سوالات دکتری علوم اعصاب ۱۴۰۲-۱۴۰۱؛ مباحث نوروفارماکولوژی همراه پاسخ تشریحی

The Brain: “The Divinest Part of the Body”
مغز: والاترین گوهر تن
📘 کتاب آنلاین «پرسشهای چندگزینهای علوم اعصاب؛ جامعترین مرجع مباحث نوروفارماکولوژی (Neuropharmacology MCQs)»
نویسنده: داریوش طاهری | برند علمی: آیندهنگاران مغز
این کتاب، با گردآوری جامع تمام پرسشهای آزمون دکتری علوم اعصاب (۱۳۸۷-۱۴۰۴)، به عنوان یک مرجع کلیدی در نوروفارماکولوژی شناخته میشود. ویژگی متمایز این اثر، ارائه پاسخهای تشریحی و تحلیلی است که به شما امکان میدهد فراتر از حفظ کردن، به درکی عمیق از منطق سلولی-مولکولی و کاربردهای بالینی آن برسید.
این نخستین کتابی است که با رویکردی تحلیلی و بالینی، پلی کارآمد بین دانش تئوریک و مهارتهای بالینی ایجاد میکند. طبقهبندی دقیق و استراتژیک مباحث از سطح مولکولی تا شبکههای عصبی، آن را به یک راهنمای ضروری برای دانشجویان پزشکی، نورولوژی، روانپزشکی و همچنین داوطلبان آزمون دکتری علوم اعصاب تبدیل کرده است.
این اثر ارزشمند، به قلم داریوش طاهری و با پشتیبانی آیندهنگاران مغز، برای یادگیری عمیق، آمادگی حرفهای و پیشبرد پژوهشهای علوم اعصاب تدوین شده است.
آیندهنگاران مغز: «ما مغز را میشناسیم، تا آینده را بسازیم.»
📘 پرسشهای چندگزینهای علوم اعصاب | نوروفارماکولوژی دکتری ۱۴۰۲-۱۴۰۱
پرسشها و پاسخهای آزمون ورودی سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ با رویکردی تحلیلی و کاربردی در این مجموعه قرار گرفتهاند؛ فرصتی برای تقویت فهم مفهومی و بالینی در نوروفارماکولوژی.
«نوروفارماکولوژی را هوشمندانه بیاموزید، تا در درمانهای نوین و داروسازی آینده اثرگذار باشید.»
۳۱ – مکانیسم اثر کدامیک از داروهای خوابآور زیر از طریق تاثیر بر گیرندههای اورکسین است؟
الف) آلموركسانت
ب) زولپیدم
ج) راملتئون
د) تریازولام
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه الف
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: گیرندههای اورکسین (Orexin receptors)، سیستم بیداری-خواب (Sleep-wake system)، آلمورکسانت (Almorexant)، زولپیدم (Zolpidem)، راملتئون (Ramelteon)، تریازولام (Triazolam)، آنتاگونیست اورکسین (Orexin antagonist)
توضیح بر اساس کلیدواژهها
سیستم اورکسین (Orexin system) نقش مهمی در حفظ بیداری و تنظیم چرخه خواب-بیداری دارد. اورکسینها (که به نام هیپوکرتینها Hypocretins نیز شناخته میشوند) نوروپپتیدهایی هستند که در هیپوتالاموس تولید میشوند و با فعالسازی گیرندههای اورکسین، بیداری و هوشیاری را تقویت میکنند.
آلمورکسانت (Almorexant) یک داروی خوابآور آزمایشی و از دسته آنتاگونیستهای گیرنده اورکسین (Orexin receptor antagonists) است که با مهار این گیرندهها، اثر بیدارکنندگی اورکسین را بلوک کرده و باعث تسهیل خواب میشود.
از سوی دیگر:
زولپیدم (Zolpidem) یک آگونیست گیرندههای GABA-A است و ارتباطی با اورکسین ندارد.
راملتئون (Ramelteon) آگونیست گیرندههای ملاتونین است و بر ریتم شبانهروزی اثر میگذارد.
تریازولام (Triazolam) یک بنزودیازپین است که از طریق افزایش اثر GABA-A خوابآور عمل میکند.
بنابراین، تنها دارویی که اثر خود را از طریق گیرندههای اورکسین اعمال میکند، آلمورکسانت است.
بررسی گزینهها
گزینه الف) آلموركسانت ✅ درست است. این دارو یک Orexin receptor antagonist بوده و مکانیسم آن دقیقاً بر پایه مهار سیستم اورکسین میباشد.
گزینه ب) زولپیدم ❌ نادرست است. این دارو به گیرنده GABA-A متصل میشود و هیچ اثری بر گیرندههای اورکسین ندارد.
گزینه ج) راملتئون ❌ نادرست است. مکانیسم آن بر پایه گیرندههای ملاتونین (MT1 و MT2) است.
گزینه د) تریازولام ❌ نادرست است. یک بنزودیازپین است که با افزایش اثر GABA-A عمل میکند.
نتیجهگیری و پاسخ نهایی
از میان داروهای خوابآور، تنها آلمورکسانت است که از طریق مهار گیرندههای اورکسین اثر میگذارد. این مکانیسم نسبت به داروهای کلاسیک خوابآور جدیدتر و هدفمندتر است.
پاسخ صحیح: گزینه الف) آلموركسانت ✅
۲۲- کدامیک از داروهای سداتیو – هیپنوتیک زیر برای القای بیهوشی به کار میرود؟
الف) لورازپام
ب) آموباربیتال
ج) تیوپنتال
د) فلومازنيل
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج.
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: سداتیو–هیپنوتیک (Sedative-hypnotic drugs)، القای بیهوشی (Induction of anesthesia)، تیوپنتال (Thiopental)، باربیتوراتها (Barbiturates)، بنزودیازپینها (Benzodiazepines)، فلومازنیل (Flumazenil)
توضیح بر اساس کلیدواژهها
داروهای سداتیو–هیپنوتیک (Sedative-hypnotics) طیفی از اثرات از آرامبخشی تا القای خواب و حتی بیهوشی ایجاد میکنند. در میان این گروه، برخی داروها مانند باربیتوراتها (Barbiturates) میتوانند به سرعت موجب القای بیهوشی شوند.
تیوپنتال (Thiopental) یک باربیتورات کوتاهاثر است که به دلیل شروع سریع اثر (چند ثانیه پس از تزریق وریدی) در گذشته به طور گسترده برای القای بیهوشی عمومی (Induction of anesthesia) استفاده میشد.
در مقابل:
لورازپام (Lorazepam) از دسته بنزودیازپینها است که بیشتر برای آرامبخشی و کاهش اضطراب پیش از عمل به کار میرود، نه برای القای بیهوشی سریع.
آموباربیتال (Amobarbital) یک باربیتورات با اثر متوسط است و بیشتر بهعنوان آرامبخش یا ضدتشنج به کار میرود، نه در القای بیهوشی.
فلومازنیل (Flumazenil) آنتاگونیست گیرنده بنزودیازپین است و در درمان مسمومیت یا برگشت اثر بنزودیازپینها استفاده میشود، نه در بیهوشی.
بررسی گزینهها
گزینه الف) لورازپام ❌ نادرست است. اثر آرامبخشی دارد اما برای القای سریع بیهوشی استفاده نمیشود.
گزینه ب) آموباربیتال ❌ نادرست است. باربیتورات با اثر متوسط است و در القای بیهوشی کاربردی ندارد.
گزینه ج) تیوپنتال ✅ درست است. یک باربیتورات کوتاهاثر و داروی کلاسیک برای القای بیهوشی است.
گزینه د) فلومازنيل ❌ نادرست است. آنتاگونیست بنزودیازپینها است و کاربرد درمانی متفاوت دارد.
نتیجهگیری و پاسخ نهایی
در میان داروهای سداتیو–هیپنوتیک، تنها تیوپنتال به دلیل شروع سریع و اثر کوتاهمدت، به طور مشخص برای القای بیهوشی استفاده میشود. داروهای سداتیو-هیپنوتیک (آرامبخش و خوابآور) در درمان اضطراب و بیخوابی بکار میروند یکی از پر مصرفترین داروهای روانگردان میباشند.
پاسخ صحیح: گزینه ج) تیوپنتال ✅
۳۳- کدامیک از داروهای زیر در مصرف توأم با الکل واکنش شبیه به دیسولفیرام ایجاد میکند؟
الف) فومپيزول
ب) نالتروكسون
ج) آکامپروسیت
د) مترونیدازول
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه د
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: واکنش شبیه به دیسولفیرام (Disulfiram-like reaction)، الکل (Alcohol)، مترونیدازول (Metronidazole)، فومپیزول (Fomepizole)، نالتروکسون (Naltrexone)، آکامپروسیت (Acamprosate)، متابولیسم الکل (Alcohol metabolism)
توضیح بر اساس کلیدواژهها
مصرف همزمان برخی داروها با الکل میتواند منجر به بروز واکنش شبیه به دیسولفیرام (Disulfiram-like reaction) شود. این واکنش ناشی از مهار آنزیم آلدهید دهیدروژناز (Aldehyde dehydrogenase) است که باعث تجمع استالدهید (Acetaldehyde) در بدن میشود. علائم این واکنش شامل تهوع، استفراغ، گرگرفتگی، افت فشار خون و تپش قلب است.
از میان داروهای مطرح شده، مترونیدازول (Metronidazole) یکی از شناختهشدهترین داروهایی است که در مصرف همراه با الکل میتواند این واکنش را ایجاد کند.
بررسی گزینهها
گزینه الف) فومپيزول ❌ نادرست است. فومپیزول یک مهارکننده الکل دهیدروژناز است و در درمان مسمومیت با متانول یا اتیلنگلیکول استفاده میشود، نه در ایجاد واکنش شبیه دیسولفیرام.
گزینه ب) نالتروكسون ❌ نادرست است. نالتروکسون یک آنتاگونیست اوپیوئید است که در درمان وابستگی به الکل و مواد افیونی کاربرد دارد، اما واکنش دیسولفیراممانند ایجاد نمیکند.
گزینه ج) آکامپروسیت ❌ نادرست است. آکامپروسیت با مدولاسیون سیستم گلوتامات و GABA به کاهش ولع مصرف الکل کمک میکند، اما چنین واکنشی ایجاد نمیکند.
گزینه د) مترونیدازول ✅ درست است. این دارو در مصرف همراه با الکل میتواند باعث واکنش شبیه دیسولفیرام شود.
نتیجهگیری و پاسخ نهایی
تنها دارویی که در میان گزینهها با مصرف همزمان الکل منجر به واکنش شبیه به دیسولفیرام میشود، مترونیدازول است.
پاسخ صحیح: گزینه د) مترونیدازول ✅
۳۴- برای درمان سندرم ورنیکه کورساکوف ناشی از اتانول کدام یک از درمانهای زیر مؤثرتر است؟
الف) ترکیبات آهن
ب) فولیک اسید
ج) تیامین
د) متانول
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: سندرم ورنیکه–کورساکوف (Wernicke–Korsakoff syndrome)، اتانول (Ethanol)، کمبود تیامین (Thiamine deficiency)، ویتامین B1، نوروپاتی الکلی، درمان انتخابی
توضیح بر اساس کلیدواژهها
سندرم ورنیکه–کورساکوف یکی از جدیترین عوارض سوءمصرف مزمن الکل (Ethanol) است که به دلیل کمبود تیامین (Thiamine, Vitamin B1) رخ میدهد. این سندرم دو مرحله دارد:
انسفالوپاتی ورنیکه (Wernicke’s encephalopathy): علائم حاد مانند آتاکسی، افت سطح هوشیاری، نیستاگموس و فلج حرکات چشمی.
سندرم کورساکوف (Korsakoff’s psychosis): مرحله مزمن با اختلال حافظه، کنفابیولاسیون و دمانس پایدار.
مکانیسم اصلی بروز این سندرم، اختلال در متابولیسم گلوکز و انرژی نورونی به علت کمبود تیامین است. بنابراین درمان قطعی و انتخابی، جایگزینی تیامین بهصورت تزریقی (ترجیحاً وریدی) است.
بررسی گزینهها
گزینه الف) ترکیبات آهن ❌ نادرست است. کمخونی ناشی از سوءتغذیه الکلی را بهبود میدهد اما ارتباطی با درمان سندرم ورنیکه–کورساکوف ندارد.
گزینه ب) فولیک اسید ❌ نادرست است. در بیماران الکلی معمولاً کمبود فولیک اسید وجود دارد و تجویز آن برای اصلاح آنمی مفید است، اما درمان اختصاصی ورنیکه–کورساکوف نیست.
گزینه ج) تیامین ✅ درست است. کمبود تیامین علت اصلی این سندرم است و تجویز آن (معمولاً قبل از تجویز گلوکز) درمان مؤثر محسوب میشود.
گزینه د) متانول ❌ نادرست است. متانول یک الکل سمی است و خود باعث آسیب شدید عصبی و بینایی میشود، نه درمان.
نتیجهگیری و پاسخ نهایی
تنها درمان مؤثر و اختصاصی برای سندرم ورنیکه–کورساکوف ناشی از الکل تجویز تیامین است که باید سریع و وریدی آغاز شود تا از پیشرفت به سمت دمانس جبرانناپذیر جلوگیری شود.
پاسخ صحیح: گزینه ج) تیامین ✅
۳۵- داروهای آنتی سایکوز با مهار گیرندههای دوپامین در کدام یک از مسیرهای زیر ترشح هورمون پرولاکتین را افزایش میدهند؟
الف) اینسرتوهیپوتالامیک
ب) نیگرواستریاتال
ج) مزولیمبیک – مزوکورتیکال
د) توبرو اینفوندیبولار
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه د
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: آنتیسایکوتیکها (Antipsychotics)، گیرندههای دوپامین (Dopamine receptors)، پرولاکتین (Prolactin)، مسیر توبرواینفوندیبولار (Tuberoinfundibular pathway)، هیپوفیز قدامی (Anterior pituitary)، هیپرپرولاکتینمی (Hyperprolactinemia)
توضیح بر اساس کلیدواژهها
داروهای آنتیسایکوتیک (Antipsychotics) با مهار گیرندههای دوپامین D2 در مسیرهای مختلف مغزی عمل میکنند. یکی از این مسیرها، مسیر توبرواینفوندیبولار (Tuberoinfundibular pathway) است که از هیپوتالاموس به هیپوفیز قدامی کشیده میشود.
در این مسیر، دوپامین بهطور طبیعی نقش مهارکننده ترشح پرولاکتین را دارد. وقتی داروهای آنتیسایکوتیک گیرندههای D2 را مهار میکنند، این مهار از بین میرود و در نتیجه ترشح پرولاکتین افزایش مییابد که میتواند به عوارضی مانند گالاکتوره، آمنوره و ژنیکوماستی منجر شود.
بررسی گزینهها
گزینه الف) اینسرتوهیپوتالامیک ❌ نادرست است. این مسیر بیشتر با تنظیم هیپوتالاموس و مراکز داخلی مرتبط است و نقشی در پرولاکتین ندارد.
گزینه ب) نیگرواستریاتال ❌ نادرست است. این مسیر در کنترل حرکتی نقش دارد و مهار آن باعث عوارض خارجهرمی (EPS) میشود، نه تغییر پرولاکتین.
گزینه ج) مزولیمبیک – مزوکورتیکال ❌ نادرست است. این مسیرها بیشتر در تنظیم رفتار، خلق و علائم مثبت و منفی اسکیزوفرنی نقش دارند و با پرولاکتین ارتباطی ندارند.
گزینه د) توبرو اینفوندیبولار ✅ درست است. این مسیر مستقیماً با کنترل ترشح پرولاکتین مرتبط است و مهار گیرندههای D2 در این مسیر موجب هیپرپرولاکتینمی میشود.
نتیجهگیری و پاسخ نهایی
اثر داروهای آنتیسایکوتیک بر افزایش پرولاکتین ناشی از مهار گیرندههای دوپامین در مسیر توبرواینفوندیبولار است.
پاسخ صحیح: گزینه د) توبرو اینفوندیبولار ✅
۳۶- احتمال ایجاد کاتالپسی و عارضه خارج هرمی با مصرف کدام یک از داروهای زیر بیشتر است؟
الف) ریسپریدون
ب) آریپیپرازول
ج) هالوپریدول
د) اولانزاپین
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: کاتالپسی (Catalepsy)، عوارض خارج هرمی (Extrapyramidal side effects, EPS)، آنتیسایکوتیکها (Antipsychotics)، هالوپریدول (Haloperidol)، ریسپریدون (Risperidone)، اولانزاپین (Olanzapine)، آریپیپرازول (Aripiprazole)
توضیح بر اساس کلیدواژهها
عوارض خارجهرمی (EPS) شامل لرزش، پارکینسونیسم دارویی، دیستونی، آکاتیزی و کاتالپسی هستند. این عوارض عمدتاً به علت مهار شدید گیرندههای D2 دوپامین در مسیر نیگرواستریاتال (Nigrostriatal pathway) رخ میدهند.
آنتیسایکوتیکهای نسل اول (Typical antipsychotics) بهویژه از نوع High potency مثل هالوپریدول (Haloperidol) بیشترین خطر ایجاد EPS و کاتالپسی را دارند. در مقابل، آنتیسایکوتیکهای آتیپیک (Atypical antipsychotics) مانند ریسپریدون، اولانزاپین و آریپیپرازول، به دلیل اثر بر گیرندههای سروتونین و دوپامین و تعادل در مهار گیرندهها، احتمال کمتری در ایجاد این عوارض دارند.
بررسی گزینهها
گزینه الف) ریسپریدون ❌ نادرست است. ریسپریدون یک آتیپیک است و احتمال ایجاد EPS دارد اما کمتر از هالوپریدول.
گزینه ب) آریپیپرازول ❌ نادرست است. این دارو آگونیست نسبی D2 است و عوارض خارجهرمی در آن بسیار کمتر است.
گزینه ج) هالوپریدول ✅ درست است. یک آنتیسایکوتیک نسل اول و پرقدرت است و بیشترین احتمال ایجاد کاتالپسی و EPS را دارد.
گزینه د) اولانزاپین ❌ نادرست است. این دارو نیز آتیپیک است و احتمال ایجاد EPS در آن پایینتر است.
نتیجهگیری و پاسخ نهایی
دارویی که بیشترین احتمال ایجاد کاتالپسی و عوارض خارجهرمی را دارد، هالوپریدول است.
پاسخ صحیح: گزینه ج) هالوپریدول ✅
۳۷- کدامیک از توضیحات زیر در مورد داروی لیتیوم صحیح است؟
الف) با مهار آنزیم اینوزیتول مونو فسفاتاز چرخه تولید IP3 را متوقف میکند.
ب) در غشاء سلول آنزیم فسفولیپاز C را مهار میکند.
ج) تأثیری بر مبادله گرهای سدیم در غشاء سلول ندارد.
د) میزان اینوزیتول درون سلول را افزایش میدهد.
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه الف
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: لیتیوم (Lithium)، اینوزیتول مونوفسفاتاز (Inositol monophosphatase)، مسیر IP3/DAG، فسفولیپاز C (Phospholipase C)، مبادلهگرهای سدیم (Sodium exchangers)، مانی (Mania)
توضیح بر اساس کلیدواژهها
لیتیوم (Lithium) داروی کلاسیک و مؤثر در درمان اختلال دوقطبی (Bipolar disorder) است. یکی از مهمترین مکانیسمهای آن، مهار آنزیم اینوزیتول مونوفسفاتاز (Inositol monophosphatase) در سلولهای عصبی است. این آنزیم در چرخه تولید اینوزیتول تریفسفات (IP3) و دیآسیلگلیسرول (DAG) نقش دارد. مهار این مسیر باعث کاهش سیگنالینگ وابسته به IP3 میشود که در پاتوفیزیولوژی مانی اهمیت دارد.
لیتیوم همچنین میتواند جایگزین سدیم در انتقالات غشایی شود و بر مبادلهگرهای سدیم–پتاسیم اثر بگذارد. بنابراین نمیتوان گفت که بیتأثیر است. برعکس، اثرات آن بر الکترولیتها و جریانهای یونی بخشی از عوارض جانبی (مانند ترمور و دیورز) را توضیح میدهد.
همچنین لیتیوم باعث کاهش سطح داخل سلولی اینوزیتول میشود، نه افزایش آن.
بررسی گزینهها
گزینه الف) با مهار آنزیم اینوزیتول مونو فسفاتاز چرخه تولید IP3 را متوقف میکند ✅ درست است. این مکانیسم اصلی و شناختهشده لیتیوم است.
گزینه ب) در غشاء سلول آنزیم فسفولیپاز C را مهار میکند ❌ نادرست است. لیتیوم مستقیماً فسفولیپاز C را مهار نمیکند، بلکه در سطح پایینتر چرخه، آنزیم اینوزیتول مونوفسفاتاز را مهار میکند.
گزینه ج) تأثیری بر مبادله گرهای سدیم در غشاء سلول ندارد ❌ نادرست است. لیتیوم به دلیل شباهت یونی با سدیم بر انتقالات غشایی سدیم اثر میگذارد.
گزینه د) میزان اینوزیتول درون سلول را افزایش میدهد ❌ نادرست است. لیتیوم میزان اینوزیتول را کاهش میدهد.
نتیجهگیری و پاسخ نهایی
مکانیسم صحیح و مهم لیتیوم در درمان اختلال دوقطبی، مهار آنزیم اینوزیتول مونوفسفاتاز و توقف چرخه تولید IP3 است.
پاسخ صحیح: گزینه الف ✅
۳۸- Polydipsia و polyuria از عوارض شایع و برگشتپذیر کدام یک از داروهای ضد مانیای زیر است؟
الف) لاموتریژین
ب) ليتيم
ج) سدیم والپروات
د) کاربامازپین
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب
توضیح بر اساس کلیدواژهها
Polydipsia (پرنوشی) و Polyuria (پرادراری) از عوارض شایع لیتیم (Lithium) هستند. لیتیم در کلیه باعث مهار بازجذب آب در توبول جمعکننده از طریق کاهش حساسیت گیرندههای V2 به وازوپرسین (ADH) میشود و در نتیجه میتواند نوعی دیابت بیمزه نفروژنیک (Nephrogenic Diabetes Insipidus) ایجاد کند. این حالت معمولاً برگشتپذیر است و با قطع دارو یا تنظیم دوز بهبود مییابد.
بررسی گزینهها
الف) لاموتریژین (Lamotrigine): عارضه اصلی آن بثورات پوستی (از جمله سندرم استیونز-جانسون) است، نه پلیدیپسی و پلیاوری.
ب) لیتیم (Lithium): شایعاً باعث پلیدیپسی و پلیاوری به دلیل اثر بر کلیه میشود. ✅
ج) سدیم والپروات (Sodium Valproate): بیشتر عوارض کبدی (هپاتوتوکسیسیتی) و پانکراتیت دارد.
د) کاربامازپین (Carbamazepine): ممکن است هیپوناترمی از طریق SIADH ایجاد کند، اما معمولاً پلیدیپسی و پلیاوری از آن دیده نمیشود.
نتیجهگیری
پاسخ صحیح: ب) لیتیم ✅
۳۹- کدام داروی زیر با اثر آگونیستی بر روی گیرندههای GABAA اثرات خود را اعمال میکند؟
الف) راملتئون
ب) نالتروكسون
ج) اتانل
د) بوسپیرون
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج
توضیح بر اساس کلیدواژهها
GABAA receptor یک گیرنده یونوتروپیک است که کانال کلر را کنترل میکند. الکل (اتانول, Ethanol) با اثر آگونیستی (agonistic effect) بر روی این گیرنده موجب افزایش ورود یون کلر به سلول، مهار نورونی و در نهایت اثرات سداتیو، آنکسیولیتیک و دپرسانت میشود.
بررسی گزینهها
الف) راملتئون (Ramelteon): آگونیست گیرندههای ملاتونین MT1 و MT2 است و اثری بر GABAA ندارد.
ب) نالتروکسون (Naltrexone): آنتاگونیست گیرندههای اوپیوئیدی μ است و برای درمان اعتیاد به الکل و مواد افیونی استفاده میشود، نه اثر بر GABAA.
ج) اتانول (Ethanol): با تحریک گیرنده GABAA و مهار سیستم عصبی مرکزی اثرات خود را اعمال میکند. ✅
د) بوسپیرون (Buspirone): آگونیست نسبی گیرنده 5-HT1A است و برای درمان اضطراب استفاده میشود، ربطی به GABAA ندارد.
نتیجهگیری
پاسخ صحیح: ج) اتانول ✅
۴۰- در مورد اثرات درمانی داروی کاربامازپین همه موارد زیر درست میباشد، بجز:
الف) متابولیتهای غیرفعال دارد.
ب) یک پایدار کننده خلق است.
ج) مسدود کننده کانال سدیمی است.
د) در درمان تشنجهای تونیک – کلونیک بسیار مؤثر است.
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه الف
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: کاربامازپین (Carbamazepine)، پایدار کننده خلق (Mood stabilizer)، کانال سدیمی (Sodium channel blocker)، تشنج تونیک–کلونیک (Tonic–clonic seizures)، متابولیتهای غیرفعال (Inactive metabolites)
توضیح بر اساس کلیدواژهها
کاربامازپین (Carbamazepine) یک داروی ضدصرع و پایدارکننده خلق (Mood stabilizer) است که بهطور اصلی از طریق مهار کانالهای سدیمی وابسته به ولتاژ (Voltage-gated sodium channels) عمل میکند و تکرار تخلیههای نورونی غیرطبیعی را کاهش میدهد.
این دارو برای تشنجهای جزئی (Partial seizures) و تشخیص صرع میوکلونیک و تونیک–کلونیک ثانویه مؤثر است، اما برای تشخیص تشنجهای تونیک–کلونیک اولیه (Primary generalized tonic–clonic seizures) نسبتاً کمتر کاربرد دارد و داروهای دیگر مانند فنیتوئین و والپروات معمولاً ارجح هستند.
متابولیت اصلی کاربامازپین یعنی کاربامازپین 10,11-اپوکساید، فعال است و نه غیرفعال. بنابراین گزینه مرتبط با متابولیتهای غیرفعال نادرست است.
بررسی گزینهها
الف) متابولیتهای غیرفعال دارد ❌ نادرست است. متابولیت اصلی کاربامازپین فعال است و اثر درمانی دارد.
ب) یک پایدار کننده خلق است ✅ درست است. کاربامازپین در درمان اختلال دوقطبی (Bipolar disorder) مؤثر است.
ج) مسدود کننده کانال سدیمی است ✅ درست است. این مکانیسم اصلی اثر ضدصرع و تثبیت خلق دارو است.
د) در درمان تشنجهای تونیک–کلونیک بسیار مؤثر است ✅ درست است. هرچند برای برخی انواع تشنجها، اثربخشی نسبی متفاوت است، اما این دارو معمولاً برای تشنجهای جزئی و تونیک–کلونیک ثانویه مؤثر است.
نتیجهگیری و پاسخ نهایی
نادرستترین مورد در اثرات درمانی کاربامازپین، ادعای وجود متابولیتهای غیرفعال است، زیرا متابولیت اصلی فعال و درمانی میباشد.
پاسخ صحیح: گزینه الف) متابولیتهای غیرفعال دارد ❌
۴۱- کدام داروی زیر از دسته داروهای SNRI (مهارکنندههای بازجذب سروتونین – نوراپینفرین) است؟
الف) فلوكستين
ب) ونلافاکسين
ج) سیتالوپرام
د) بوپروپیون
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: SNRI (Serotonin–Norepinephrine Reuptake Inhibitors)، بازجذب سروتونین و نوراپینفرین (Serotonin and Norepinephrine reuptake)、ونلافاکسین (Venlafaxine)、فلوکستین (Fluoxetine)、سیتالوپرام (Citalopram)、بوپروپیون (Bupropion)
توضیح بر اساس کلیدواژهها
داروهای SNRI با مهار همزمان بازجذب سروتونین و نوراپینفرین در سیناپسهای مغزی عمل میکنند و باعث افزایش سطح این دو نوروترانسمیتر میشوند. این دسته از داروها برای درمان اختلالات افسردگی، اضطراب و برخی اختلالات درد مزمن کاربرد دارند.
ونلافاکسین (Venlafaxine) یکی از شناختهشدهترین داروهای SNRI است که اثرات درمانی خود را از طریق افزایش همزمان سروتونین و نوراپینفرین اعمال میکند.
در مقابل:
فلوکستین (Fluoxetine) و سیتالوپرام (Citalopram) از دسته SSRI (Selective Serotonin Reuptake Inhibitors) هستند و بیشتر بر سروتونین اثر میگذارند.
بوپروپیون (Bupropion) آگونیست یا مهارکننده بازجذب سروتونین ندارد و اثر اصلی آن بر دوپامین و نوراپینفرین است، بنابراین در دسته SNRI قرار نمیگیرد.
بررسی گزینهها
الف) فلوکستین ❌ نادرست است. SSRI و فقط سروتونین را مهار میکند.
ب) ونلافاکسین ✅ درست است. SNRI و همزمان سروتونین و نوراپینفرین را مهار میکند.
ج) سیتالوپرام ❌ نادرست است. SSRI است و بر نوراپینفرین اثر ندارد.
د) بوپروپیون ❌ نادرست است. اثر بر دوپامین و نوراپینفرین دارد اما سروتونین را مهار نمیکند و SNRI محسوب نمیشود.
نتیجهگیری
داروی ونلافاکسین بهطور مشخص از دسته SNRI است و اثرات درمانی خود را از طریق مهار بازجذب همزمان سروتونین و نوراپینفرین اعمال میکند.
پاسخ صحیح: گزینه ب) ونلافاکسین ✅
۴۲- کدامیک از موارد زیر ویژگیهای لوودوپا را توصیف میکند؟
الف) بیش از ۳۰ درصد لوودوپای تجویز شده بدون تغییر وارد مغز شده و نیمه عمر پلاسمایی بالایی دارد.
ب) نوسان در پاسخ بالینی به لوودوپا با افزایش طول درمان کمتر میشود.
ج) عموما در ترکیب با کاربی دوپا مورد استفاده درمانی قرار میگیرد.
د) کاهش بروز دیس کینزی در ۸۰ درصد بیماران طی درمان با لوودوپا مشاهده میشود.
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: لوودوپا (Levodopa)، کاربیدوپا (Carbidopa)، پارکینسون (Parkinson’s disease)، دیسکینزی (Dyskinesia)، نیمهعمر پلاسمایی (Plasma half-life)، نوسان بالینی (Clinical fluctuations)
توضیح بر اساس کلیدواژهها
لوودوپا (Levodopa) پیشماده دوپامین است که در درمان بیماری پارکینسون برای جایگزینی کاهش دوپامین مغزی استفاده میشود. چون لوودوپا به تنهایی بخش زیادی از طریق متابولیسم محیطی تخریب میشود، معمولاً همراه با کاربیدوپا (Carbidopa) تجویز میگردد تا مهار آنزیم DOPA دکاربوکسیلاز محیطی و افزایش انتقال لوودوپا به مغز فراهم شود.
با ادامه درمان، بسیاری از بیماران دچار نوسانات بالینی (Clinical fluctuations) و دیسکینزی (Dyskinesia) میشوند که به افزایش طول درمان مرتبط است و قابل پیشگیری کامل نیست.
بررسی گزینهها
الف) بیش از ۳۰ درصد لوودوپای تجویز شده بدون تغییر وارد مغز شده و نیمه عمر پلاسمایی بالایی دارد ❌ نادرست است. بخش زیادی از لوودوپا در محیط توسط آنزیمها متابولیزه میشود و نیمه عمر پلاسمایی آن کوتاه است.
ب) نوسان در پاسخ بالینی به لوودوپا با افزایش طول درمان کمتر میشود ❌ نادرست است. بالعکس، با طولانیتر شدن درمان، نوسانات بالینی و دیسکینزی افزایش مییابد.
ج) عموماً در ترکیب با کاربیدوپا مورد استفاده درمانی قرار میگیرد ✅ درست است. این ترکیب باعث کاهش متابولیسم محیطی لوودوپا و افزایش اثرات درمانی در مغز میشود.
د) کاهش بروز دیسکینزی در ۸۰ درصد بیماران طی درمان با لوودوپا مشاهده میشود ❌ نادرست است. دیسکینزی یک عارضه شایع طولانیمدت لوودوپا است و غالباً افزایش مییابد.
نتیجهگیری
ویژگی صحیح لوودوپا در درمان پارکینسون، استفاده معمول آن در ترکیب با کاربیدوپا است.
پاسخ صحیح: گزینه ج) عموماً در ترکیب با کاربیدوپا مورد استفاده درمانی قرار میگیرد ✅
۴۳- کدام گزینه در ارتباط با اثرات لیتیوم صحیح میباشد؟
الف) عوارض جانبی آن شامل لرزش، ادم، اختلال عملکرد تیرویید است.
ب) باعث افزایش فعالیت آنزيم 3 glycogen synthese kinase میشود.
ج) جزء دسته داروهای آنتی سایکوتیک تیپیک میباشد.
د) دارای اثرات خواب آوری بسیار بالایی است.
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه الف
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: لیتیوم (Lithium)، عوارض جانبی (Side effects)، لرزش (Tremor)، ادم (Edema)، اختلال عملکرد تیروئید (Thyroid dysfunction)، GSK-3 (Glycogen synthase kinase-3)، آنتیسایکوتیک تیپیک (Typical antipsychotic)، اثر خوابآوری (Sedative effect)
توضیح بر اساس کلیدواژهها
لیتیوم (Lithium) یک پایدارکننده خلق (Mood stabilizer) است که در درمان اختلال دوقطبی (Bipolar disorder) کاربرد دارد. این دارو اثرات خود را از طریق مهار آنزیم GSK-3β و تاثیر بر مسیرهای سیگنالینگ سلولی اعمال میکند و جزء دسته آنتیسایکوتیکها یا داروهای خوابآور نیست.
عوارض جانبی شایع لیتیوم شامل:
لرزش (Tremor)
ادم (Edema)
اختلال عملکرد تیروئید (Hypothyroidism)
افزایش ادرار و تشنگی (Polyuria/Polydipsia)
این اثرات معمولاً قابل مدیریت و برگشتپذیر هستند.
بررسی گزینهها
الف) عوارض جانبی آن شامل لرزش، ادم، اختلال عملکرد تیرویید است ✅ درست است. این موارد شایعترین عوارض بالینی لیتیوم هستند.
ب) باعث افزایش فعالیت آنزیم GSK-3 میشود ❌ نادرست است. لیتیوم GSK-3 را مهار میکند، نه افزایش میدهد، و این مهار بخشی از اثرات پایدارکننده خلق آن است.
ج) جزء دسته داروهای آنتیسایکوتیک تیپیک میباشد ❌ نادرست است. لیتیوم داروی پایدارکننده خلق است و با آنتیسایکوتیکهای تیپیک متفاوت است.
د) دارای اثرات خوابآوری بسیار بالایی است ❌ نادرست است. اثر خوابآوری لیتیوم کم است و معمولاً برای درمان اختلال خواب تجویز نمیشود.
نتیجهگیری
گزینه صحیح، شامل عوارض جانبی شایع و بالینی لیتیوم است.
پاسخ صحیح: گزینه الف) عوارض جانبی آن شامل لرزش، ادم، اختلال عملکرد تیرویید است ✅
۴۴- کدامیک از داروهای زیر جزء دسته مهارکنندههای COMT میباشند؟
الف) راساژیلين
ب) سلژیلین
ج) هالوپریدول
د) انتاکاپون
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه د
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: مهارکنندههای COMT (Catechol-O-methyltransferase inhibitors)، انتاکاپون (Entacapone)، پارکینسون (Parkinson’s disease)، لوودوپا (Levodopa)، راساژیلین (Rasagiline)، سلژیلین (Selegiline)، هالوپریدول (Haloperidol)
توضیح بر اساس کلیدواژهها
مهارکنندههای COMT (COMT inhibitors) داروهایی هستند که آنزیم Catechol-O-methyltransferase را مهار میکنند. این آنزیم مسئول متابولیسم محیطی لوودوپا است و مهار آن باعث افزایش غلظت و اثرات لوودوپا در مغز میشود. این داروها معمولاً در ترکیب با لوودوپا برای بهبود کنترل حرکتی در بیماران پارکینسون استفاده میشوند.
انتاکاپون (Entacapone) یکی از شناختهشدهترین مهارکنندههای COMT است که اثر درمانی خود را از طریق افزایش نیمهعمر و غلظت لوودوپا در پلاسمای خون اعمال میکند.
در مقابل:
راساژیلین (Rasagiline) و سلژیلین (Selegiline) مهارکنندههای MAO-B هستند و مستقیماً COMT را مهار نمیکنند.
هالوپریدول (Haloperidol) یک آنتیسایکوتیک تیپیک است و با COMT ارتباطی ندارد.
بررسی گزینهها
الف) راساژیلین ❌ نادرست است. MAO-B inhibitor است.
ب) سلژیلین ❌ نادرست است. MAO-B inhibitor است.
ج) هالوپریدول ❌ نادرست است. آنتیسایکوتیک است و اثر COMT ندارد.
د) انتاکاپون ✅ درست است. COMT inhibitor است و معمولاً همراه لوودوپا برای پارکینسون تجویز میشود.
نتیجهگیری
داروی انتاکاپون از دسته مهارکنندههای COMT است و اثر درمانی خود را با افزایش غلظت لوودوپا در مغز اعمال میکند.
پاسخ صحیح: گزینه د) انتاکاپون ✅
۴۵- کدامیک از موارد زیر جزء اندیکاسیونهای مصرف داروهای آنتی سایکوتیک نیست؟
الف) كاتاتونيا
ب) اختلالات اسکیزوافکتیو
ج) سندروم آسپرگر
د) اختلال دو قطبی
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: آنتیسایکوتیکها (Antipsychotics)، اندیکاسیون (Indication)، کاتاتونیا (Catatonia)، اختلال اسکیزوافکتیو (Schizoaffective disorder)、اختلال دو قطبی (Bipolar disorder)、سندروم آسپرگر (Asperger syndrome)
توضیح بر اساس کلیدواژهها
داروهای آنتیسایکوتیک (Antipsychotics) برای درمان اختلالات روانی با ویژگیهای روانپریشی استفاده میشوند. از جمله کاربردهای شناختهشده آنها:
اختلالات اسکیزوافکتیو (Schizoaffective disorder)
اختلال دو قطبی (Bipolar disorder) برای کنترل مانیا و روانپریشی
کاتاتونیا (Catatonia) در برخی شرایط میتواند به کمک آنتیسایکوتیکها یا بنزودیازپینها درمان شود.
در مقابل، سندروم آسپرگر (Asperger syndrome) که جزو طیف اختلالات طیف اوتیسم (Autism Spectrum Disorder) است، هیچ جایگاه درمانی مشخصی با داروهای آنتیسایکوتیک ندارد مگر برای کنترل علائم رفتاری خاص که عمدتاً به شکل off-label است و نه اندیکاسیون اصلی.
بررسی گزینهها
الف) کاتاتونیا ❌ نادرست نیست. آنتیسایکوتیکها یا بنزودیازپینها در برخی موارد کاتاتونیا کاربرد دارند.
ب) اختلالات اسکیزوافکتیو ❌ نادرست نیست. یکی از اندیکاسیونهای اصلی آنتیسایکوتیکها است.
ج) سندروم آسپرگر ✅ درست است. اندیکاسیون رسمی داروهای آنتیسایکوتیک نیست.
د) اختلال دو قطبی ❌ نادرست نیست. پایدارکننده خلق و آنتیسایکوتیکها در مانیا و اختلال دو قطبی کاربرد دارند.
نتیجهگیری
سندروم آسپرگر جزء اندیکاسیونهای رسمی داروهای آنتیسایکوتیک نیست و مصرف آنها در این سندروم معمولاً برای کنترل علائم خاص و غیررسمی است.
پاسخ صحیح: گزینه ج) سندروم آسپرگر ✅
۴۶- کدامیک از داروهای ضد افسردگی زیر برای درمان ترک سیگار مورد تأیید قرار گرفته است؟
الف) فلوکستین
ب) آمی ترپتیلین
ج) بوپروپیون
د) ترازودون
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: ضدافسردگی (Antidepressants)، ترک سیگار (Smoking cessation)، بوپروپیون (Bupropion)、فلوکستین (Fluoxetine)、آمیتریپتیلین (Amitriptyline)、ترازودون (Trazodone)
توضیح بر اساس کلیدواژهها
بوپروپیون (Bupropion) یک داروی ضدافسردگی از دسته NDRI (Norepinephrine–Dopamine Reuptake Inhibitor) است که علاوه بر اثر ضدافسردگی، برای کمک به ترک سیگار (Smoking cessation) نیز مورد تأیید FDA قرار گرفته است. این دارو با افزایش سطح دوپامین و نوراپینفرین در مغز به کاهش میل شدید به نیکوتین و علائم ترک کمک میکند.
در مقابل:
فلوکستین (Fluoxetine): SSRI است و برای ترک سیگار تأیید نشده است.
آمیتریپتیلین (Amitriptyline): TCA است و اندیکاسیون ترک سیگار ندارد.
ترازودون (Trazodone): برای درمان افسردگی و اختلالات خواب استفاده میشود و در ترک سیگار تأیید نشده است.
بررسی گزینهها
الف) فلوکستین ❌ نادرست است. SSRI و برای ترک سیگار مورد تأیید نیست.
ب) آمیتریپتیلین ❌ نادرست است. TCA و اندیکاسیون ترک سیگار ندارد.
ج) بوپروپیون ✅ درست است. NDRI و برای ترک سیگار تأیید شده است.
د) ترازودون ❌ نادرست است. اثر روی خواب و افسردگی دارد اما اندیکاسیون ترک سیگار ندارد.
نتیجهگیری
داروی بوپروپیون به طور خاص برای کمک به ترک سیگار مورد تأیید است و اثرات آن با افزایش دوپامین و نوراپینفرین در مسیرهای پاداش مغزی توضیح داده میشود.
پاسخ صحیح: گزینه ج) بوپروپیون ✅
۴۷- هیپرآلژزیا طی مصرف کدامیک از ضد دردهای اوپیوئیدی زیر دیده نمیشود؟
الف) مورفين
ب) فستقيل
ج) رمی فنتانيل
د) فنیل پریدین
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه د
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: هیپرآلژزیا (Hyperalgesia)، ضد درد اوپیوئیدی (Opioid analgesics)، مورفین (Morphine)، فنتانیل (Fentanyl/Remifentanil)، فستقیل (Fentanyl analog/Fast-acting opioid)、فنیلپریدین (Phenylpiperidine derivatives)
توضیح بر اساس کلیدواژهها
هیپرآلژزیا ناشی از اوپیوئید (Opioid-induced hyperalgesia, OIH) حالتی است که مصرف طولانیمدت یا دوز بالا اوپیوئید موجب افزایش حساسیت به درد میشود. این پدیده معمولاً در اوپیوئیدهای μ-آگونیست قوی و داروهای کوتاه اثر با دوز بالا مشاهده میشود.
فنیلپریدین (Phenylpiperidine derivatives)، مانند متیلفنیدیت و پریمودون، اغلب با اثرات هیپرآلژزیا کمتر شناخته میشوند و در بسیاری از منابع، OIH با مصرف آنها کمتر گزارش شده است.
در مقابل:
مورفین (Morphine)، فستقیل (Fentanyl) و رمیفنتانیل (Remifentanil) بهویژه در دوزهای بالا، اغلب با هیپرآلژزیا همراه هستند. این اثر میتواند به علت فعال شدن مسیرهای NMDA و نوروپلاستیسیتی نخاعی باشد.
بررسی گزینهها
الف) مورفین ❌ نادرست است. هیپرآلژزیا میتواند در مصرف مورفین ایجاد شود.
ب) فستقیل ❌ نادرست است. داروی کوتاه اثر فنتانیل که میتواند هیپرآلژزیا ایجاد کند.
ج) رمی فنتانیل ❌ نادرست است. مصرف داخل وریدی با دوز بالا باعث OIH میشود.
د) فنیلپریدین ✅ درست است. نسبت به سایر اوپیوئیدها، هیپرآلژزیا با آن کمتر گزارش شده است.
نتیجهگیری
داروی فنیلپریدین در بین اوپیوئیدهای ذکرشده کمترین شیوع هیپرآلژزیا را دارد و میتواند گزینهای با ریسک کمتر OIH باشد.
پاسخ صحیح: گزینه د) فنیلپریدین ✅
۴۸- در بیمار مبتلا به OCD که از کلومیپرامین استفاده میکند، احتمال بروز کدام عارضه زیر بیشتر است؟
الف) افزایش فشار خون
ب) اسهال
ج) خارش
د) خشکی دهان
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه د
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: OCD (Obsessive–Compulsive Disorder)، کلومیپرامین (Clomipramine)، TCA (Tricyclic antidepressant)، عوارض آنتیکولینرژیک (Anticholinergic side effects)، خشکی دهان (Dry mouth)
توضیح بر اساس کلیدواژهها
کلومیپرامین (Clomipramine) یک ضدافسردگی سهحلقهای (TCA) است که بهطور خاص برای درمان اختلال وسواس فکری – عملی (OCD) مورد استفاده قرار میگیرد. این دارو علاوه بر مهار بازجذب سروتونین، اثرات آنتیکولینرژیک (Anticholinergic effects) دارد.
از عوارض شایع آنتیکولینرژیک:
خشکی دهان (Dry mouth)
یبوست (Constipation)
تاری دید (Blurred vision)
احتباس ادرار (Urinary retention)
این عوارض بسیار شایعتر از علائم گوارشی خفیف یا اختلالات فشار خون هستند.
بررسی گزینهها
الف) افزایش فشار خون ❌ نادرست است. TCA معمولاً میتواند باعث افت فشار خون ارتواستاتیک شود نه افزایش فشار خون.
ب) اسهال ❌ نادرست است. اسهال با TCA شایع نیست، ممکن است یبوست ایجاد کند.
ج) خارش ❌ نادرست است. خارش بهندرت و بهصورت واکنش آلرژیک دیده میشود، نه اثر اصلی دارو.
د) خشکی دهان ✅ درست است. از شایعترین عوارض آنتیکولینرژیک کلومیپرامین میباشد.
نتیجهگیری
در بیمار مبتلا به OCD که از کلومیپرامین استفاده میکند، خشکی دهان شایعترین عارضه بالینی است و ناشی از اثرات آنتیکولینرژیک دارو است.
پاسخ صحیح: گزینه د) خشکی دهان ✅
۴۹- کدامیک از داروهای ضد افسردگی زیر در دسته D تراتوژن طبقه بندی میشود و با نقصهای دیواره قلبی پس از تولد ارتباط دارد؟
الف) فلوکستین
ب) پاروکستین
ج) ونلافاكسین
د) دولوکستین
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: ضدافسردگی (Antidepressants)، تراتوژن (Teratogen)، دسته D (Pregnancy category D)、پاروکستین (Paroxetine)、نقص دیواره قلبی (Cardiac malformations)、SSRI (Selective Serotonin Reuptake Inhibitor)
توضیح بر اساس کلیدواژهها
پاروکستین (Paroxetine) یکی از SSRIها است که در طول بارداری با افزایش خطر نقصهای مادرزادی قلبی در نوزادان مرتبط شناخته شده است. به همین دلیل، سازمانهای دارویی مانند FDA آن را در رده D تراتوژنیک (Pregnancy category D) قرار دادهاند، به این معنی که شواهد انسانی مبنی بر خطر وجود دارد اما منافع بالقوه ممکن است در برخی شرایط استفاده را توجیه کند.
سایر SSRIها مانند فلوکستین، ونلافاکسین و دولوکستین به طور کلی در دستههای C یا B قرار میگیرند و خطر نقصهای قلبی با آنها کمتر گزارش شده است.
بررسی گزینهها
الف) فلوکستین ❌ نادرست است. خطر نقص قلبی شناخته شده نیست و در دسته D قرار ندارد.
ب) پاروکستین ✅ درست است. دسته D و با افزایش خطر نقص دیواره قلبی مرتبط است.
ج) ونلافاکسین ❌ نادرست است. SNRI و خطر قلبی گزارش شده محدود است.
د) دولوکستین ❌ نادرست است. SNRI و خطر قلبی بالا ندارد و دسته D نیست.
نتیجهگیری
پاروکستین جزء دسته D تراتوژنیک است و مصرف آن در بارداری، بهویژه در سهماهه اول، با نقصهای دیواره قلبی نوزاد مرتبط است.
پاسخ صحیح: گزینه ب) پاروکستین ✅
۵۰- خانمی وقتی شست و شو انجام میدهد، مدام دچار تردید میشود که آیا به اندازه کافی شسته است یا خیر و چندین بار این کار را تکرار میکند تا از فشار افکار مزاحم و اضطراب آور در مورد آلودگی رها شود. کدامیک از داروهای زیر در درمان او کاربرد دارد؟
الف) آمیتریپتیلین
ب) نورتریپتیلین
ج) کلومیپرامین
د) ایمیپرامین
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: OCD (Obsessive–Compulsive Disorder)، افکار وسواسی (Obsessive thoughts)، رفتارهای اجباری (Compulsive behaviors)、کلومیپرامین (Clomipramine)、TCA (Tricyclic antidepressant)、درمان دارویی (Pharmacotherapy)
توضیح بر اساس کلیدواژهها
اختلال وسواس فکری – عملی (OCD) با افکار مزاحم و اضطرابآور (Obsessions) و رفتارهای اجباری (Compulsions) مشخص میشود. هدف درمان کاهش شدت افکار وسواسی و رفتارهای تکراری است.
کلومیپرامین (Clomipramine)، یک ضدافسردگی سهحلقهای (TCA)، خاصیت مهار بازجذب سروتونین (Serotonin reuptake inhibitor) دارد و اولین داروی تأیید شده برای درمان OCD محسوب میشود. مطالعات نشان دادهاند که کلومیپرامین به طور مؤثر افکار وسواسی و رفتارهای اجباری را کاهش میدهد.
سایر TCAها مانند آمیتریپتیلین، نورتریپتیلین و ایمیپرامین بیشتر برای افسردگی و اضطراب عمومی کاربرد دارند و تأثیر مشخص و مؤثری بر OCD ندارند.
بررسی گزینهها
الف) آمیتریپتیلین ❌ نادرست است. اثر قابل توجهی بر افکار وسواسی ندارد.
ب) نورتریپتیلین ❌ نادرست است. برای OCD تأیید نشده و بیشتر روی افسردگی عمل میکند.
ج) کلومیپرامین ✅ درست است. TCA با مهار سروتونین و اثر درمانی اثبات شده در OCD است.
د) ایمیپرامین ❌ نادرست است. برای افسردگی و اضطراب استفاده میشود، اثر مشخص بر OCD ندارد.
نتیجهگیری
برای درمان OCD با وسواس شستوشو و رفتارهای اجباری، داروی کلومیپرامین انتخاب مناسبی است و باعث کاهش افکار وسواسی و تکرار رفتارها میشود.
پاسخ صحیح: گزینه ج) کلومیپرامین ✅
برای مشاهده «بخشی از کتاب الکترونیکی نوروفارماکولوژی» کلیک کنید.
📘 پرسشهای چند گزینهای علوم اعصاب شامل تمامی مباحث نوروفارماکولوژی
- ناشر: موسسه آموزشی تألیفی ارشدان
- تعداد صفحات: ۸۰ صفحه
- شامل: تمامی سوالات دکتری علوم اعصاب از سال ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۰
- مباحث: بهطور کامل مربوط به نوروفارماکولوژی
- پاسخها: همراه با پاسخ کلیدی
🚀 با ما همراه شوید!
تازهترین مطالب و آموزشهای مغز و اعصاب را از دست ندهید. با فالو کردن کانال تلگرام، از ما حمایت کنید!

عالی✅
استاد گرامی جناب آقای دکتر داریوش طاهری
با سلام
دلسوزی، تلاش و کوشش حضرتعالی در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند در کنار برقراری رابطه صمیمی و دوستانه با دانشجویان و ایجاد فضائی دلنشین برای کسب علم و دانش و درک شرایط دانشجویان حقیقتاً قابل ستایش است. اینجانب بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات و خدمات ارزشمند شما استاد گرانقدر تقدیر و تشکر نمایم.
.
.
از خداوند متعال برایتان سلامتی، موفقیت و همواره یاد دادن را مسئلت دارم
بسیار جالب..
فوق العاده