معاینه عصب بینایی؛ پنجره‌ای به سلامت مغز، مسیرهای عصبی و بیماری‌های نورولوژیک


دعای مطالعه [ نمایش ]

بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ

خدايا مرا بيرون آور از تاريكى‏‌هاى‏ وهم،

وَ اَكْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ

و به نور فهم گرامى ‏ام بدار،

اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَيْنا اَبْوابَ رَحْمَتِكَ

خدايا درهاى رحمتت را به روى ما بگشا،

وَانْشُرْ عَلَيْنا خَزائِنَ عُلُومِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

و خزانه‏‌هاى علومت را بر ما باز كن به امید رحمتت اى مهربان‌‏ترين مهربانان.


کتاب «راهنمای آینده‌نگار نورولوژی»


کتاب «راهنمای آینده‌نگار نورولوژی» حاصل آمیزه‌ای از ژرفای دانش علوم اعصاب و نگاهی آینده‌محور، بالینی و آموزشی است؛ اثری که با مدیریت علمی داریوش طاهری در برند معتبر «آینده‌نگاران مغز» پدید آمده تا مرجعی فشرده، دقیق، اما سرشار از بصیرت کلینیکی برای دانشجویان پزشکی، کارورزان، رزیدنت‌ها و پزشکان باشد. این کتاب کوششی است برای آنکه آموزش نورولوژی نه صرفاً انتقال اطلاعات، بلکه فرآیندی پویا، تحلیلی و الهام‌بخش در مسیر شناخت پیچیدگی‌های مغز انسان باشد. [ادامه ▼]

جرقهٔ شکل‌گیری این اثر در کارآموزی نورولوژی بیمارستان فیروزگر افروخته شد؛ جایی که آموزه‌های استاد فرهیخته، دکتر مصطفی الماسی دوغائی—با دقت علمی کم‌نظیر، روش آموزشی عمیق و منش حرفه‌ای والا—به‌منزلهٔ ستون فکری و شالودهٔ هویت علمی این کتاب قرار گرفت. در کنار ایشان، استادان برجستهٔ دیگری از گروه نورولوژی فیروزگر با دانش فراگیر، تجربهٔ بالینی ژرف و بزرگواری انسانی خود مسیر این پروژه را روشن‌تر ساختند؛ همچون خانم دکتر تارا خوینی، خانم دکتر هلیا همصیان، آقای دکتر فرزاد سینا و آقای دکتر بابک زمانی که هر یک با روش آموزشی ویژه و بینش بالینی خود نقشی ماندگار در غنای این مجموعه داشته‌اند.

به‌علاوه، جمعی از اساتید بزرگوار و متخصصان ارجمند نورولوژی که در مسیر آموزشی ما در درس نورولوژی نقش‌آفرینی کرده‌اند نیز در روح این کتاب حضور دارند. دکتر الهه امینی، دکتر سید امیرحسن حبیبی، دکتر نرگس یزدی و سرکار خانم دکتر مهسا سپهوند با دقت علمی، نگاه تحلیلی و حمایت آموزشی خود سهمی ارزشمند در شکل‌گیری بنیان‌های این تجربهٔ علمی داشته‌اند؛ و یاد آنان در ساختار این اثر همچون رگه‌هایی از نور جاری است.

این کتاب همچون یک نقشهٔ جامع بالینی طراحی شده است؛ نقشه‌ای که خواننده را از نخستین مواجهه با علامت، تا تشخیص افتراقی، از تحلیل یافته‌های پاراکلینیک تا انتخاب درمان، و از درک فیزیولوژی تا شناخت الگوهای پیچیدهٔ اختلالات عصبی هدایت می‌کند. بخشی ویژه نیز به مجموعهٔ سؤالات پره‌انترنی و دستیاری اختصاص یافته است؛ سؤالاتی همراه با پاسخ‌های تشریحی و تحلیل مرحله‌به‌مرحله که فراتر از آمادگی آزمونی، برای تقویت مهارت‌های تفکر بالینی و تصمیم‌گیری علمی طراحی شده‌اند.

«راهنمای آینده‌نگار نورولوژی» تجلی تلاشی است خالصانه برای آمیختن دانش نظری با توانمندی‌های عملی؛ تلاشی برای ارتقای آموزش نورولوژی، اعتلای شیوهٔ مواجههٔ بالینی با بیماران، و الهام‌بخشی به نسل آیندهٔ پزشکان در راه فهم مغز و رمزگشایی از ظرافت‌های شگفت‌انگیز آن. این اثر ادای احترام عمیقی است به همهٔ استادانی که مشعل دانایی را روشن نگاه داشتند و به همهٔ آینده‌نگارانی که در مسیر شناخت مغز، چراغی نو می‌افروزند.


موضوع «معاینه اعصاب کرانیال؛ معاینه عصب دوّم مغزی یا عصب اپتیک» 


معاینه عصب بینایی؛ پنجره‌ای به سلامت مغز، مسیرهای عصبی و بیماری‌های نورولوژیک

در میان دوازده عصب جمجمه‌ای، عصب بینایی (Optic Nerve – Cranial Nerve II یا CN II) جایگاهی منحصربه‌فرد دارد؛ زیرا برخلاف سایر اعصاب محیطی، از نظر تکاملی بخشی از دستگاه عصبی مرکزی (Central Nervous System – CNS) محسوب می‌شود و آکسون‌های آن توسط الیگودندروسیت‌ها (Oligodendrocytes) میلینه شده‌اند. به همین دلیل، بسیاری از بیماری‌های نورولوژیک، دمیلینه‌کننده، التهابی، ایسکمیک و افزایش‌دهنده فشار داخل جمجمه، نخستین نشانه‌های خود را در این عصب آشکار می‌کنند. از این منظر، معاینه عصب بینایی (Optic Nerve Examination) تنها ارزیابی یک عملکرد حسی نیست، بلکه بررسی مستقیم سلامت مغز، مسیرهای بینایی و حتی فشار داخل جمجمه به شمار می‌آید.

ارزیابی سیستماتیک حدت بینایی (Visual Acuity)، میدان بینایی (Visual Field)، رفلکس نوری مردمک (Pupillary Light Reflex)، پاسخ تطابق (Accommodation Reflex) و افتالموسکوپی (Fundoscopy)، به پزشک اجازه می‌دهد محل ضایعه را در طول مسیر بینایی از شبکیه (Retina) تا کیاسمای بینایی (Optic Chiasm)، راه بینایی (Optic Tract)، جسم زانویی جانبی (Lateral Geniculate Nucleus) و قشر بینایی اولیه (Primary Visual Cortex) با دقت بالایی تعیین کند. این توانایی در موضع‌یابی ضایعات عصبی (Neurological Localization) یکی از ارزشمندترین مهارت‌های معاینه نورولوژیک محسوب می‌شود.

نخستین گام، بررسی حدت بینایی با استفاده از چارت اسنلن (Snellen Chart) است که می‌تواند کاهش عملکرد شبکیه، عصب بینایی یا مسیرهای مرکزی بینایی را آشکار سازد. پس از آن، ارزیابی میدان بینایی از طریق Confrontation Test یا در صورت نیاز Perimetry، اطلاعات بسیار مهمی درباره محل ضایعه ارائه می‌دهد. برای مثال، همی‌آنوپی دوطرفه تمپورال (Bitemporal Hemianopia) به‌طور کلاسیک با فشردگی کیاسمای بینایی در آدنوم هیپوفیز (Pituitary Adenoma) همراه است، در حالی که همی‌آنوپی هم‌نام (Homonymous Hemianopia) معمولاً نشان‌دهنده آسیب در مسیرهای پس از کیاسما است.

بررسی واکنش مردمک به نور از دقیق‌ترین آزمون‌های عملکرد مسیر آوران و وابران نورولوژیک محسوب می‌شود. این رفلکس، عملکرد سالم عصب بینایی (CN II)، هسته‌های پیش‌تکتال (Pretectal Nuclei)، هسته ادینگر–وستفال (Edinger–Westphal Nucleus)، عصب حرکتی چشم (Oculomotor Nerve – CN III) و عضله اسفنکتر مردمک را به‌صورت همزمان ارزیابی می‌کند. بنابراین کوچک‌ترین اختلال در هر بخش از این مدار می‌تواند الگوی خاصی از اختلال مردمکی ایجاد کند که برای متخصص مغز و اعصاب ارزش تشخیصی بسیار بالایی دارد.

یکی از حساس‌ترین آزمون‌های بالینی، تست چراغ نوسانی (Swinging Flashlight Test) برای تشخیص نقص آوران نسبی مردمک (Relative Afferent Pupillary Defect – RAPD یا Marcus Gunn Pupil) است. در این وضعیت، هنگام انتقال نور از چشم سالم به چشم مبتلا، مردمک‌ها به جای انقباض، دچار اتساع نسبی می‌شوند. این یافته تقریباً همیشه بیانگر آسیب عصب بینایی یا بیماری شدید شبکیه است و در بیماری‌هایی مانند نوریت اپتیک (Optic Neuritis)، مولتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis – MS)، نوروپاتی ایسکمیک عصب بینایی (Ischemic Optic Neuropathy) و برخی آسیب‌های تروماتیک اهمیت تشخیصی فوق‌العاده‌ای دارد.

مرحله نهایی معاینه، افتالموسکوپی مستقیم است که تنها فرصت پزشک برای مشاهده مستقیم بخشی از دستگاه عصبی مرکزی بدون انجام تصویربرداری محسوب می‌شود. ارزیابی دیسک بینایی (Optic Disc)، شبکیه (Retina) و عروق شبکیه می‌تواند بیماری‌های متعددی را آشکار سازد. پاپیل ادم (Papilledema) تقریباً همیشه زنگ خطر افزایش فشار داخل جمجمه (Raised Intracranial Pressure) است و نیازمند بررسی فوری عللی مانند تومور مغزی، خونریزی یا هیدروسفالی است. در مقابل، آتروفی عصب بینایی (Optic Atrophy) نشان‌دهنده آسیب مزمن آکسون‌های عصب بینایی بوده و در بیماری‌هایی نظیر نوریت اپتیک، MS، نوروپاتی‌های تغذیه‌ای ناشی از کمبود ویتامین B12، نوروپاتی‌های ارثی و گلوکوم مشاهده می‌شود.

از مهم‌ترین اختلالات مردمکی، مردمک آرژیل رابرتسون (Argyll Robertson Pupil) است که نمونه‌ای کلاسیک از پدیده Light–Near Dissociation به شمار می‌آید؛ یعنی مردمک به نور پاسخ نمی‌دهد اما هنگام تطابق و نگاه به جسم نزدیک، انقباض طبیعی دارد. این یافته نشان می‌دهد که مسیر رفلکس نوری در ناحیه Pretectal دچار آسیب شده، در حالی که مسیر تطابق همچنان سالم باقی مانده است. اگرچه این علامت به‌طور تاریخی با نوروسیفیلیس (Neurosyphilis) و تابس دورسالیس (Tabes Dorsalis) شناخته می‌شود، امروزه در برخی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس و سایر بیماری‌های دمیلینه‌کننده نیز گزارش شده است. نکته مهم آن است که در این بیماران، RAPD معمولاً منفی است؛ زیرا ضایعه در مسیر مرکزی رفلکس نوری قرار دارد و عدم تقارن عملکرد عصب بینایی وجود ندارد.

در نهایت، معاینه عصب بینایی نمونه‌ای درخشان از هنر معاینه بالینی در نورولوژی است؛ معاینه‌ای که تنها با یک چراغ قوه، چارت اسنلن و افتالموسکوپ می‌تواند اطلاعاتی فراهم آورد که گاه با پیشرفته‌ترین روش‌های تصویربرداری قابل جایگزینی نیست. تسلط بر اصول Optic Nerve Examination، Visual Field Testing، Pupillary Reflex Examination، RAPD Assessment و Fundoscopic Examination نه‌تنها موجب تشخیص زودهنگام بیماری‌هایی مانند Multiple Sclerosis، Optic Neuritis، Papilledema، Optic Atrophy، Pituitary Adenoma و Neurosyphilis می‌شود، بلکه یکی از بنیادی‌ترین مهارت‌های هر متخصص نورولوژی، چشم‌پزشکی و علوم اعصاب در ارزیابی دقیق عملکرد دستگاه عصبی به شمار می‌رود.

مردمک آرژیل - رابرتسون

پرسش‌هایی در مورد معاینه عصب اپتیک

مردمکی که با تقارب تنگ می‌شود ولی به نور پاسخ
نمی‌دهد چه نام دارد؟
(دستیاری – بهمن ۸۱)
الف) مردمک آرژیل – رابرتسون
ب) مردمک مارکوس گان
ج) مردمک هولمز – آدی
د) سندرم هورنر


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

» پاسخ: گزینه الف

پاسخ تشریحی:

مردمک آرژیل-رابرتسون (Argyll Robertson pupil):
این نوع مردمک‌ها مشخصه کلاسیک برخی اختلالات نورولوژیک هستند. کلیدواژه‌های اصلی در توصیف آن عبارت‌اند از:

  • واکنش ضعیف یا غایب به نور (Light-near dissociation)

  • واکنش طبیعی به تطابق یا تقارب (Accommodation/Convergence)

  • معمولاً دوطرفه و میوتیک (کوچک) هستند

  • در مولتیپل اسکلروزیس (MS) و نوروسیفیلیس (Syphilis) دیده می‌شود.

مردمک مارکوس گان (Marcus Gunn pupil):
به آن RAPD (Relative Afferent Pupillary Defect) نیز گفته می‌شود.
در پاسخ به تست چراغ نوسانی (Swinging flashlight test) مردمک در چشم مبتلا به جای تنگ شدن گشاد می‌شود.
نشانه‌ای از آسیب عصب بینایی است، نه تطابق-نور dissociation.

مردمک آدی یا تونیک (Adie’s Tonic pupil):
معمولاً یک‌طرفه، دیلاته و با پاسخ ضعیف به نور ولی پاسخ تطابقی بهتر.
برگشت مردمک به حالت عادی پس از تطابق کند است.
در سندرم هولمز-آدی دیده می‌شود که در زنان جوان همراه با کاهش رفلکس‌های وتری بروز می‌کند.

سندرم هورنر (Horner’s Syndrome):
ویژگی اصلی آن میوزیس (تنگی مردمک)، پتوز خفیف، و آنهیدروز است.
مردمک درگیر به نور پاسخ می‌دهد ولی تأخیر دارد، و اغلب به تطابق نیز پاسخ دارد، اما این پاسخ‌ها کم‌اهمیت‌تر از ویژگی‌های سمپاتیکی هستند.

بررسی گزینه‌ها:

الف) مردمک آرژیل – رابرتسون
✅ درست است. چون ویژگی اصلی آن پاسخ طبیعی به تطابق و پاسخ ضعیف به نور است.

ب) مردمک مارکوس گان
❌ نادرست است. این یک اختلال ورودی (afferent) در مسیر نوری است که با تست چراغ نوسانی تشخیص داده می‌شود، نه با تفاوت تطابق و نور.

ج) مردمک هولمز – آدی
❌ نادرست است. هرچند تطابق بهتر از نور است، اما پاسخ‌ها کند و معمولاً یک‌طرفه هستند و بیشتر در افراد جوان دیده می‌شود.

د) سندرم هورنر
❌ نادرست است. ویژگی اصلی آن میوزیس، پتوز و آنهیدروز است، و پاسخ به نور وجود دارد ولی تأخیر دارد.

نتیجه‌گیری:

مردمکی که به نور پاسخ نمی‌دهد ولی با تطابق تنگ می‌شود، ویژگی بارز مردمک آرژیل-رابرتسون است.

پاسخ صحیح: الف) مردمک آرژیل – رابرتسون


بیماری دچار پتوز ناگهانی چشم چپ شده است. در معاینه، واکنش مردمک به نور مستقیم و غیرمستقیم چشم چپ مختل می‌باشد. علت احتمالی بیماری کدام است؟
(پرانترنی – شهریور ۱۴۰۰)
الف) دیابت
ب فشارخون بالا
ج) آنوریسم مغزی
د) واسکولیت


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

» پاسخ: گزینه ج

پاسخ تشریحی:

پتوز (Ptosis) ناگهانی همراه با اختلال واکنش مردمک (Pupillary Light Reflex) یک یافته بسیار مهم و هشداردهنده در معاینات نورولوژی است. ترکیب پتوز + مردمک گشاد یا غیرواکنشی به‌صورت کلاسیک مطرح‌کننده درگیری عصب سوم (Oculomotor Nerve – CN III) است، به‌ویژه درگیری فیبرهای سطحی پاراسمپاتیک که مسئول انقباض مردمک هستند.

نکته کلیدی این سؤال این است که اگر پتوز با اختلال مردمک همراه باشد، مهم‌ترین و خطرناک‌ترین علت، آنوریسم مغزی است.

کلیدواژه‌ها:

پتوز (Ptosis)
اختلال واکنش مردمک (Pupillary Reflex Impairment)
درگیری عصب سوم (Oculomotor Nerve Palsy)
فیبرهای پاراسمپاتیک سطحی (Superficial Parasympathetic Fibers)
آنوریسم شریان کمونیکیت قدامی یا خلفی (Aneurysm of PComA)

توضیح تشریحی:

در فلج عصب سوم (CN III Palsy) دو نکته بالینی بسیار مهم وجود دارد:

  1. فیبرهای حرکتی (Motor Fibers) در عمق عصب هستند → آسیب آن‌ها باعث پتوز و انحراف چشم به پایین و خارج می‌شود.

  2. فیبرهای پاراسمپاتیک (Parasympathetic Fibers) در سطح عصب هستند → آسیب آن‌ها باعث میدریاز و اختلال واکنش مردمک می‌شود.

در نوروپاتی دیابتی و فشارخون بالا (Microvascular Ischemia)، معمولاً فقط فیبرهای عمقی دچار آسیب می‌شوند، بنابراین مردمک سالم می‌ماند.
اما آنوریسم که از بیرون به عصب فشار وارد می‌کند، اول فیبرهای سطحی پاراسمپاتیک را درگیر می‌کند → مردمک غیرواکنشی + پتوز.

این دقیقاً همان الگویی است که در سؤال آمده است.

بررسی گزینه‌ها

الف) دیابت

❌ نادرست.
نوروپاتی دیابتی معمولاً باعث Third nerve palsy با مردمک سالم (Pupil-sparing) می‌شود، نه مردمک غیرواکنشی.

ب) فشارخون بالا

❌ نادرست.
مثل دیابت، ایسکمی میکرووسکولار ایجاد می‌کند و معمولاً مردمک را درگیر نمی‌کند.

ج) آنوریسم مغزی

صحیح‌ترین گزینه.
آنوریسم، به‌خصوص Posterior Communicating Artery Aneurysm (PComA)، با فشار خارجی ابتدا فیبرهای پاراسمپاتیک سطحی عصب سوم را درگیر می‌کند → پتوز + مردمک غیرواکنشی.
این یافته یک اورژانس واقعی و نیازمند CT/MRA فوری است.

د) واسکولیت

❌ نادرست.
واسكوليت نیز الگوی Pupil-sparing بیشتری دارد و معمولاً تظاهر ناگهانی با درگیری بارز مردمکی ایجاد نمی‌کند.

نتیجه‌گیری

ترکیب پتوز ناگهانی + اختلال واکنش مردمک به صورت کلاسیک و اورژانسی مطرح‌کننده درگیری عصب سوم ناشی از آنوریسم (معمولاً PComA Aneurysm) است، نه علل میکرووسکولار مثل دیابت یا HTN.

پاسخ صحیح: گزینه ج) آنوریسم مغزی


در بیمار با اختلاف اندازه مردمک‌ها، با تاریک کردن محیط اختلاف اندازه مردمک‌ها بیشتر می‌شود
و پاسخ مردمک‌ها به نور طبیعی است. کدام اختلال
مطرح می‌باشد؟
(پرانترنی میان دوره – خرداد ۱۴۰۳)
الف) سندرم هورنر
ب) مردمک تونیک
ج) مردمک آرژیل – رابرتسون
د) فلج عصب ٣


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

» پاسخ: گزینه الف

پاسخ تشریحی:

اختلاف اندازه مردمک‌ها (Anisocoria) زمانی اهمیت بالینی پیدا می‌کند که بدانیم در تاریکی کدام مردمک بیشتر دچار ناتوانی عملکردی می‌شود. اگر با تاریک کردن محیط، اختلاف اندازه مردمک‌ها بیشتر شود یعنی مردمک کوچک‌تر نتوانسته است در تاریکی اتساع پیدا کند.
این یافته یک علامت کلاسیک برای اختلال در مسیر سمپاتیک چشم است؛ مسیری که وظیفه اتساع مردمک در تاریکی را بر عهده دارد.

وقتی اتساع ناکافی باشد، مردمک بیمار در تاریکی کوچک‌تر از حد طبیعی می‌ماند و همین باعث می‌شود آنيسوکوریا در تاریکی بیشتر شود. این الگو عیناً با سندرم هورنر (Horner Syndrome) مطابقت دارد.

نکته مهم سؤال:
پاسخ مردمک‌ها به نور طبیعی است → یعنی مشکل در مسیر پاراسمپاتیک نیست و منشأ بیماری سمپاتیک است.

بنابراین، تشخیص بالینی: سندرم هورنر.

کلیدواژه‌ها:

آنيسوکوریا (Anisocoria)
اتساع ناکافی مردمک در تاریکی (Failure of Dilation in Darkness)
اختلال مسیر سمپاتیک (Sympathetic Pathway Lesion)
سندرم هورنر (Horner Syndrome)
پاسخ نرمال به نور (Normal Light Reflex)

بررسی گزینه‌ها

الف) سندرم هورنر

پاسخ صحیح.
در سندرم هورنر، مسیر سمپاتیک قطع می‌شود و اتساع مردمک مختل می‌گردد.
بنابراین در تاریکی اختلاف اندازه مردمک‌ها بیشتر می‌شود و پاسخ به نور طبیعی باقی می‌ماند. این دقیقاً همان الگوی سؤال است.

ب) مردمک تونیک (Adie’s Tonic Pupil)

❌ نادرست.
در این اختلال، پاسخ به نور کاهش می‌یابد یا بسیار کند است. در سؤال گفته شده پاسخ مردمک به نور طبیعی است.

ج) مردمک آرژیل–رابرتسون

❌ نادرست.
در این حالت پاسخ مردمک به نور از بین می‌رود اما پاسخ تطابق باقی است. با توضیح سؤال هم‌خوانی ندارد.

د) فلج عصب ۳

❌ نادرست.
در آسیب CN III مردمک معمولاً گشاد و پاسخ به نور مختل است. در سؤال پاسخ به نور طبیعی است، بنابراین این گزینه رد می‌شود.

نتیجه‌گیری

در بیماری که در تاریکی آنيسوکوریا تشدید می‌شود و پاسخ مردمک به نور طبیعی است، تشخیص قطعی اختلال مسیر سمپاتیک چشم یعنی:

پاسخ صحیح: گزینه الف) سندرم هورنر





» کتاب راهنمای آینده‌نگار نورولوژی

» کتاب راهنمای آینده‌نگار نورولوژی
»» تمامی کتاب

انتشار یا بازنشر هر بخش از این محتوای «آینده‌نگاران مغز» تنها با کسب مجوز کتبی از صاحب اثر مجاز است.

🚀 با ما همراه شوید!

تازه‌ترین مطالب و آموزش‌های مغز و اعصاب را از دست ندهید. با فالو کردن کانال تلگرام آینده‌نگاران مغز، از ما حمایت کنید!

🔗 دنبال کردن کانال تلگرام

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 86

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر

ورود/ ثبت نام با جیمیل

ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.

ورود/ ثبت نام با جیمیل

تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

تغییر رمز با موفقیت انجام شد

ورود/ ثبت نام با جیمیل