of the new words you have just been taught. 

«مثالی برای واژهٔ candidate به‌معنای کاندیدا.»
«مثالی برای واژهٔ precede به‌معنای مقدم بودن.»
«مثالی برای واژهٔ adolescent به‌معنای نوجوان.»
«مثالی برای واژهٔ coeducational به‌معنای مختلط.»
«مثالی برای واژهٔ radical به‌معنای رادیکال، اساسی.»
«مثالی برای واژهٔ spontaneous به‌معنای خودجوش، خودبه‌خودی.»
«مثالی برای واژهٔ skim به‌معنای مرور سریع.»
«مثالی برای واژهٔ vaccinate به‌معنای واکسینه کردن.»
«مثالی برای واژهٔ untidy به‌معنای نامرتب.»
«مثالی برای واژهٔ utensil به‌معنای وسیله، ابزار (معمولاً در آشپزخانه).»
«مثالی برای واژهٔ sensitive به‌معنای حساس.»
«مثالی برای واژهٔ temperate به‌معنای معتدل.»

مثال‌هایی برای واژگان درس سی و پنج


Exercise

Now make up your own sentences, one for each of the new words you have just been taught. 

«مثالی برای واژهٔ vague به‌معنای مبهم.»
«مثالی برای واژهٔ elevate به‌معنای بالا بردن، ارتقاء دادن.»
«مثالی برای واژهٔ lottery به‌معنای قرعه‌کشی، بخت‌آزمایی.»
«مثالی برای واژهٔ finance به‌معنای تامین مالی، امور مالی.»
«مثالی برای واژهٔ obtain به‌معنای به دست آوردن.»
«مثالی برای واژهٔ cinema به‌معنای سینما.»
«مثالی برای واژهٔ event به‌معنای رویداد.»
«مثالی برای واژهٔ discard به‌معنای دور انداختن.»
«مثالی برای واژهٔ soar به‌معنای بالا رفتن سریع.»
«مثالی برای واژهٔ subsequent به‌معنای بعدی، متعاقب.»
«مثالی برای واژهٔ relate به‌معنای مربوط بودن، ارتباط داشتن.»
«مثالی برای واژهٔ stationary به‌معنای ثابت، بی‌حرکت.»

مثال‌هایی برای واژگان درس سی و شش


Exercise

Now make up your own sentences, one for each of the new words you have just been taught. 

«مثالی برای واژهٔ prompt به‌معنای سریع، فوری یا واداشتن.»
«مثالی برای واژهٔ hasty به‌معنای شتاب‌زده.»
«مثالی برای واژهٔ scorch به‌معنای سوزاندن سطحی یا سوختن.»
«مثالی برای واژهٔ tempest به‌معنای طوفان.»
«مثالی برای واژهٔ soothe به‌معنای آرام کردن.»
«مثالی برای واژهٔ sympathetic به‌معنای همدل، دلسوز.»
«مثالی برای واژهٔ redeem به‌معنای جبران کردن، بازخرید کردن.»
«مثالی برای واژهٔ resume به‌معنای از سر گرفتن.»
«مثالی برای واژهٔ harmony به‌معنای هماهنگی.»
«مثالی برای واژهٔ refrain به‌معنای خودداری کردن.»
«مثالی برای واژهٔ illegal به‌معنای غیرقانونی.»
«مثالی برای واژهٔ narcotic به‌معنای مواد مخدر.»

امتیاز نوشته:

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 2

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا