تبادلات گازی؛ ساز و کار دستگاه تنفس در انسان؛ زیستشناسی

دعای مطالعه [ نمایش ]
بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ
خدایا مرا بیرون آور از تاریکىهاى وهم،
وَ اَکْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ
و به نور فهم گرامى ام بدار،
اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَیْنا اَبْوابَ رَحْمَتِکَ
خدایا درهاى رحمتت را به روى ما بگشا،
وَانْشُرْ عَلَیْنا خَزائِنَ عُلُومِکَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
و خزانههاى علومت را بر ما باز کن به امید رحمتت اى مهربانترین مهربانان.
عدالت آموزشی، بستر رشد و پیشرفت حقیقی
عدالت آموزشی نه صرفاً یک شعار اجتماعی، بلکه شالودهای است که بر آن، بنای رشد فردی و پیشرفت جمعی استوار میشود. هنگامی که فرصتهای یادگیری بهطور برابر در اختیار همگان قرار گیرد، استعدادهای نهفته در هر گوشهای از جامعه مجال شکوفایی مییابند. عدالت آموزشی یعنی شکستن دیوارهای تبعیض و فراهم آوردن دسترسی برابر به منابع دانایی، تا هیچ کودکی در حاشیه نماند و هیچ استعدادی در خاموشی فراموش نشود.
رشد حقیقی جامعه، زمانی معنا مییابد که آموزش، امتیاز گروهی خاص نباشد؛ بلکه میراث مشترکی باشد برای تمام فرزندان این سرزمین. عدالت آموزشی پلی است که فاصلهی میان فقر و توانگری، مرکز و حاشیه، و امروز و فردا را کوتاه میکند. جامعهای که به این اصل پایبند باشد، در واقع سرمایهگذاری بر بزرگترین ثروت خویش ــ یعنی سرمایه انسانی ــ کرده است.
پیشرفت پایدار، ثمرهی عدالت در آموزش است. در غیاب عدالت آموزشی، شکافهای اجتماعی عمیقتر شده و چرخهی نابرابری بازتولید میشود. اما هنگامی که هر فرد، فارغ از طبقه، جنسیت، قومیت یا موقعیت جغرافیایی، امکان دستیابی به آموزش باکیفیت را داشته باشد، مسیر تعالی فردی و شکوفایی ملی هموار میشود.
عدالت آموزشی چراغی است که راه آینده را روشن میسازد؛ چراغی که نهتنها به رشد علمی و اقتصادی میانجامد، بلکه روح جامعه را به ارزشهایی چون همبستگی، برابری و کرامت انسانی پیوند میزند. در سایهی چنین عدالتی است که «رشد» به معنای بالندگی فردی و «پیشرفت» به معنای تعالی جمعی، همزمان و هماهنگ تحقق مییابند.
امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند نهادهایی هستیم که این آرمان را به عمل بدل کنند. آیندهنگاران مغز با مدیریت داریوش طاهری گامی استوار در این مسیر نهاده است؛ مسیری که در آن عدالت آموزشی نه یک رؤیا، بلکه یک واقعیت تحققیافته خواهد بود.
آیندهنگاران مغز:
«عدالت آموزشی، بیداری اندیشهها، شکوفایی فردا»
کتاب الکترونیکی پرسشهای دو گزینهای
پرسشهای دو گزینهای و خط به خط گفتارهای زیستشناسی چیست و گسترهٔ حیات؛ برای دانلود اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده «کتاب الکترونیکی» کلیک کنید.
کتاب الکترونیکی تعمیق و تثبیت یادگیری زیستشناسی
پرسشهای جاهای خالی و خط به خط گفتار زیستشناسی چیست؛ برای دانلود اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده «کتاب الکترونیکی» کلیک کنید.
ویرایش بر اساس کتاب چاپ ۱۴۰۲

تبادلات گازی
نفس کشیدن، یکی از ویژگیهای آشکار در بسیاری از جانوران است. اما آیا در همهٔ جانوران به یک شکل انجام میشود؟ هدف از آن چیست؟
در ذهن بسیاری از ما، نفس کشیدن به معنای زنده بودن است. برای تشخیص اینکه آیا فردی زنده است یا نه، غالباً نگاه میکنیم که آیا نفس میکشد یا خیر. به نظر میرسد این فرایند، کاری حیاتی را برای ما انجام میدهد. اما این کار حیاتی چیست؟
هوای آلوده به کدام بخش دستگاه تنفسی آسیب میرساند؟ افرادی که به دخانیات روی میآورند، چگونه به بدن خود آسیب میرسانند؟ اینها فقط بخشی از پرسشهایی است که پاسخ آنها را با مطالعهٔ این فصل به دست خواهیم آورد.
گفتار ۱ ساز و کار دستگاه تنفس در انسان
چرا نفس میکشیم؟
ارسطو، معتقد بود که نفس کشیدن باعث خنک شدن قلب میشود. او نمیدانست که هوا خود مخلوطی از چند نوع گاز است. بنابراین هوای دمی و بازدمی را از نظر ترکیب شیمیایی یکسان میدانست. اما آیا واقعاً چنین است؟
مقایسهٔ هوای دمی و بازدمی نشان میدهد که این دو هوا با هم متفاوتاند. هوای دمی، اکسیژن بیشتری دارد اما در هوای بازدمی، کربندیاکسید نسبت به هوای دمی بیشتر است. بنابراین، اهمیت فرایند تنفس از آنچه که ارسطو میپنداشت فراتر است. درک این اهمیت، زمانی ممکن شد که آدمی توانست ارتباط دستگاه تنفس و دستگاه گردش خون را بیابد.
دستگاه گردش خون، خون را از اندامهای بدن جمعآوری میکند و به سوی ششها میآورد. این خون که به خون تیره معروف است اکسیژن کمتر و کربندیاکسید بیشتری نسبت به خونی دارد که از ششها خارج میشود. خون تیره در ششها، کربندیاکسید را از دست میدهد و از هوا اکسیژن میگیرد و به خون روشن تبدیل میشود. خون روشن توسط دستگاه گردش خون به اندامها و یاختهها فرستاده میشود (شکل ۱). به این ترتیب، همواره به یاختههای بدن، اکسیژن میرسد و کربندیاکسید از آنها دور میشود. اما این کار چه ضرورتی دارد؟

شکل ۱- یاختههای بدن، گازهای تنفسی را با خون و خون این گازها را در ششها با هوا مبادله میکند.
در فصل قبل دیدیم که یاختهها چگونه مواد مغذی را به دست میآورند. انرژی مواد مغذی، مثل گلوکز، باید ابتدا به انرژی ذخیره شده در ATP تبدیل شود. واکنش خلاصه شده این تبدیل، به این صورت است:
ATP + آب + کربندیاکسید → ADP و فسفات + اکسیژن + گلوکز
این واکنش که تنفس یاختهای نام دارد، علت نیاز به اکسیژن را توجیه میکند. اما کربندیاکسید چرا باید دور شود؟ یکی از علل زیانبار بودن کربندیاکسید این است که میتواند با آب واکنش داده، کربنیکاسید تولید کند و pH را کاهش دهد. این تغییر pH باعث تغییر ساختار پروتئینها میشود که میتواند عملکرد پروتئینها را مختل کند. از آنجا که بسیاری از فرایندهای یاخته ای را پروتئینها انجام میدهند؛ از بین رفتن عملکرد آنها اختلال گستردهای را در کار یاختهها و بافتها ایجاد میکند. در واقع، افزایش کربندیاکسید خطرناکتر از کاهش اکسیژن است.
فعالیت 1
آیا هوای دمی با هوای بازدمی متفاوت است؟
پژوهشهای دانشمندان در ابتدا، وجود سه گاز نیتروژن، اکسیژن و کربندیاکسید را در هوا نشان داد. در این آزمایش، هوای دمی و بازدمی را از نظر مقدار نسبی کربندیاکسید بررسی میکنیم. اما چگونه میتوان مقدار کربندیاکسید را در هوا تشخیص داد؟
برای انجام این آزمایش میتوان از محلول آبآهک (بیرنگ) یا برم تیمول بلو رقیق (آبیرنگ) که معرف کربندیاکسید هستند استفاده کرد. با دمیدن کربندیاکسید به درون این محلولها، آب آهک شیری رنگ و برم تیمول بلو، زرد رنگ میشود.

۱- دستگاه را مطابق شکل سوار کنید. انتهای لوله بلند را درون محلول و انتهای لوله کوتاه را در بالای محلول قرار دهید.
۲- به آرامی از طریق لوله مرکزی، عمل دم و بازدم را انجام دهید. در هنگام دم، در کدام ظرف، حباب هوا مشاهده میشود؟ هنگام بازدم چطور؟
۳- دم و بازدم را ادامه دهید تا رنگ معرف در یکی از ظرفها تغییر کند. آن را یادداشت کنید.
۴- چند دقیقه دیگر نیز به دم و بازدم ادامه دهید و تغییرات بعدی رنگ را در هر دو ظرف مشاهده، و یادداشت کنید.
۵- اکنون به پرسشهای زیر پاسخ دهید:
الف) چرا هوای دمی، به یک ظرف و هوای بازدمی، به ظرف دیگر وارد میشود؟
ب) نخست در کدام ظرف تغییر رنگ مشاهده کردید؟
پ) آیا معرف در هر دو ظرف سرانجام تغییر رنگ داد؟ این موضوع چه چیزی را برای ما روشن میکند؟
بخشهای عملکردی دستگاه تنفس
از نظر عملکرد، میتوان دستگاه تنفس را به دو بخش اصلی به نامهای بخش هادی و بخش مبادلهای تقسیم کرد.
بخش هادی
بخش هادی، از مجاری تنفسیای تشکیل شده است که هوا را به درون و بیرون دستگاه تنفسی هدایت میکنند و آن را از ناخالصیها، مثل میکروبهای بیماریزا و ذرات گرد و غبار، پاکسازی و نیز، گرم و مرطوب میکنند تا برای مبادلهٔ گازها با خون آماده شود. از بینی تا نایژک انتهایی به بخش هادی تعلق دارد.
ابتدای مسیر ورود هوا در بینی، از پوست نازکی پوشیده شده است که موهای آن، مانعی در برابر ورود ناخالصیهای هوا ایجاد میکند. با پایان یافتن این پوست، مخاط مژکدار در بینی آغاز میشود که در سراسر مجاری هادی ادامه پیدا میکند. این مخاط، یاختههای مژکدار فراوان و ترشحات مخاطی دارد. در این ترشحات مواد ضد میکروبی وجود دارد (شکل ۲).
بیشتر بدانید
عوامل مختلفی بر عملکرد یاختههای مژکدار اثر میگذارند. هوای خیلی سرد، حرکت مژکهای لایهٔ مخاطی را کند میکند. دود سیگار و قلیان و بعضی از آلایندههای شیمیایی موجود در هوا، باعث مرگ یاختههای مژکدار میشوند.
ترشحات مخاطی، ناخالصیهای هوا را ضمن عبور به دام میاندازد. مژکها با حرکت ضربانی خود، ترشحات مخاطی و ناخالصیهای به دام افتاده در آن را به سوی حلق میرانند. در آنجا یا به دستگاه گوارش وارد شده، شیرهٔ معده آنها را نابود میکند یا به خارج از بدن هدایت میشوند.

شکل ۲- در مخاط نای سلولهای استوانهای مژکدار وجود دارد.
ترشحات مخاطی، هوا را مرطوب میکنند. مرطوب کردن هوا برای تبادل گازها ضرورت دارد. گازهای تنفسی تنها در صورتی که محلول در آب باشند، میتوانند بین ششها و خون مبادله شوند.
واژهشناسی
برچاکنای
(Epiglottis / اپیگلوت)
اپیگلوت زبانهای است که در بالای حنجره قرار دارد و مانع ورود غذا به نای میشود. چاکنای به معنای شکاف میان تارهای صوتی است که در حنجره وجود دارد. اپیگلوت دریچهای است که این شکاف را میپوشاند. پس برچاکنای به معنای پوشاننده چاکنای همان معنی را میدهد که در آن بر به معنای بالا و رو به کار رفته است.
در بینی، شبکهای وسیع از رگهایی با دیوارهٔ نازک وجود دارد که هوا را گرم میکند. این شبکه به سطح درونی بینی بسیار نزدیک است، بنابراین آسیبپذیری بیشتری دارد و آسانتر از دیگر نقاط، دچار خونریزی میشود.
هوا با عبور از بینی، دهان، یا هر دو، به حلق وارد میشود (شکل ۳). حلق، گذرگاهی ماهیچهای است که هم هوا و هم غذا از آن عبور میکند. انتهای حلق به یک دو راهی ختم میشود. در این دوراهی، حنجره در جلو و مری در پشت قرار دارد.
شکل ۳- حلق و حنجره
حنجره در بالای نای واقع است و در تنفس، دو کار مهم انجام میدهد. یکی آنکه دیوارهٔ غضروفی آن، مجرای عبور هوا را باز نگه میدارد و دیگر آنکه درپوشی به نام برچاکنای (اپیگلوت) دارد که مانع ورود غذا به مجرای تنفسی میشود.
دیوارهٔ نای، حلقههای غضروفی شبیه به نعل اسب یا حرف C دارد که مجرای نای را همیشه باز نگه میدارند (شکل ۴)، دهانهٔ غضروف (دهانه حرف C) به سمت مری قرار دارد. در نتیجه حرکت لقمههای بزرگ غذا در مری با مانعی روبهرو نمیشود. ساختار دیوارهٔ نای در شکل ۵ نشان داده شده است.

شکل ۴- حلقههای غضروفی نای

شکل ۵- ساختار بافتی دیوارهٔ نای. دیوارهٔ نای از بیرون به درون شامل چهار لایه است: ۱- پیوندی ۲- غضروفی ماهیچهای ۳- زیر مخاط ۴- مخاط
نای، در انتهای خود، به دو شاخه تقسیم میشود و نایژههای اصلی را پدید میآورد. هر نایژهٔ اصلی به یک شش وارد شده، در آنجا به نایژههای باریکتر تقسیم میشود (شکل ۶). همچنان که از نایژهٔ اصلی به سمت نایژههای باریکتر پیش میرویم، از مقدار غضروف کاسته میشود. انشعابی از نایژه که دیگر غضروفی ندارد، نایژک نامیده میشود.
به علت نداشتن غضروف، نایژکها میتوانند تنگ و گشاد شوند. این ویژگی نایژکها به دستگاه تنفس امکان میدهد تا بتواند مقدار هوای ورودی یا خروجی را تنظیم کند. آخرین انشعاب نایژک در بخش هادی، نایژک انتهایی نام دارد.
بخش مبادلهای
بخش مبادلهای، با حضور اجزای کوچکی به نام حبابک مشخص میشود (شکل ۷). نایژکی را که روی آن حبابک وجود دارد، نایژک مبادلهای مینامیم. نایژک مبادلهای در انتهای خود به ساختاری شبیه به خوشهٔ انگور ختم میشود که از اجتماع حبابکها پدید آمده است. هر یک از این خوشهها را یک کیسهٔ حبابکی مینامند.

شکل ۶- انشعابات نای

شکل۷- بخش مبادلهای دستگاه تنفس
مخاط مژکدار در طول نایژک مبادلهای به پایان میرسد، بنابراین در محل حبابکها، این مخاط وجود ندارد.
در حبابکها، گروهی از یاختههای دستگاه ایمنی بدن به نام درشتخوار (ماکروفاژ) مستقر شدهاند (شکل ۸). این یاختهها، باکتریها و ذرات گرد و غباری را که از مخاط مژکدار گریختهاند نابود میکنند. درشتخوارها یاختههایی با ویژگی بیگانهخواری و توانایی حرکتاند. این یاختهها، نه فقط در کیسههای حبابکی ششها، بلکه در دیگر نقاط بدن نیز حضور دارند.
هنگام نفس کشیدن، حجم کیسههای حبابکی تغییر میکند. لایهٔ نازکی از آب، سطحی از حبابک را که در تماس با هواست پوشانده است؛ بنابراین حبابک به علت وجود نیروی کشش سطحی آب، در برابر باز شدن مقاومت میکند. مادهای به نام عامل سطحفعال (سورفاکتانت) که از بعضی یاختههای حبابکها ترشح میشود، با کاهش نیروی کشش سطحی، باز شدن حبابکها را آسان میکند (شکل ۹). در بعضی از نوزادانی که زودهنگام به دنیا آمده اند، عامل سطحفعال به مقدار کافی ساخته نشده است و بنابراین به زحمت نفس میکشند.
اطراف حبابکها را مویرگهای خونی فراوان، احاطه کردهاند و به این ترتیب، امکان تبادل گازها بین هوا و خون فراهم شده است (شکل ۱۰).
دیوارهٔ حبابک از دو نوع یاخته ساخته شده است. نوع اوّل، سنگفرشی و فراوانتر است. نوع دوم، با ظاهری کاملاً متفاوت، به تعداد خیلی کمتر دیده میشود و ترشح عامل سطحفعال را برعهده دارد (شکل ۱۱). درشتخوارها را جزء یاختههای دیوارهٔ حبابک، طبقهبندی نمیکنند.
برای اینکه اکسیژن و کربن دی اکسید بین هوا و خون مبادله شوند، این مولکولها باید از ضخامت دیوارهٔ حبابکها و دیوارهٔ مویرگها عبور کنند. هر دو دیواره، از بافت پوششی سنگفرشی یک لایه ساخته شدهاند که بسیار نازک است. در جاهای متعدد، بافت پوششی حبابک و مویرگ هر دو غشای پایهٔ مشترک دارند؛ درنتیجه مسافت انتشار گازها به حداقل ممکن رسیده است (شکل ۱۱).
شکل ۸- یاختههای درشتخوار در حبابکها

شکل ۹- عامل سطحفعال در سطحی که مجاور هواست ترشح میشود.
شکل ۱۰- مویرگهای خونی فراوان، اطراف حبابکها را احاطه کردهاند.
شکل ۱۱- ساختار حبابکها
حمل گازها در خون
کار دستگاه تنفس با همکاری دستگاه گردش خون، کامل میشود. خون، اکسیژن را به یاختهها میرساند و کربن دیاکسید را از آنها میگیرد و به سمت ششها میآورد تا از بدن خارج شود.
با توجه به اینکه بخش اندکی از این گازها به صورت محلول در خوناب جابهجا میشوند، بنابراین به سازوکارهای دیگری برای حمل این مولکولها در خون نیاز است.
گویچهٔ قرمز سرشار از هموگلوبین است. غلظت اکسیژن خونی که از قلب به ششها میرود، کمتر از غلظت اکسیژن در هوای حبابکها است؛ در نتیجه در ششها اکسیژن به هموگلوبین میپیوندد و در مجاورت بافتها، که غلظت اکسیژن به علت مصرف شدن توسط یاختهها کاهش یافته است، اکسیژن از هموگلوبین جدا و به یاختهها داده میشود. پیوستن کربندیاکسید به هموگلوبین و یا گُسستن از آن نیز تابع غلظت کربندیاکسید است. در بافتها، کربندیاکسید به هموگلوبین متصل و در ششها از آن جدا میشود.
کربن مونوکسید، مولکول دیگری است که میتواند به هموگلوبین متصل شود با این تفاوت که وقتی متصل شد، به آسانی جدا نمیشود. محل اتصال این مولکول به هموگلوبین، همان محل اتصال اکسیژن است. بنابراین کربن مونواکسید با اتصال به هموگلوبین، مانع پیوستن اکسیژن میشود و چون به آسانی جدا نمیشود ظرفیت حمل اکسیژن را در خون کاهش میدهد. این وضعیت ممکن است چنان شدید باشد که به مرگ منجر شود. از این رو کربن مونواکسید گازی سمی به شمار میرود. تنفس این گاز باعث مسمومیت میشود و به گاز گرفتگی شهرت دارد.
بیشترین مقدار حمل اکسیژن در خون به وسیله هموگلوبین انجام میشود؛ اما هموگلوبین در ارتباط با حمل کربن دی اکسید نقش کمتری دارد.
بیشترین مقدار کربن دی اکسید به صورت یون بیکربنات در خون حمل میشود. در گویچهٔ قرمز، آنزیمی به نام کربنیک انیدراز هست که کربن دی اکسید را با آب ترکیب میکند و کربنیک اسید پدید میآورد. کربنیک اسید به سرعت به یون بیکربنات و هیدروژن تجزیه میشود. یون بیکربنات از گویچهٔ قرمز خارج و به خوناب وارد میشود. با رسیدن به ششها، کربن دیاکسید از ترکیب یون بیکربنات آزاد میشود و از آنجا به هوا انتشار مییابد.
بیشتر بدانید
گاز کربن مونوکسید، بدون رنگ، بو یا طعم است و بنابراین وجود آن در محیط، قابل تشخیص نیست؛ به همین علت، آن را قاتل خاموش مینامند. این گاز در دود حاصل از سوختن ناقص سوختهای فسیلی مثل نفت و گاز پدید میآید. به همین علت، اطمینان پیدا کردن از خروج دود از وسایلی که از سوخت فسیلی، بهویژه گاز استفاده میکنند کاملاً ضرورت دارد.
بیشتر بدانید
تنفس از نگاه لاوازیه
آنتونی لاوازیه، دانشمند فرانسوی قرن هجدهم که به پدر علم شیمی نوین مشهور است. کارهایی در زمینه زیستشناسی نیز دارد. او برای توصیف آنچه در فرایند تنفس در جانوران رخ میدهد، آزمایشهای انجام داد. لاوازیه بر اساس نتایج حاصل از این آزمایشها عنوان کرد که آنچه در تنفس رخ میدهد، همانند سوختن شمع است که در آن یکی از اجزای هوا (که بعد اکسیژن نامیده شد) با جسم سوختنی ترکیب میشود. او بر این باور بود که گرمای بدن، حاصل چنین واکنشی است که در ششها رخ میدهد؛ خون گرما را از ششها میگیرد و به سراسر بدن هدایت میکند؛ البته امروز میدانیم که این موضوع نادرست است. این نظر که کار ششها ایجاد گرما است تا مدتها به عنوان یک حقیقت مسلم پذیرفته شده بود، شاید به این دلیل که دانشمندان آن زمان تحت تأثیر افکار ارسطو بودند که قلب و ششها را محل وقوع مهمترین فرایندهای حیاتی میدانست.
کمی بعد از مرگ لاوازیه در ۵۱ سالگی، اسپالانزانی (Lazzaro Spallanzani) دانشمند ایتالیایی دریافت که واکنش سوختن (تنفس)، حتی در بافتهای جانوری تازه کشته شده و جانورانی که شش ندارند، نیز رخ میدهد. این یافتهها این باور را که ششها محل سوختن مواد هستند، مورد تردیدی جدی قرار داد. سرانجام نزدیک به صد سال پس از لاوازیه، فلوگر (Eduard Pflüger) دانشمند آلمانی نشان داد، سوختن مواد در یاختهها و نه در ششها، رخ میدهد.
📘 زیستشناسی را بازی کنید و موفقیت را تجربه کنید
با جایخالیهای تعاملی، متنها را خودتان کامل کنید، فکر کنید و یاد بگیرید. فوراً کلیک کنید و تجربه یادگیری تعاملی را آغاز کنید!
سلام و درود
«تکرار مادر مهارتهاست»
در راستای افزایش مهارت شما آزمونهای متنوع و زیادی از خط به خط این گفتار برای شما آماده شده است. هر آزمون دارای ۱۰ سوال ۲ گزینهای است.
برای تثبیت مطلب در حافظه و یادگیری هر چه بیشتر مطلب، در آزمونهای آنلاین «آیندهنگاران مغز» شرکت کنید.
برای شرکت در انواع آزمونهای آنلاین «گفتار ساز و کار دستگاه تنفس در انسان» بر لینک زیر کلیک کنید:
در ادامه خود را بیازمایید:

عالی