آلزایمربیماری های مغز و اعصابدمانس

چطور یک فرد غیرمرتبط نظریه اصلی را در تحقیقات آلزایمر رد کرد

چطور یک فرد غیرمرتبط، نظریه اصلی را در تحقیقات آلزایمر رد کرده و برای اعتبارسنجی نظریه جدید تلاش می‌کند.

روبرت مویر در آزمایشگاه خودش واقع در واحد تحقیقات ژنتیک و سالمندی بیمارستان عمومی ماساچوست، یک کشت میکروبی انجام داد.

رابرت مویر چه این کار را می‌کرد و چه نمی کرد، در هر حال مورد سرزنش قرار می‌گرفت. نورولوژیست بیمارستان عمومی ماساچوست برای تامین بودجه تحقیقات خودش بر روی بیماری آلزایمر از دولت درخواست کمک کرده بود و نظرات گوناگونی را از دانشمندان دیگر برای صلاحیت خودش به این کار دریافت کرده بود.

یکی از بازرسان می‌نویسد که این یک فرضیه نادرست و غیرمعمول می باشد و امکان ندارد بتواند خلاهای دانش ما را پر کند، در حالی که دیگری گفته بود اگر این کار به صورت برنامه‌ریزی شده انجام شود می تواند به دانش کنونی ما اضافه کند. فرد سوم از این شاکی بود چرا علیرغم این که هیچ کسی تاکنون ثابت نکرده است که میکروب‌ها در بروز آلزایمر دخیل هستند، با این حال مویر می خواهد بر روی آن تحقیق کند.

به نظر می رسد که دانشمندان تنها بر روی آنچه که قبلاً برایشان شناخته شده است تاکید دارند، و مویر با وجود خواندن این نظرات از دو سال پیش به این کار مصمم شده بود.

او به تازگی در یک مجله معروف گزارشی را منتشر کرده بود که او اطلاعات محکمی مبنی بر این دارد که بتا آمیلوئید به عنوان شاخص اصلی بیماری آلزایمر می تواند پاسخی باشد که مغز به میکروب‌ها می‌دهد. در صورتی که صحت این موضوع اثبات شود، این یافته می‌تواند ابزارهای بسیار متفاوتی را برای ترکیب کردن با درمان‌های دیگر در اختیار ما بگذارد.

با این حال نتیجه‌گیری‌های متناقض از این ارزیابی‌ها، شانس مویر را برای گرفتن ۲۵۰،۰۰۰ دلار سالانه به مدت پنج سالی که از موسسه ملی بهداشت مهلت گرفته بود، پایین می آورد. علیرغم این که دو نفر از ناظران به او امتیاز بالایی داده بودند، با این حال ناظر سوم هیچ امتیازی را به او نداد. در نتیجه درخواست بودجه او رد شد.

رد صلاحیت مویر برای دریافت بودجه NIH در میان محققان زیست پزشکی مسئله بسیار رایجی می باشد و درست مانند این بود که او لوله‌های آزمایش خودش را درست در شب شنبه دور می ریخت. بودجه موسسه NIH که از تحقیقات آلزایمر در دانشگاه‌ها و مراکز پزشکی پشتیبانی می‌کند، تنها ۱۸ درصد از برنامه‌های اصلی این تحقیقات را پوشش می‌دهند. در هر حال مطالعات ارزشمندتر از پول هستند.

با این حال تجربه مویر بسیار قابل توجه می‌باشد، چرا که او در نهایت ثابت کرد که تمامی داروهای اصلی ساخته شده برای آلزایمر در ۱۵ سال گذشته یکی پس از دیگری شکست خورده‌اند (آخرین دارویی که در سال ۲۰۰۳ تایید گردید، نامندا [Namenda] می‌باشد) و از این رو محققان باید به منظور کار کردن بر روی رویکردهای جدید – و داده‌های قوی‌تری برای پشتیبانی از این رویکردها – تامین بودجه بشوند. بازرسان می‌گویند که بسیاری از دانشمندانی که توسط NIH تامین بودجه می‌شوند و اکثریت کسانی که مقاله‌های خودشان را برای این مجلات ارسال کرده‌اند، بر روی نظریه اصلی آلزایمر کار کرده‌اند و در مقابل یافته های جدید و جایگزین مقاومت می‌کنند.

جورج پری از دانشگاه تگزاس در سن آنتونیو و سردبیر مجله بیماری آلزایمر می‌گوید: آن‌ها در این زمینه شهرت زیادی پیدا کرده و در فروش ایده‌های خودشان بسیار موفق بوده‌اند. امروزه این فروشندگی است که جهان را به پیش می‌راند.

فرضیه آمیلوئید که به دهه ۱۹۸۰ بر می‌گردد معتقد است که این بیماری ناشی از اجتماع توده های چسبنده یا همان پلاک های پپتید بتا آمیلوئید می‌باشد که سیناپس ها را نابود کرده و متعاقباً با ایجاد گره هایی متشکل از پروتئین تاو باعث کشته شدن نورون ها می گردد. از بین بردن پلاک ها فرآیند بیماری را معکوس نموده و یا حداقل از وخیم تر شدن آن جلوگیری می کند. با این حال این اتفاق نیفتاد. رودولف تانزی کارشناس ارشد ژنتیک آلزایمر از MGH می‌گوید: به دلیل همین شکست است که دانشمندان هر روز غیرقابل اعتمادتر می‌شوند.

حتی با وجود عدم موفقیت ارتودوکسی آمیلوئید در تولید داروهای موثر، درخواست بودجه دانشمندانی که ایده‌های دیگری در سرشان داشتند یکی پس از دیگری رد می شد و مقالاتشان نیز غالباً رد می‌شد. مویر یکی از همین دانشمندان است.

مویر نیز در دهه ۱۹۹۰، برای سالیان سال بتا آمیلوئید را مورد بررسی قرار داده و علی الخصوص تمایل زیادی به ارزیابی تجمع پلاک‌ها داشت و در نهایت گفت: مجموعه ای از رویدادهای غیرطبیعی دیگری وجود دارند که باعث بروز بیماری می‌شوند. دیدگاه سنتی در این زمینه این است که آمیلوئید بتا باعث بروز اختلال شده و با تشکیل پلاک‌ها در مغز آسیب‌های جبران ناپذیری را وارد می‌کنند. در دهه ۱۹۸۰ این یک فرض منطقی در نظر گرفته می‌شد.

اما مسئله دیگری وجود داشت که مویر را در خصوص “آمیلوئید شرور” ناراضی نگه می‌داشت. پپتید توسط تمامی مهره داران از جمله قورباغه ها و مارمولک ها و مارها و ماهی‌ها نیز ساخته می‌شود. این پپتیدها در بیشتر گونه ها مشابه انسان هستند و این نشان می دهد که بتا آمیلوئید از حداقل ۴۰۰ میلیون سال پیش در بدن موجودات تشکیل می شده است. مویر گفت: هر چیزی که در این بازه زمانی گسترده در بدن حفظ شده و باقی می ماند، قطعاً باید نقش فیزیولوژیکی مهمی را ایفا نماید.

چه چیزی ممکن است باعث تعجب او شده باشد؟

آلزایمر

مویر به عنوان یک بومی استرالیایی مطمئن نبود که گروه های مخالفش از کجا می آیند اما در دوران تحصیلش در مقطع کارشناسی با گذراندن یک دوره میکروبیولوژی به همراه بری مارشال که برنده جایزه نوبل نیز شده بود، سال‌ها باور به این که عفونت باکتریایی (H. pylori) می تواند منجر به ایجاد زخم گردد را از بین برد. مارشال حتی برای اثبات این موضوع خودش را نیز آلوده کرد. مویر خاطر نشان می‌کند: همه در ابتدا فکر می‌کردند که او یک دیوانه است. بله او دیوانه بود، اما حق هم با او بود.

او به عنوان دانشجوی دکترای دانشگاه ملبورن در ابتدای دهه ۱۹۹۰، تبدیل به نویسنده اصلی مقالات آلزایمر در مجلات عصب‌شناسی و بسیاری از مجلات معروف دیگر مانند Neuron and Cell گردید. کالین مسترز محقق برجسته آلزایمر در ملبورن که زیر نظر مویر کار می کند و اکنون ۵۷ سال دارد می گوید: اغلب آن ها بر روی آمیلوئید پافشاری می کردند و با وجود آن راب همواره یک محقق سخت کوشی بود، درست مثل یک سگ و علاقه ای که به استخوانش دارد. او هرگز تسلیم نشد و هرگز جزو کسانی نبوده است که از یک خط استاندارد پیروی کند.

مویر در سال ۱۹۹۴ حوزه کار خودش را تغییر داد و با در دست داشتن فوق دکترای خودش با تانزی شروع به کار کرد. آنها یک جلسه علمی را در آمستردام با حضور جوانان برگزار کردند. مویر دوست داشت که آزمایشگاه تانزی پر از دانشمندان جوان و پر انرژی باشد – و حتی در مسابقات جهانی بوستون نیز توانست از اعضای آزمایشگاه یک تیم فوتبال استرالیایی (سخت کوش و استخوان خرد کن) تشکیل دهد. تانزی دوست داشت که مویر اولین کسی باشد که جهان را از این ایده مولکول‌های آمیلوئید پاکسازی کند.

مویر ابتدا بر روی ژن هایی که ریسک ابتلا به آلزایمر را بالا می برند تمرکز کرد – تخصص تانزی. با این حال تمایلات مویر حتی در آن زمان هم مشخص بود. به گفته همکاران مویر، ذهن او همواره در حال حل معماهای علمی بود، حتی در زمان بازنشستگی اش. مویر یک دهه پیش به همراه پسر ۶ ساله اش و یکی از دوستان خانوادگی اش که متخصص آنتی میکروبی می باشد به یک تعطیلات در کوه های سفید رفت؛ مویر در میان پیاده روی های خودش یک مانع علمی که درگیرش بود را توضیح داد و دوستش نیز یک راه حل برای آن پیدا کرد.

گرایش مویر به تفکرات غیرمعمول از سال ۲۰۰۷ آغاز شد. او عادت داشت (و هنوز هم دارد) که بعد از ظهرهای روز جمعه چند ساعت به بازدید از PubMed بپردازد که یک پایگاه داده حاوی مقالات زیست پزشکی می باشد. او در یکی از روزهای تابستان با در دست داشتن مقاله ای به نام کرونا متوجه چیزی به اسم LL37 شد. این ماده که با عنوان پپتید ضد میکروبی معرفی شده است قادر است تا ویروس ها، قارچ ها و باکتری ها را – علی الخصوص در مغز – از بین ببرد.

چیزی که توجه او را به خود جلب کرده بود این بود که اندازه و ساختار LL37 و سایر ویژگی های آن به شدت شبیه به بتا آمیلوئید بود، به گونه ای که به نظر می‌رسد این دو باهم دوقلو هستند.

مویر این مقاله را به دفتر تانزی که درست کنار خانه اش بود برد. به طور غیر مترقبه ای تانزی (که به تازگی از کرونا خلاص شده بود) داده های جدیدی را از خصوص ژن هایی که ریسک ابتلا به آلزایمر را افزایش می دادند به دست آورده بود. به گفته او بسیاری از ژن هایی که در ایمنی ذاتی نقش دارند، اولین خط دفاعی بدن در برابر میکروب‌ها هستند. مویر به تانزی گفت: اگر ژنتیک ایمنی بر روی آلزایمر نیز تاثیر بگذارد و اگر مظنون اصلی آلزایمر (بتا آمیلوئید) باشد، یک دوقلوی مجازی برای آن وجود خواهد داشت که احتمالاً بتا آمیلوئید نیز یک ضد میکروب باشد.

اگر چنین باشد پس پلاک‌های ایجاد شده در واقع آخرین تلاش مغز برای محافظت از خود در برابر میکروب ها هستند، درست همانند تارهای مرد عنکبوتی این پلاک ها نیز عوامل بیماری زا را به هم متصل می کنند تا از آسیب‌شان به مغز جلوگیری کنند. آنها شاید در کوتاه مدت مغز را از عوامل بیماری‌زا نجات بدهند، اما در بلندمدت یک اثر سمی از خودشان نشان خواهند داد.

تانزی مویر را تشویق کرد تا این ایده را دنبال کند. تانزی می‌گوید: راب از مارشال یاد گرفت که همیشه خارج از محدوده اصلی فکر کند. او به قدری خارج از محدوده فکر می‌کند که گویا هنوز خود محدوده اصلی را نیافته است.

مویر سه سال بعدی را به این آزمایش پرداخت که آیا بتا آمیلوئید می‌تواند عوامل بیماری زا را از بین ببرد. او آزمایشش را به سادگی از لوله های آزمایش و ظروف شیشه ای آغاز کرد. این ها ابزارهای نسبتاً ارزانی هستند و تانزی نیز بودجه کافی را برای این کارهای مویر در اختیار داشت: توسعه باغچه های کوچک کشت میکروبی به همراه ظروف آزمایشگاهی و سپس تلاش برای کشتن آن میکروب ها.

مویر و همکاران جوانش هر روز نقش باغبان را بازی می کردند. آن ها استاف و استرپتوکوک، کاندیدای مخمری، باکتری پسودوموناس، انتروکوکوس و لیستریا را داخل ظروف آزمایشگاهی کشت دادند. آن ها پس از اینکه میکروب ها یک لایه نازک تشکیل دادند، بتا آمیلوئید روی آنها ریختند و امیدوار بودند تا همان لحظه ای را که الکساندر فلمینگ در هنگام کشف پنی سیلین با آن مواجه شد را تجربه کنند.

آنها در سال ۲۰۰۹ این لحظه را تجربه کردند. لایه‌های میکروبی تقریباً نامرئی شده و تبدیل به توده‌های شناور قابل مشاهده ای تبدیل شده بودند و نتیجه (که مولر با مشاهده میکروسکوپی دریافت) این بود که مولکول‌های بتا آمیلوئید به یک سری کلاف‌های درهم پیچیده ای تبدیل شده بودند (تانزی آن را شبکه نانو می‌نامد) که آن میکروب‌ها را به دام انداخته و کشته بودند.

شکلی که این میکروب ها داخل ظروف آزمایشگاهی پیدا کرده بودند بسیار دور از ذهن بود. با این حال ده‌ها خانواده از بیماران آلزایمری که مغز بیمارشان را به MGH اهدا کرده بودند، برای مطالعه در اختیار مویر بودند. او تکه های کوچکی از بافت مغزی ۳۲ نفر از آنها (۱۲ تا ۲۴ ساعت پس از مرگ) و همچنین تکه‌هایی از بافت مغزی ۱۳ مغز سالم برداشت کرد. پس از خرد کردن هر کدام از این نمونه‌ها در هاون داروسازی (مور اظهار داشت تکنولوژی پایین اما موثر)، مقداری کاندیدا را به هر کدام از آنها اضافه کرد.

در هیپوکامپ بیماران آلزایمری که توسط بیماری آسیب دیده بود مقادیر زیادی از بتا آمیلوئید مشاهده می‌شد و در عین حال نیز رشد و تولیدمثل کاندیدا به دلیل وجود این بتا آمیلوئیدها کاهش یافته و مخچه این بیماران نیز به طور کامل عاری از بتا آمیلوئید بود. اما هنگامی که مویر آنتی‌بادی‌هایی را که بتا آمیلوئید را پاکسازی می‌کردند اضافه کرد، کاندیدا در هیپوکامپ همانند مخمر داخل یک خمیر ترش رشد یافت.

این امر باعث شد که مویر فکر کند این‌ها شواهد قانع کننده ای از این هستند که بتا آمیلوئید با میکروب‌ها مبارزه می کند. مویر خاطر نشان کرد که اولین مجله علمی که او این نتایج را به آنها ارسال می‌کند اقدام به نشر آنها خواهند کرد. در حالی که ویراستاران این مجله به او گفتند که پس از مشورت با متخصصین بیماری آلزایمر این مقاله را رد کرده اند. سه مجله دیگر نیز دقیقاً به همین شکل عمل کردند.

این اولین تجربه‌ای بود که مویر بدین شکل با آن مواجه شده بود. اما قطعاً آخرین بار نیز نخواهد بود.

آلزایمر

آبگوشت میکروبی در آزمایشگاه مویر.

آلزایمر

کاندیدا آلبیکنس (مخمر) که در محیط تغذیه رشد می کند.

او و همکارانش در نهایت در مارس ۲۰۱۰ کشف خودشان را منتشر کردند و آن را پذیرش ترکیبی نامیدند. مویر گفت: این دیدگاه قدیمی که آمیلوئید بتا ذاتاً پاتولوژیک می‌باشد، حدود ۳۰ سال است که پای برجاست. از این رو چند لوله آزمایش قرار نبود که آن را تغییر بدهد.

او باید تلاش بیشتری می‌کرد، اما این بار بر روی حیوانات. خوشبختانه او اخیراً یک بودجه پنج ساله را از NIH دریافت کرده بود که اولین بودجه او به شمار می‌رفت و تا حدودی به خاطر اطلاعاتی بود که در مقاله سال ۲۰۱۰ خودش ارائه کرده بود. مبلغ ۴۰۰،۰۰۰ دلار به صورت سالانه تنها حقوق خودش و همکارانش را کفاف می‌داد – همچنین خرید موش‌های ۴۰۰ دلاری و سایر لوازم تحقیقاتی.

مویر و همکارانش تحقیقات را با موش‌های آلزایمری آغاز کردند و از مهندسی ژنتیک برای بیان بتا آمیلوئید در انسان و تشکیل پلاک‌های آمیلوئید در حدود پنج ماه استفاده کردند (که در انسان ۳۰ سال به طول می‌انجامد). آنها سالمونلا را به مغز حیوانات یک ماهه و بدون پلاک تزریق کردند.

این باکتری‌ها به یک تکه گوشت گاو در مخزنی از ماهی‌های پیرانا شباهت داشتند: فیبریل های آمیلوئید فوراً ظاهر شده و در عرض ۴۸ ساعت پلاک‌ها را تشکیل دادند و با به دام انداختن باکتری‌ها از عفونت مغز جلوگیری کردند. شواهد بیشتری وجود داشت که نشان می‌داد بتا آمیلوئید یک اختلال عصبی زهرآگین نمی‌باشد بلکه در واقع دفاع خود مغز در برابر میکروب‌هاست – که با بالا رفتن سن افراد، نفوذ بیشتری به مغز پیدا کرده و از سد خونی مغزی نیز عبور می کنند.

آن ها این نتایج را در سال ۲۰۱۴ نوشته و با هیجان زیاد ابتدا به یک مجله و سپس به پنج روزنامه دیگر برای چاپ ارسال کردند. اکثر آنها حتی این نتایج را برای بررسی به همتایان خودشان نیز ارسال نکردند و خیلی ساده با ارسال یک ایمیل استاندارد گفتند که مقاله شما با تقاضاهای ما انطباق ندارد و بدین ترتیب آن را رد کردند. مویر گفت منظور آنها به سادگی این بود که دهانتان را ببندید.

اخبار خوب این بود که علیرغم رد این نتایج، آنها همواره شواهد بیشتری را جمع آوری می‌کردند – در نهایت آنها سه نوع سلول از جمله نورون‌های انسانی را که در ظروف آزمایشگاهی رشد داده بودند به همراه نورون‌های چهار نوع حیوان مورد آزمایش قرار دادند – که در تمام آنها بتا آمیلوئید با میکروب‌ها مبارزه کرده بود.

با این حال هنوز هم هیچ کسی وجود نداشت که بخواهد این مقالات را چاپ کند و مویر خودش اقدام به انتشار آنها کرد – یک دوراهی که یک سمتش به سمت مرگ و نابودی می‌رفت و یک سمتش موفقیت. اشلی بوش دانشمند و محقق بیماری آلزایمر از ملبورن گفت، او مقاله اش را در یک مجله با شهرت و اعتبار کمی منتشر کرد، در حالی که ایده‌های داخل این مقالات بسیار مهم بودند. من خاطر نشان می‌کنم که او برای اثبات عقیده اش ریسک بزرگی کرده بود.

در اواخر سال ۲۰۱۵ ویراستار مجله Science Translational Medicine که این مقاله را رد کرده بود، صحبت هایی به گوشش رسید که تانزی در مورد تحقیقاتش با مویر ارائه کرده بود. اورلا امیت (که از رد این مقالات خبر نداشت) به سراغ تانزی رفته و از او درخواست کرده بود تا این مطالعه را در مجله خودش منتشر کند.

این مقاله در سال ۲۰۱۶ یعنی دو سال پس از اولین تلاش دانشمندان مورد پذیرش قرار گرفته و منتشر شد. استقبال انجام شده بالاتر از انتظار مویر بود. سردبیران مجله این یافته ها را با عنوان “تجدید نظر بر روی آمیلوئید پسر بد” منتشر کردند که مسیرهای جدیدی را برای دارو درمانی آلزایمر مشخص می‌کرد. این یکی از پنج پیشرفت بزرگ علم نورولوژی در سال ۲۰۱۶ نام گرفت. یک متخصص آلزایمر برجسته نوشت که این یافته ها لایق پیگیری در حال حاضر هستند.

البته این “در حال حاضر” سال‌ها پس از کشف نقش محافظتی بتا آمیلوئید در برابر میکروب‌ها به طول انجامید. و این در زمانی بود که بودجه NIH برای مویر نیز به اتمام رسیده بود.

من خاطر نشان می‌کنم که او برای اثبات عقیده اش ریسک بزرگی کرده بود.

اشلی بوش دانشمند و محقق آلزایمر از دانشگاه ملبورن

مویر امیدوار بود که مقاله او در نهایت منتشر خواهد شد و او خواهد توانست یک کمک هزینه بلاعوض جدید دریافت کند، اما خیلی زود متوجه شد که اصرار بر روی نقش قدیم آمیلوئید تا چه حدی محکم‌تر نیز شده است. علیرغم این که او در زمانی زندگی می‌کرد که ده‌ها داروی مختلفی که آمیلوئید را هدف قرار می‌دادند همگی شکست خورده بودند، با این حال بخش اعظم بودجه NIH همچنان به پروژه‌های معمول آلزایمر اختصاص یافته بود.

او در همه حال تلاش می‌کرد که سرش را بالای آب نگه دارد. پس از اتمام اولین کمک مالی که NIH در سال ۲۰۱۴ به مویر اهدا کرده بود، مویر ۵۰۰،۰۰۰ دلار کمک هزینه دیگر از صندوق تحقیقات آلزایمر مستقر در بوستون دریافت کرد که توسط سرمایه‌گذاران ریسک پذیر تاسیس شده بود. تیم آرمور (مدیر عامل) شرکت CEO گفت که ما مطالعاتی را پذیرش می‌کنیم که لزوماً به فرضیه آمیلوئید پایبند نیستند، چرا که نسبت به NIH ریسک پذیرتر هستیم. آرمور می‌گوید مطالعه مویر به یک سوال علمی مهم پرداخته است: چرا پلاک‌های آمیلوئید باید حفظ شوند، اگر آنها تنها ضایعات سمی هستند؟ در پاسخ به این سوال باید گفت: آنها تاثیر قابل توجهی بر روی نحوه درک بیماری در تمام زمینه ها خواهند گذاشت.

NIH با این امر مخالفت می‌کند. در سال ۲۰۱۶ یکی از بخش‌های مطالعاتی او پیشنهاد مویر را مورد ارزیابی مجدد قرار داد تا ببیند آیا ویروس هرپس سیمپلکس ۱ (HSV-1) که باعث ایجاد تبخال می‌شود و قادر است به مغز برسد، می‌تواند باعث اجتماع پلاک های آمیلوئید و گره های تاو گردد. او می خواست نقش HSV-1 را در موش ها و شبکه سه بعدی نورون های انسانی که تانزی و همکارانش کشف کرده بودند آزمایش نمایند. از آن جا که در این آزمایش پلاک‌ها و گره‌ها به راحتی تشکیل شدند، آنها آن را آلزایمر داخل یک ظرف نامیدند.

بخش تحقیقاتی NIH در خصوص نسخه‌های مطالعاتی مویر منتشر شده در مجله STAT، ایده‌های دیگری داشت. دو داور این طرح‌ها را تحسین کردند و نمره ۲ (از ۹ که ۱ بهترین نمره است) را بر اساس معیارهایی نظیر اهمیت و نوآوری به آن دادند. اگر تاییدیه یک داور سومی نیز وجود داشت، بودجه مویر تامین می شد.

در حالی که نظر سومین داور در واقع مشابه یک حکم اعدام بود و پیشنهاد مویر را بر اساس معیارهای کلیدی ۶ یا ۴ رتبه بندی می کرد. این اعتراض شده بود که آلزایمر تنها در بخشی از افراد مبتلا به HSV-1 ایجاد می‌شود و نه همه آنها؛ به نظر می‌رسد که این مقایسه نیز نادرست باشد – در نهایت از هر ۱۰ نفر سیگاری، کمتر از ۱ نفر به سرطان ریه مبتلا می‌شوند نه همه. مویر به دلیل این که داور سوم مقاله اش را رد کرده بود و بودجه قبلی NIH نیز به اتمام رسیده بود بسیار مضطرب بود. و در نهایت اعتراض کرد که موضوع مطالعه اصلی او بر روی HSV-1 بود که ارتباط آن با آلزایمر همچنان ضعیف می‌باشد. مویر تصور می‌کرد که تبدیل دانش به واقعیت یکی از اهداف اصلی دانشمندان علمی می‌باشد.

او در این که مطالعه اش به این داور واگذار شده بود بدشانسی آورده بود و نتایج او را به طور کامل فاقد صلاحیت می‌دانست و به صراحت می گفت من باور نمی‌کنم که میکروب‌ها هیچ ارتباطی با آلزایمر داشته باشند؛ تانزی اظهار داشت: او در حقیقت فردی بود که به فرضیه های قدیمی آمیلوئید اعتقاد داشت و حتی مجلات علمی جدید را نیز دیگر نمی‌خواند. به همین دلیل است که خسته کننده ترین و رایج ترین مطالعات همیشه تامین مالی می‌شوند. این درست همانند “سلام بر مریم” می باشد که آنها تصور می کنند هیچ کسی هرگز نمی تواند حرفی علیه آن بزند – بنابراین تحقیقات ریسکی معمولاً رد می شوند.

هنگامی که درخواست تامین بودجه برای مطالعه ای می شود که همانند پیشنهاد مویر به طرز دیوانه واری متفاوت از سایر مطالعات است، تمامی تلاش ها در این جهت هستند که اظهارات جدید را نادرست و دور از ذهن تلقی کنند. اما همیشه این اتفاق نمی افتد.

دکتر جی. پاول تیلور رئیس بخش تحقیقات STAT و متخصص نورولوژی در بیمارستان St. Jude Children’s Research دلیل این امر را جویا شد. او گفت هرچند رتبه های بسیار متفاوتی به این مقاله ها داده می شود که معمولاً جای بحث دارند، با این حال در خصوص معیارهای اصلی مطالعه تفاوت زیادی وجود ندارد. ایده های جدید بیشتر شبیه دسته‌هایی از حباب‌هایی هستند که در میان مقالات دیگر غوطه ور شده اند.

آلزایمر

مویر یک بخش مغز موش را در آزمایشگاه خود بررسی می کند.

قضاوت همچنان پابرجاست.

دکتر ریچارد هودز مدیر موسسه ملی سالمندی گفت که تمام تلاش خودش را می‌کند تا در این بحث‌ها از سایر متخصصین با صلاحیت (که لزوماً کارمند موسسه نیستند) نیز استفاده کند. او در پاسخ به این سوال که آیا دانشمندانی که به سنت‌های قدیمی پایبند هستند می‌توانند تحقیقات نوآورانه‌ای را نیز انجام دهند یا خیر پاسخ داد که این یکم سوال بزرگی است که مقامات NIA بسیار نگران آن هستند. او اضافه کرد: NIA مسئولیت شدیدی را در این رابطه حس می‌کند و تحقیقات آلزایمر نباید محدود باشند. آزمایشات بالینی که بر روی داروی ضد ویروسی والاسیکلوویر در بیماران مبتلا به آلزایمر انجام شده‌اند، از این نتایج پشتیبانی می‌کنند.

مویر با استفاده از بودجه CureAlz توانست آزمایشاتی را انجام بدهد که NIH به پشتیبانی از آنها اهمیت چندانی نداده بود: آزمایش این که آیا بتا آمیلوئید می‌تواند در برابر HSV-1 و دو ویروس تبخال دیگر به نام HHV-6A و HHV-6B نقش محافظت کننده‌ای داشته باشد یا خیر.

عوامل بیماری‌زایی که قبلاً مورد بررسی قرار گرفته بودند هرچند برای به وجود آمدن یک اصل کلی مفید بودند، اما تصور نمی‌شد که ارتباط چندانی با آلزایمر داشته باشند. HSV-1 یکی از این موارد بود: بیش از ۱۰۰ مقاله وجود دارند که ارتباط آن با آلزایمر را ثابت کرده‌اند، به عبارت دیگر ژن‌های آن در پلاک‌های آمیلوئید یافت شده‌اند. با این حال هیچ کدام از آنها نشان نداده‌اند که تشکیل بتا آمیلوئید متعاقباً منجر به رسوب پلاک‌ها می شود. مویر گفت: این همان چیزی است که ما می‌خواهیم به آن بپردازیم. آیا تبخال می‌تواند رسوب آمیلوئید بتا را تسریع نماید؟

او برای پی بردن به این موضوع ویروس‌های تبخال را به ظرف پر از مغز بیماران آلزایمری تزریق کرد. درست در عرض ۴۸ ساعت، بتا آمیلوئیدها تشکیل شبکه‌های نانو دادند و از آلوده شدن سلول‌های عصبی جلوگیری کردند. در عین حال نیز باعث تشکیل پلاک بین نورون‌ها شدند که به نوبه خود می‌توانند گره‌های تاو را نیز ایجاد کنند. این آزمایش به شیوه مهندسی ژنتیک بر روی موش‌ها نیز درست مشابه آزمایش انسانی آن انجام شد و مشاهده گردید که پلاک‌های بتا آمیلوئید به سرعت پس از ورود ویروس به مغز تشکیل شدند.

پلاک‌هایی که ویروس را به دام انداخته بودند منجر به التهاب شدید در مغز شدند، درست مشابه واکنش ایمنی بدن. این نتایج باعث شدند تا احتمال این که وجود هرپس مزمن در مغز که با افزایش سن بیشتر می‌شود می‌تواند باعث فعال شدن مداوم پاسخ ایمنی بتا آمیلوئید و در نتیجه التهاب گردد. این در واقع التهاب است که سیناپس‌ها و نورون‌ها را از بین می‌برد نه بتا آمیلوئید.

این تحقیق نیز یک انحراف از راه اصلی در نظر گرفته شد و در سال ۲۰۱۷ رد شد. در اوایل سال حاضر مقاله مشابهی نوشته شد و گزارش کرد که مغز بیماران مبتلا به آلزایمر در مقایسه با مغزهای سالم در HHV-6A و HHV-7 غوطه ور هستند، علی الخصوص در مناطقی که بیشتر از این بیماری آسیب دیده است. این مقاله در ماه ژوئیه سال گذشته در Neuron منتشر شد. مویر نیز به ادامه آن پرداخت.

در کنار تمام این مسائل مقالات تکمیلی در رابطه با این موضوع در سرتاسر جهان خبرساز شدند و متخصصان خارجی نیز اظهار داشتند که ویروس‌ها باید به عنوان علل احتمالی آلزایمر مدنظر قرار داده شوند.

با این اطلاعات جدید، مویر در اوایل سال جاری یک بار دیگر برای دریافت کمک هزینه از NIH اقدام کرد تا به جزئیات بیشتری در خصوص ارتباط ویروس‌های تبخال و ابتلای به آلزایمر بپردازد و در صورت یافتن شواهدی مبنی بر این موضوع بررسی کند که چه درمان‌هایی می‌تواند موثر واقع شود.

اگر حق با او و سایر دانشمندانی باشد که ادعا می‌کنند بتا آمیلوئید یک آنتی میکروب است که مغز در واکنش به عوامل بیماری‌زا توسط سیستم ایمنی آمیلوئیدی آنها را تولید می‌کند و در نهایت التهاب به وجود آمده باعث مرگ نورون‌ها میشود، پس باید شیوه‌های درمانی بسیار متفاوتی را در مقایسه با ۳۰ سال پیش باید در نظر گرفت.

یکی از مطالعات برجسته ای که در این زمینه انجام شده است، یک مطالعه در سال ۲۰۱۸ در تایوان می‌باشد. در این مطالعه مشخص گردید که افرادی که به عفونت ویروس هرپس مبتلا می‌شوند، ۲.۵ برابر بیشتر از سایر افرادی که هیچ وقت به این عفونت مبتلا نشده‌اند در معرض زوال عقل قرار دارند – و افرادی که با داروهای ضد تبخال تحت درمان قرار گرفته‌اند نیز ۹۲ درصد کمتر از افرادی که عفونت هایشان به صورت درمان نشده باقی مانده اند دچار زوال عقل می شوند.

تانزی گفت: تصور می گردید که متوقف کردن زود هنگام پلاک ها پیشگیری اولیه باشد. اما نظر من این است که پیشگیری اولیه متوقف کردن میکروب‌هاست. درمان بدین معناست که آمیلوئید را فعلاً رها کنید (چرا که از مغز در برابر ویروس تبخال و سایر ویروس‌ها محافظت می‌کند)، بلکه هدفتان فقط بر روی التهاب باشد که در واقع یک آتش بیولوژیکی است که به ازای کشتن مستقیم ویروس‌ها توسط آمیلوئید و تاو ۱۰ نورون را نیز نابود می‌کند. التهاب عصبی نقطه‌ای است که ما را به ساختن داروهای ضد آلزایمر نزدیک می‌کند.

تانزی رئیس هیئت مشورتی AZTherapies مستر در بوستون که بیماران مبتلا به آلزایمر اولیه را برای آزمایش بالینی مورد آزمایش قرار می دهد، قصد دارد تا از یک تکنولوژی زیستی برای درمان اولیه بیماران مبتلا به آلزایمر استفاده کند و بررسی کند که آیا استنشاق پودر داروی ضد ایمنی کرومولین می‌تواند زوال عقل را کاهش دهد یا خیر (بینی با مغز ارتباط دارد).

یکی از بازرسان آخرین درخواست کمکی مالی مویر از NIH را جالب و نوآورانه خوانده است و اظهار داشته است که این مطالعه پتانسیل پاسخگویی به این سوال مهم و حیاتی را در خطوط علل ثانویه آلزایمر دارد. (فرم اولیه آن ژنتیکی است). بازرس مویر گفت او همواره کارهای خلاقانه و قابل تاملی می‌کند.

با این حال یکی دیگر از این بازرسان، تحقیقات پیشنهادی مویر را مورد انتقاد قرار داده و این سوال را مطرح کرد که آیا شناسایی عوامل بیماری‌زای AD ایده مناسبی است یا خیر، چرا که از نظر او تشکیل آمیلوئید در آلزایمر نقشی ندارد (در حالی که آن نشانه اصلی بیماری می‌باشد).

این پیشنهاد در ماه ژوئن رد شد. مویر در حقیقت اظهار داشت: یک ارزیابی نادرست نمی‌تواند ایده جدید و نوآورانه‌ای را تنها به دلیل جدید و ابتکاری بودن آن زیر سوال ببرد. او دیگر نباید مقاومت زیادی در این امر بکند.

با این حال او در ماه حاضر یک ایمیل بی سابقه ای را از NIH دریافت کرد: آژانس مقداری پول در بودجه خود یافته است. لطفاً به سوالات بازرسان پاسخ داده و درخواست خودتان را مجدداً ارسال کنید. مویر در همان ماه این کار را انجام داد. او انتظار دارد که تا چند هفته آینده جواب آن‌ها را دریافت کند.

منبع
www.statnews.com

داریوش طاهری

✍ اولین نیستیم ولی امید است بهترین باشیم. خوب زیستن یاد گرفتنی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا